رویش نیوز یکی از مهمترین بخش های پرونده انتخاباتی خود در طول انتخابات های مختلف را به گفتگو با نامزده های انتخاباتی اختصاص می دهد. این امر از انتخابات مجلس نهم آغاز شده و در انتخابات چهارم شورای اسلامی شهر و انتخابات مجلس دهم نیز ادامه یافت. این بار هم در نزدیکی پنجمین دوره انتخابات شورای اسلامی شهر اصفهان رویش نیوز گفتگوهایی تفصیلی و اختصاصی با این نامزده های انتخاباتی انجام داده است که به مرور در سایت منتشر خواهد شد. نهمین گفتگوی انتخاباتی با آقای مهندس رضا امینی را در ادامه می توانید مطالعه کنید:

 

-ارزیابی شما از شورای چهارم نسبت به دوره های گذشته و نسبت به شورای ایده آل چیست؟

نسبت به شورای شهر ایده آل که فاصله زیاد و نسبت به دوره های گذشته علی رغم تفرق آرایی که داشت شورای نسبتاً موفقی بود و در یک کلمه هم اگر بخواهیم تعریف بکنیم محل تضارب افکار و سلایق مختلف سیاسی و تخصص ها و دانش های مختلف و شورای سخت و نفسگیر.

 

-مدیریت شورا چطور بود؟

به نظرم من نباید در این باره صحبت کنم و دیگران باید بگویند ولی برایند نظرات دوستان این است که شورای شهر خوب اداره شد که البته دلایل مختلفی داشت که یکی بحث مدیریت بود و دیگری همراهی دوستان و تمرکز روی مشترکات بود که تحمل همدیگر را به همراه داشت و شورای موفقی را پشت سر گذاشتیم.

 

-یکی از مهم ترین اتفاقات شورای چهارم استیضاح شهردار بود، نظر شما چیست؟ لطفاً در مورد روند طی شده تا روز استیضاح و همچنین انتخاب شهردار جدید توضیحاتی بفرمایید.

مهم تر از استیضاح شهردار، در ابتدای شورا تغییرات مدیریت شورا بود؛ حجم تعداد افرادی که در انتخابات دوره چهارم ثبت نام کرده بودند حاکی از یک فضای عمومی بود که تغییر شرایط عمومی در شورا را مطالبه می کرد به دور از سلایق و دیدگاه های مختلف سیاسی یک اجماع تقریبی بر این مسئله بود که البته با کم ترین هزینه ممکن یک در مدیریت شورا و شهرداری یک تنفسی ایجاد شود و یک نفس تازه ای به شهر دمیده شود؛ شورای دوره چهارم هم در ابتدا با تغییرات هیئت رئیسه کار خود را شروع کرد و تغییرات در مدیریت شهری را به سمت تغییر رفتار مدیریت رفت تا مطالبه کند به جای تغییر نفرات، افراد رفتار خود را تغییر دهد و برای همین هم یکی از سه راه ابقا، انتخاب مجدد و عزل پیش روی شورا بود؛ و بایستی یکی از این سه راه برگزیده می شد. از بین این سه راه کم عارضه ترین راه ابقای ایشان به عنوان شهردار بود و اگر فرد دیگری بود این عنوان ابقا می شد سرپرستی ولی چون شهردار قبل ادامه داشت عنوان ابقا گرفت.

بعد از ابقا و انتخاب مجدد شهردار، رفتارها نه تنها تغییر به سمت بهبود پیدا نکرد که بعضاً خشن تر شد و چون افراد خودشان را نماینده مردم می دانستند و به نوعی رسالت نمایندگی مردم وظایفی را بر عهده اعضا می گذاشت این بدتر شدن رفتارها تلقی توهین به شعور مردم و شئونات شورا که جایگاه حقوقی مردمی بود، لذا تنش های اولیه شروع و پس از تذکرات شفاهی، جلسات هماهنگی و توصیه های مختلف از کانال های مختلف انجام شد ولی بعد از یک سال همراهی با شهرداری و ابقای شهردار، فضا بهتر که نشد به سمت بدتر شدن رفت و مجموعه دوستان شورای شهر در یک تقابل جدی با این رفتارها قرار گرفتند و رفتارها به نوعی بود که مدیریت شهری دوقطبی شده بود و در شورا 11 نفر در یک سمت و شهردار و 10 نفر در سمت دیگر؛ به نظر ما سعی بر مدیریت شورا از بیرون شورا می شد و این هم یکی از توهین های آشکار دیگر به شورا  و نمایندگان مردم بود و این تقابل دائماً رو به رشد و افزایش رفت که در مرحله نخست با وساطت بزرگان و شخصیت های بزرگ شهر موضوع متوقف شد و قرار بر این شد که اداره شهر با تعامل پیش برود ولی با حرکت مجدد شهرداری، رفتارها تغییری نکرد و مسئله ادامه شود و فضا تبدیل به یک فضای مسموم سیاسی شد در حالی که کارکرد شوراها عموماً خدماتی و اجرایی است و لاجرم شورا عزم خود را جزم کرد و با طی یک فرآیند و در عین احترام گذاشتن به خدمات دوزاده ساله ایشان با یک تذکر شکلی به عنوان استفاده نا به جا از یک عنوان اداری، اگر چه مسائل دیگری بود، فرآیند استیضاح تا انتها ادامه پیدا کرد.

پس از آن تلاش شد روی شخصی اجماع نظر شود که مورد قبول اکثریت استیضاح‌کنندگان شود و به دکتر جمالی نژاد رسیدیم که انصافاً جوان با انگیزه و با اهلیت وزارت کشور و دانش روز کار کرد و در بیست و چند ماهی هم که ایشان شهردار بود از همه وجودش مایه گذاشت و تحولاتی هم در شهر ایجاد شد، هر چند ممکن است این تحولات به اندازه انتظار نبوده باشد  و ذائقه برخی خوش نیاید. اقدامات خوبی هم در ظاهر و هم درآمدهای شهر و هم در برخی زیرساخت های شهر و هم در حوزه های عمرانی و کالبدی شهر اتفاقاتی خوبی افتاد.

 

-به نظر شما در دو سال ابتدایی علاوه بر فضای مسمومی که گفتید، شهر هم از نظر عملکرد به خواب فرو رفته بود؟

نه، تلاش می شد آنچه مورد اشتراک نظر همه اعضا هست به سلامت پیش برود و به همین دلیل در حوزه های اجرایی کم ترین اختلاف نظر وجود داشت یعنی اجماع نظر میان همه 21 نفر برقرار بود و شهرداری هم همراهی می کرد؛ تنها در برخی از حوزه ها، رفتارها غیر متعارف بود که موجب بروز اختلافات می شد.

-از چالش های اساسی کلانشهرها بحث درآمدهای پایدار است و با توجه به رکود چند ساله در کشور که منبع اصلی درآمد شهرداری ها تحت الشعاع قرار گرفته و شهرداری ها به مشکل خورده اند؛  البته اصفهان با طرح ها و کارهایی که صورت دادند، کم ترین مشکل را در این زمینه دارد ولی همچنان از تهاتر و ... استفاده کرد. برای بحث درآمد پایدار چه اقداماتی انجام دادید.

نکته مهمی است که ما بدانیم در اثر رفتارهای شورایی در کل کشور و نه فقط اصفهان، سطح انتظارات مردم در یک افقی قرار گرفته است که اقتضائات مادی شهر را توانایی پوشش ندارد؛ یعنی بین توانمندی ها و داشته های شهر با انتظاراتی که در اثر رفتارهای شورایی برای کسب آرای مردم و قول و قرارهایی که داده می شود ایجاد شده یک فاصله معناداری وجود دارد اختلافی که هم در سطح هست و هم در افق؛ افق به لحاظ ماهیت توقعات است و سطح به لحاظ میزان؛ بدین معنا که مردم توقع دارند که مثلاً 10 ورزشگاه در سال ساخته شود در حالی که توان شهرداری احداث سه ورزشگاه در سال است در نتیجه این فاصله تعدادی را داریم؛ ضمن این که در محتوا هم اختلاف داریم چرا که کار شهرداری اساساً ساخت ورزشگاه و فرهنگسرا نیست.

همین امر باعث شده است تا فشار بیاورند به تراکم فروشی و درآمدهای ناپایدار، درآمدهایی که اگر هم ایجاد می شود چند برابرش باید هزینه شود تا عوارض همین درآمدها را جبران کند؛ یعنی شما باید تراکم بفروشی، ترافیک ایجاد کنی، بارگذاری جمعیتی بکنی و خدماتی همچون فضای سبز، مدرسه، درمانگاه و ورزشگاه و ... نداشته باشی به این ها ارائه کنی هزینه کنی همان خدمات را برای ایشان ارائه کنی. در این دوره تلاش شد که ظرفیت بخش خصوصی را بکار بگیریم  و همچنین قدرت نه گفتن به درخواست های غیرکارشناسی را با منطق و دو دو تا چهار تا منطقی در اعضای شورای تقویت کنیم تا هر آن چه مطالبه می شود نباید به آن پاسخ مثبت داده شود و به مردم با منطق بگوییم که به صلاح نیست؛ تجربه های متعددی نشان داده است که این اقدامات عمر طولانی ای ندارد و به راحتی بعد از یک دهه استفاده به اشتباهات پی برده می شود پس بهتر است در همان لحظه اول با یک نه شیرین به آن ها بیان شود.

چون شهرداری ها شانه خود زیر بار وظایف غیر موظف داده نشان دهنده توانمندی آن ها شده است و دولت در مواردی که باید به شهرداری ها کمک کند نمی کند و استدلال این است که اگر نداشتند که این کارها را نمیکردند و حرکت های غیروظیفه ای انجام نمی داد و این این کمک نکردن یعنی بار را روی تراکم می گذارد در نتیجه در این دوره سعی شد این قدرت نه گفتن تقویت شود و توازن هم در خدمات محلات برقرار باشد تا مردم به نوعی متوجه شوند که از نیست توقع نداشته باشند بلکه از هستی توقع داشته باشند که مورد تعادل و توازن برنامه ریزهاست یعنی مورد نظر برنامه ریز هاست.

اگر مثلاً ما چند نفر یک بستنی داشتیم، با هم تقسیم می کردیم ولی اگر قرار باشد یک نفر بخورد و دیگران نخورند انصاف نیست؛ در مدتی که آقای جمالی نژاد شهردار شد، تلاش کرد مطالبات معوق از دولت را با شدت و هدت دنبال کند؛ این مطالبات شامل عوارض سوخت، پالایشگاه، خودرو و کمک های حمل و نقل عمومی و اوراق سکوک و خزانه را پیگیری جدی کردند که نشان دهنده این است که در دوره گذشته مدیریت شهری نگاه مان به درآمدهای شهر، نگاه بچه پولدار بوده است و دنبال مطالبات مان نمی رفته ایم؛ این خودمان خودمان را اداره می کنیم به این معنا ست که مردم اداره می کنند و به مردم فشار می آید.

درآمدهای پایدار مانند عوارض خودرو کسانی بوده اند که سالها بدهکار بوده اند و تا قصد فروش خودرو را نداشته باشد تسویه حساب نمی کند ولی وقتی تخفیف می گذاریم و یا بخشودگی جرایم در نظر می گیریم، پرداخت می کنند به علاوه در طرح سال گذشته پولی پرداخت نمی شد بلکه اصفهان کارت برای فرد شارژ می شد تا بتواند از خدمات عمومی شهر استفاده کند؛ در این فرآیند هم شهرداری به درآمد خود رسیده است و هم کارت شهروند شارژ شده است و چرخش مثبت اقتصادی برای شهر ایجاد می شود.

نگاه به این صورت که ما اولاً بار روی دوش مردم را کم بکنیم؛ ثانیاً به مطالبات دولتی به صورت جدی بپردازیم و ثالثاً از ظرفیت بخش خصوصی به صورت جدی تر برای توسعه شهر استفاده کنیم؛ مثلاً وقتی یک ساختمان را بخش خصوصی بسازد با درصد زیادی از کاهش هزینه‌های بالاسری کار را تمام می کند ولی در دولت و شهرداری چون عده و عده زیاد است و دلسوزی هم نیست خیلی راحت هزینه می کنیم و هزینه تمام شده زیاد می شود.

 

-مهم ترین دستاورد شورای چهارم چیست؟

اصلاح ساختارهای اداری و ارتقا جایگاه شورا از مهم ترین دستاوردهای این دوره است؛ شورا امروز بروزی در ادارات در نظر مردم دارد و مردم بیشتر با وظایف و اختیارات شورا آشنا شده اند؛ نکته دوم این است که ادارات هم باور بهتری نسبت به شورا پیدا کرده اند که شورا حقوق مردم را بر اساس قانون اساسی می تواند از همه دستگاه های اجرایی از جمله وزرا و وزارتخانه ها در چهارچوب قانون مطالبه کند و این به یک باور عمومی اداری و مردمی تبدیل شده است و به نظرم یکی از دستاوردهای شورای شهر بود، ضمن این که افراد شورا نیز شأنیت بهتری نسبت به گذشته پیدا کرده اند. و سبب شده است شورا بیشتر بروز پیدا کند و همچنین شورا خودش خودش را اداره کرد و از بیرون اداره نشد؛ گاهی افرادی از بیرون سعی بر اداره شورا می کردند هر چند شورا هم مقاومت می کرد و سعی بر استقلال خودش داشت ولی با ترکیب و عده شورا این مقاومت در دوره چهارم خیلی بیشتر بود و به ظرم شورای فعالی بودیم.

اتفاقاتی که در این دوره نیافتاده و در دوره پنجم شما به دنبال تحقق آن هستید، چیست؟

خیلی دلم می خواهد که در چشم مردم، شورا و به طریق اولی شهرداری یکی از محل های اداری برای کسب اعتمادشان باشد؛ یعنی تکریم صحیح و جدی مردم در حوزه شهری الان اتفاق نمی افتد و با همه زحماتی که در بخش های مختلف کشیده میشود اما بعضی اوقات فرایندها و ساختارها اجازه تکریم ارباب رجوع را نمی دهد و شما باید در بسیاری از آن ها نه بگویی. در صورتی که اگر متمرکز بشوی و پژوهش کنی و تجربیات را کنار اطلاعات علمی بگذاری و از آن یک برآیند به عنوان محصول در بیاوری که این نتیجه اش تسهیل پاسخگویی به مردم و کوتاه شدن فرآیندها و شفاف شدن بعضی از موضوعات باشد، خود به خود رضایت مندی بالاتر می رود و یکی از آرزوهایی است که کم تحقق یافت یعنی در حوزه شهری سیستم مکانیزه بود که به صورت جدی دنبال کردیم و الحمدلله به نتیجه رسیدیم و تا اخر این دوره تمام ممناطق شهری به سیستم مکانیزه مجهز می شوند.

شفافیت محاسبات مالی خیلی برای ما اهمیت داشت تا مردم فاکتور تحویل بگیرند و بدانند که محاسبات بر چه اساسی انجام شده است و در کاغذهای دستی با خطوط مختلف و نامفهوم نوشته نشود و یک اعتماد دوطرفه بین خریدار و فروشنده خدمات در شهرداری ایجاد شد اما از این دست کارهای روی زمین مانده خیلی داریم که باید در دوره پنجم انجام شود هم در حوزه تکریم ارباب رجوع و هم در نوع خدماتی که به مردم می دهیم که بخش زیادی از آن به مشارکت بخش خصوصی باز می گردد که می تواند فشار را کم کند. مثلاً ورزشگاه، فرهنگسرا و کتابخانه ساختن را باید بدهیم دست بخش خصوصی با امتیازاتی که در اختیار آن ها قرار می دهیم و شهرداری تنها زمین را تأمین کند؛ ساخت و بهره برداری به آن ها واگذار کنیم؛ این ها باعث می شود که کم تر هزینه کنیم. مشارکت سبب می شود بار از روی دوش مردم برداشته شود.

نکته بعدی که اهمیت دارد این است که سلامت درآمدهای شهری خیلی اهمیت دارد و با توجیه مخاطب و رعایت چهارچوب های قانونی و شرعی و تطبیق مصوبات شورا با با موازین شرع هم اهمیت دارد؛ ما واقعاٌ تجربه نداشتیم و اگر داشتیم از ابتدا برای آن یک فکر اساسی می کردیم که در تدوین قوانین شهری جمهوریت و اسلامیت را کتار هم می داشتیم؛ جمهوریت موازین قانونی و اسلامیت موازین شرعی؛ موازین قانونی را کمیته انطباق فرمانداری و شوراهای بالا دستی انجام می دهند ولی برای تطبیق مصوبات با موازین شرعی ما این خلأ را داشته و داریم و حتماً بایتس رعایت شود.

 

-یکی از میراث هایی که از قبل به این شورا رسیده بود، پروژه شهرک سلامت بود؛ طبق بررسی مصاحبه های انجام شده در زمان کنگ زنی بنا بر این بود که ترافیک آمادگاه و توحید و شمس آبادی کم بشود به علاوه قرار بود در سال 92 تا 93 افتتاح شود که هنوز نشده است. ولی در حال حاضر صحبت از گردشگری سلامت می شود. این پروژه قرار است چه زمانی افتتاح شود؟

موضوع شهرک سلامت و از این دست پروژه ها ابعاد مختلفی که اگر بخواهیم منصفانه با موصوع برخورد بکنیم، فرآیندش بسیار مثبت است؛ بنده کاری ندارم که با چه فلسفه ای این کار شروع شده است ولی قطعاً نیت هر دو طرف خیر بوده است و دنبال یک اتفاق مبارک بودند، این اتفاق مبارک باید دو سر برد باشد و مواهبی که در سمت شهرداری گذاشته می شود با مواهب سمت سرمایه گذار بخش خصوصی جنس تطبیق و مقایسه آن یکی نیست؛ یعنی سمت سرمایه گذار را، سودش را می توان با عدد و رقم مشخص کرد و مسیری که طی شده است را به راحتی تجزیه و تحلیل می کنیم؛ اما این که سود شهر چه چیزی است، همه اش مادی نیست؛ چگونه است که در سال 200 میلیارد خرج زیبایی و بهبود و نظافت شهر می کنیم؛ اگر این عدد و رقم را به سرمایه گذار واگذار کنیم به ذهن می آید که چند ده میلیارد سود وارد جیب او شده است در حالی که چون این رقم در 100 پیمانکار خرد می شود کسی تجزیه و تحلیل نمی کند؛ در خصوص زمان بندی هم ما تمرین نکرده ایم که پروژه های بزرگ چند ساله و با چه حجمی می تواند از آب و گل در بیاید. و این اولین تجربه یک سرمایه گذاری با این حجم است؛ مثلاً قلب شهر هم مال همین آقاست و در یک نقطه ای از شهر یک منطقه جاذب ایجاد کرده است و زمانی این کار را کرده است که امیدی به روشنی اقتصاد در کشور کم بوده است و الان هر جه پیش می رویم کمتر می شود. این خدمتی است که به شهر شده است هم سیتی سنتر و هم شهرک سلامت و هم پروژه هایی از این دست

من کاری شخص سرمایه گذار ندارم ولی امروز سرمایه گذار ریسک بزرگی می کند که می آید در شهری که محدودیت های خاص اداری دارد سرمایه گذاری می کند و شرایط سخت و شکننده ای دارد؛ ممکن است یک مجوز سرمایه گذار را سه ماه معطل می کند چون صادر کننده مجوز هم تمرین نکرده و بلد نیست چه باید بکند و باید در آزمون و خطا پیش برود ولی وقتی این انجام شد، آن وقت یک نمونه داریم که شش ساله انجام شده است و به شما مشروط بر این موافقت می کنیم که مثلاً سه ساله باید تمام کنید و راه و روش را نیز به او می گوییم که چگونه مجوز بگیرد و زیرساخت ها به چه نحوی است؛ در آن صورت می توان تأخیرها را با جرائم استخراج کرد و گرفت.

در خصوص این که قرار بود بار آمادگاه و شمس آبادی کم بشود باید گفت: اولاً اینجا هنوز به بهره برداری نرسیده است، ثانیاً گردشگر درمانی به عنوان یک قطب خدماتی می تواند مد نظر باشد اما قطعاً بخش اعظمی از ظرفیت این مجموعه به درمان بیماران اصفهان و شهرهای اطراف می رسد چون اصفهان در حال حاضر یکی از نقاطی است که به جنوب و غرب کشور سرویس می دهد و یکی از قطب های درمانی کشور است که از سایر نقاط کشور مراجعه می کنند. لذا با این اقدامات و این خروجی برای سرویس دهی به بیماران چقدر از شتاب خطرناک ترافیک و تراکم در مرکز شهر جلوگیری می کند؛ مثلاً اگر الان 100 واحد مشکل در شمس آبادی و آمادگاه داریم، قرار است در سال 97 این ها به 130 واحد برسد، اگر شهرک سلامت 15 واحد کاهش داشته باشد، به نظر من کار خودش را انجام داده است؛ چون اگر نباشد درآمدی برای شهر ایجاد نشده است.

ما باید در آینده کارکرد شهر اصفهان را به سمت خدمات ببریم، و از صنایع مزاحم از هر نوعی به سمت اقتصادی برویم که زمینه پاکی درآمد در آن زیاد است؛ به گردشگری می گویند صنعت پاک یا عروس صنعت و بدون کم ترین عارضه ای بهترین و شیرین ترین درآمد را دارد. وقتی گردشگر برای درآمد وارد اصفهان می شود قطعاً خود یا اطرافیانش از میدان امام(ره) هم بازدید می کنند و از زمان حضور در اصفهان چند منظوره بهره برداری می کند؛ این ها در اقتصاد می گذارد. موضوع شهرک سلامت چند وجهی است.

به کسانی هم که بیان می کنند به شهر ظلم شده و حق شهر ادا نشده باید گفت: زمانی مسئولین نشسته اند و امتیازاتی قائل شده اند که سرمایه گذار انگیزه داشته باشد که در این عرصه حاضر شود؛ من در جایگاه دفاع از سرمایه گذار نیستم ولی انصاف حکم می کند خودمان را جای سرمایه گذاری بگذاریم که نمی داند چه زمانی می تواند از سرمایه چند میلیاردی خود بهره برداری کند و با چه میزان سودی مواجه است و اگر حاشیه سودش را باین امکانات بالا نبریم انگیزه برای مشارکت نخواهد داشت و به جای ساخت یک شهرک سلامت چندین پروژه کوچک را اجرا می کند و سودش را هم می برد ولی این مجموعه با هم شروع می شود و باید با هم تمام شود هرچند روش های فورش واحد و دفاتر و مطب ها را توانسته انجام دهد و همین هم باعث موفقیت او شده است و گرنه در این شرایط رکود اقتصادی کار موفقی است.

الان برای سرمایه گذاری های دیگر هم همین نگاه را القا می کنند که به شهر ظلم و اجحاف شده است؛ اگر این کارها نشود نه ظلمی اتفاق افتاده است و نه کاری شده است؛ اما اگر کار خواست بشود می شود قطار شهید مطهری که هنگام حرکت سنگ می زنند و باید تحمل داشته باشیم که این سنگ بی جا دارد می خورد و اگر به جا باشد سعی می کنیم، اصلاح و برطرف کنیم. البته در مسیر حرکت اگر جایی بفهمیم که اشتباه شده و طلم شده چه به سرمایه گذار و چه به مردم، حتماً در قراردادها می بینند و جای بازنگری دارد؛ ولی تاکنون ما به عقب باز نگشته ایم چون قابل پیش بینی نیست و نمی دانیم حاشیه سود سرمایه گذار چقدر است و چه مقدار از میزان که به اون داده شده است می تواند محقق شود. اصفهان اگر بخواهد سرمایه گریز نباشد که الان این صفت به اصفهان اطلاق می شود و محل فرار سرمایه هاست و اصفهانی های زیادی در کشور در نقاط مختلف ایران چون مشهد و تبریز و قم رفته اند و سرمایه گذاری کرده اند، چرا؟ چون فرش قرمز برای آن ها پهن می کنند.

در حالی که در اصفهان میراث فرهنگی می گوید این قدر طبقه بیشتر نمی توانی بسازی، شهرسازی می گوید از این قدر سطح اشغال بیشتر نمی توان بسازی؛ ترافیک می گوید پارکینگ ندارد، کاربری مرتبط نیست و ... ولی در شهرهای دیگر می گویند شما بساز ما همه ی موانع را رفع می کنیم؛ یک زمین به فرد می دهند، شروع می کند برایش مشکلات از جمله کاربری و زیرساخت ها و ... را رفع کنند؛ ما اگر بخواهیم اصفهان آباد شود تا قطب های جاذب گردشگری در آن رونق بگیرد باید امتیاز بدهیم؛ شهر باید امتیاز بدهد تا امتیاز بگیرد؛ کسی عاشق اصفهان نیست که بیاید سرمایه اش را بگذارد و برای این که بگویند خوب آدمی است خودش را له کند و نتواند از این باتلاق سرمایه ای بیرون بیاید، کسی این کار را نمی کند؛ خودمان را باید در مقایسه با شهرهای دیگر ببنیم کجا قرار داریم و این که شهرهای دیگر چکار کرده اند و ما چه کار کرده ایم تا ببینیم حق ادا شده است یا نه. همین آدم ها هم گاهی عرق اصفهان را دارند وگرنه جای دیگر بروند چند برابر این اصفهان می توانند درآمد کسب کنند.

 

-در خصوص اتفاقاتی  و حاشیه هایی که هنگام بسته شدن لیست در انتخابات شورا رخ داد توضیح دهید.

مجمع اصولگرایان چند ماه قبل از انتخابات مجلس دهم کار خود را شروع کرد و هدف کلان آن هم این بود که همه دوستان با ولایت پذیری حضرت آقا و گفتمان انقلاب و هماهنگ با اصول و چارچوب های اساسی نظام را دور هم جمع بکنند و یک اشتراک نظری در آن ها ایجاد کنند تا یک حرکت دائمی انقلابی در شهر راه بیاندازند؛ عنوانش اصولگرایان بود و برخی دوستان نقدی داشتند که خط کشی و مرزبندی توسط مقام معظم رهبری به انقلابی و غیرانقلابی تغییر کرده است؛ دوستان دیگر اصرار بر این الفاظ داشتند چون خط کشی ها را با سابقه تاریخی سیاسی خودشان منطبق می دیدند و تلاش کردن بر اساس محور اصولگرایی حرکت بکنند. در انتخابات مجلس یک بروز داشتند و در شورا به دلیل تفاوت ماهیتی و جنس انتخابات شورا با مجلس، طبیعتاً تضارب افکار بیشتری داشتند؛ چون در نمایندگی مجلس تعداد داوطلبان خیلی کم هستند و اعضا راحت تر متمرکز می شوند و هم افزایی راحت تر صورت می گیرد ولی در شوراها مباحث طایفه ای و حزبی و گروهی شدت بیشتری دارد، چون در شرایط داوطلبی برای شورا هم خیلی پیچ و خم اداری وجود ندارد و به راحتی با حداقل هایی می تواند داوطلب نمایندگی شود و با یک عقبه اجتماعی هم می تواند وارد شورا شود.

بر اساس آنچه در چهار دوره گذشته تجربه شد، دوستان تلاش کردند که جمعی به عنوان متخصصین متعهد در نهایت این فرآیند برای انتخابات به مردم معرفی شوند و به شورا راه یابند؛ اما در طی این مسیر علی رغم زحمات زیادی که کشیده شده بود و بزرگان زیادی صبر کردند، تلاش کردند و آبرویشان را وسط گذاشتند و تلاش کردند همه از مواضع سخت خودشان عدول بکنند و به یک محوریت وحدت آفرین و منطقی برسند اما در بعضی از مقاطع مختلف تاریخی این فرآیند نوساناتی به وجود آمد که این ها باعث رنجش خاطر یک سری شد و یک سری بد اخلاقی هایی بود که سعی در سهم خواهی و احاطه و انحصار مجمع می شد و تلاش می شد یک سری افراد تثبیت و عده ای دیگر دفع شوند؛ ولی در کلان مجمع که سه بزرگوار روحانی بودند همه دغدغه و تلاش شان این بود که این همدلی در حوزه ایجاد شود –در حوزه غیر سیاسی که همدلی وجود دارد و همه به آن معتقدند و همه با هم رفیق اند-.

اما موقع اقدام که میشود خط و رمزها پررنگ می شود و قالب انحصار به خود می گیرد؛ من به عنوان –نه یک آدم مذهبی یا یک آدم مسجدی یا علاقه مند به حوزه فرهنگ- یک شهروندی که چهار سال مسئولیت نهادی را بر عهده داشت که همه تلاش می کردند برای آن نهاد در این انتخابات یک اتفاق مبارک بیافتد و انتظار داشتم که این دوستان در همه این مراحل حداقل به عنوان مشورت به عنوان اخذ نظر از من سوال می کردند که یک همچنین فرآیندی دارد طی می شود و شما هم تجربه های کوچکی دارید، شما هم نظر بدهید ولی متاسفانه این اتفاق نیفتاد. در بیان شفاهی و عنوانین شفاهی خیلی این گفته شد که هستید و باید باشید ولی عملاً اتفاقی نیفتاد.

در آخرین روزهای سال گذشته برای اولین بار دعوت شدیم برای حضور در مجمع و یک سابقه کاری مکتوب از همه خواسته بودند که ما هم ارائه کردیم و هر یک 3 دقیقه هم فرصت داشت تا در آن جلسه صحبت کند و ما هم صحبت کردیم و از میان حدود 120 نامزدی که دعوت شده بود، و صحبت کرده بودند، 26 نفر –دو برابر ظرفیت شورا- با رأی مجمع برگزیده شدند که اسم من هم جزء آن ها بود.

در مرحله بعد که قرار بود 26 به 13 تبدیل شود، حواشی زیادی را شاهد بودیم و بگومگوهای زیادی اتفاق افتاد و آن کشمکش های حزبی و سیاسی بیشتر نمود پیدا کرد و بر روی مجمع سایه انداخت و احساس می کردیم تلاش می شود عده ای در اقلیت بمانند و حذف یا کوچک شوند و عده ای هم در اکثریت باشند و فضا را دست بگیرند و علی رغم تلاش عزیزانی که در رأس آن مجموعه بودند و همه دعوت به همراهی و همدلی می کردند، این اتفاق صورت نگرفت و ما شاهد اختلافات مبنایی  نه اعتقادی در فرآیند بودیم و ابتدا در انتخاب 13 نفر اسم بنده نبود؛ البته این خبر رسماً از طرف مجمع یا سخنگو و دبیر اعلام نشد؛ و برای این که خیلی شورای 13 نفر یک دست شده بود و توازن نبود و به همین خاطر وحدت صورت نمی گیرد و تأیید فهرست را بر عهده شورای عالی گذاشتند و طبق اخبار رسیده جمع‌بندی شورای عالی این شده است که دوباره رای گیری صورت گیرد و از میان 26 نفر دوباره تعدادی تغییر بکنند و شورای هماهنگی، هماهنگی بیشتری پیدا کند تا فهرست خروجی متوازن تر و متعادل تر ارائه شود.

در آن فهرست جدید، 13 نفر را انتخاب کردند، ولی باز هم اعلام نکردند و دعوت کردند در یک جلسه تا میثاق نامه را امضا کنند؛ در آن جلسه 10 نفر میثاق نامه را امضا کردند و نفر سیزدهم یک شرط ضمن عقد زیر امضا گذاشته بود و 2 نفر هم –که یکی از آن ها من بود- امضا نکرده بودند، فردای ان روز نفر دوازدهم هم امضا کرد و فهرست دوازده نفر امضا و گفتند ظرف چند روز آینده نفر سیزدهم هم اعلام می شود و آن نفر هم من بودم و من چون میثاق نامه –همین الان نقض آن را می بینم مثلاً افراد در گروه های دیگر نباشند یا تک روی نکنند- با چارچوب های منطقی و عقلی و گفتمانی و انقلابی مغایرت اساسی داشت و چون نمی خواستم آن را نقض کنم، میثاق نامه را امضا نکردم؛ دوستان خیلی لطف داشتند و اصرار کردند که بنده هم باشم ولی این بودن هم مجدداً در اقلیت می ماند ولی چون اساساً به این فرآیند اشکال جدی داشتم و تذکراتی را هم که اقایان می دادند و گاهی ما گوشزد می کردیم فقط شنیده می شد و پاسخی داده نمی شد، با مشورت و استخاره به قرآن از آن مجموعه فاصله گرفتم و آقایان بعد از چهار روز که صبر کرده بودند برای اعلام لیست نهایی، لیست خود را ترمیم کردند و 13 نفر نهایی را به مردم معرفی کردند.

-فهرست نجبا و روندی که طی شد را چطور ارزیابی می کنید؟

فهرست نجبا با دیگر لیست ها یک تفاوت هایی دارد که تکثر و دموکراسی در آن کمتر دیده می شود؛ ما در اسلام کثرت نداریم، و چون تعداد زیادی جمعیت بیشتری داشته باشند، حرفشان حق باشد؛ ضمن این که تجربه خوبی را بعضی از دوستان کسب کرده بودند که عادت کنند اختلافاتشان را کم تر بزرگ نمایی بکنند و کنار هم بنیشینند و همدیگر را تحمل کنند و در مورد یک فرآیند و مؤلفه های آن به اجماع نظر برسند؛ توفیق خوبی بود که دوستان به آن رسیده بود ولی به نظرم زمان در این حوزه خیلی کم بود و علی رغم تجربه ای که داشتند، برای این که اشکالات این کار خیلی کم تر بشود کم بود و باعث شد که تعدادی از فهرست کنار گذاشته بشوند و برخی خارج شوند و برخی هم انصراف دهند و نفرات بعدی جایگزین شوند و من هم چون برای خودم شأنی قائل نیستم در مورد وزانت لیست اعلام نظر نمی کنم. روند بهتری است و  لیستی که با اجماع نظر و همفکری همه ارکان تصمیم گیر و با مفاهمه صورت بگیرد برای همه قابلیت دفاع دارد ولی مادامی که بر اساس تکثر باشد، این اقلیت همیشه معترض و ناراضی هستند ولی وقتی اقل و اکثری در کار نباشد و بر اساس حقایق و آن چه که باید تصمیم گرفته شود، همه تقریباً دفاع می کنند از محصول و این تمرین خوب سیاسی در اصفهان بود که به نظرم اشکالاتی داشت که باید به طور جدی رصد و برطرف شود و اگر برطرف نشود به عنوان یک نمونه در تاریخ باقی می ماند و در آینده به عنوان یک تجربه از آن یاد می کند ولی اگر قرار بر ماندگاری و تقویت آن باشد باید تأملی جدی درباره آن کرد.

 

نظرات (3)

  1. اسدی 1396/02/27 19:55

    سلام یه سوال هم می پرسیدی از هزینه تبلیغات آقای امینی تو هر کوچه و خیابانب که میری عکس آقای امینی است مسلما هزینه زیادی شده است حتما این موضوع را شفاف سازی کنید

  2. اسدی 1396/02/27 20:04

    سلام یه سوال هم می پرسیدی از هزینه تبلیغات آقای امینی تو هر کوچه و خیابانب که میری عکس آقای امینی است مسلما هزینه زیادی شده است حتما این موضوع را شفاف سازی کنید

  3. درات 1396/02/30 09:02

    اروزي ما هم به درك واصل شدن كثافتي مثل تو همين كه شما رويشيًهاي عوضي بخونيين بسه!

افزودن نظر

captcha
  • پربیننده‌ترین
  • مطلب دیگری نیست