رویش نیوز یکی از مهمترین بخش های پرونده انتخاباتی خود در طول انتخابات های مختلف را به گفتگو با نامزده های انتخاباتی اختصاص می دهد. این امر از انتخابات مجلس نهم آغاز شده و در انتخابات چهارم شورای اسلامی شهر و انتخابات مجلس دهم نیز ادامه یافت. این بار هم در نزدیکی پنجمین دوره انتخابات شورای اسلامی شهر اصفهان  رویش نیوز گفتگوهایی تفصیلی و اختصاصی با این نامزده های انتخاباتی انجام داده است که به مرور در سایت منتشر خواهد شد. اولین گفتگوی انتخاباتی با حجت الاسلام مهدی آقاجان فشارکی را در ادامه می توانید مطالعه کنید:

 

ارزیابی شما از عملکرد دوره چهارم شورای شهر اصفهان چیست؟

کمال و رشد لایتنهی است؛ بنابراین در سطحی از پیروزی و وضعیتی که باشیم با فرض مطلوب بودن وضعیت باز هم امکان تحول وجود دارد؛ تحول و نو به نو شدن در مأموریت، اهداف و چشم انداز شهر اصفهان کار لازمی است و ممکن است این کار در هر دوره ای لازم باشد و متوقف به این دوره و دوره های قبل نباشد. امیدواریم با همه ی زحماتی که کشیده شده است تابلوی شهر اسلامی اصفهان پررنگ تر شود و اهداف و روش های شیوه اداره شهر و الگوی شهرسازی و ... به سمت شهر اسلامی خیلی روشن تر حرکت کند.

یکی از اتفاقاتی که در دوره چهارم رخ داد، بحث استیضاح شهردار بود که خیلی از مناسبات سیاسی متأثر از آن بود. تحلیل شما از این اتفاق چیست؟

 دستگاه های عمومی و نهادهای دولتی بایستی کاملاً شفاف و مردمی عمل کنند تا هیچ گونه ابهامی متوجه انقلاب و نظام نشود، لذا این نوع چالش هایی که در مسیر اداره شهر پیش می آید چالش های مثبتی است و نباید کسی از بروز این چالش ها نگران باشد؛ هر چیزی که به تأمین اعتبار انقلاب اسلامی و روشن شدن اذهان عمومی کمک بکند، به نفع کل سیستم و شهرداری و حتی خود اشخاص و شورا است؛ شفاف سازی به ضرر هیچ کسی نیست اگر با این نگاه به آن توجه شود، منتها نباید از این اتفاق حاشیه های بی ربطی تولید شود و کوچک نمایی یا بزرگ نمایی شود و همانی که رخ می دهد طرح شود؛ اگر استیضاحی رخ می دهد یا چالشی برای مدیران پیش می آید باید در همان سطح منصفانه باقی بماند.

کلاً جریان های اداری و دولتی ما بسیار بیمار و پر آسیب است، گاهی به اشخاص بر می گردد و گاهی هم بر نمی گردد و بنده چون مسئولیت دولتی داشته ام می دانم که بعضا فساد اقتصادی به امری معمول تبدیل  شده است و هرچه دستگاه پر ریخت و پاش تر و پر سرمایه تر باشد ضریب آسیبش بیشتر است. دستگاهی مثل شهرداری گردش مالی سنگینی دارد حتماً بایستی نظارت حداکثری بر روی آن باشد و گردش کار معمول و روشن باشد. در عین حال نباید همدلی و صمیمیت را بهم بزند و سبب انشقاق میان نیروهای انقلاب و نظام شود.

 

بر اساس ارزیابی شما مشکلات شهر که می توان در قالب شورای شهرآن ها را حل کرد چه چیزهایی است و راهبرد شما برای این مسئله چیست؟

این جمله رهبر معظم انقلاب که می فرمایند: «مشکلات کشور حل نمی شود مگر با مدیریت جهادی و انقلابی» خیلی جمله واقعی و منطقی است؛ اگر با الگوی شهرسازی اروپایی یا حتی به مثل تهران بخواهیم پیش برویم به کم تر از چند دهه اصفهان از نصف جهانی خواهد افتاد همان طوری که به نظر می رسد این اتفاق تا حدی رخ داده است. شهر اسلامی و انقلابی یا آرمانی و مطلوب شهری است که در یک چشم انداز معینی مشکلات را حل کند؛ هر چند زیباسازی خیلی لازم و واجب و ضروری است و جای تشکر دارد، اما نباید زیرساخت های اقتصادی شهر رها شود یا زیر ساخت های فرهنگی اجتماعی و سیاسی شهر در حاشیه قرار گیرد.

شهر باید از هر جهت دارای امنیت باشد، امنیت اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی؛ از همه جهات باید رشد کند آن هم رشد همه جانبه باشد، رشد متوازن باشد نه یک جانبه؛ بودجه و امکانات شهری واقع موسع است و همه استعداد شهر باید به کار گرفته شود که این یک خلق و خوی مردمی تری می خواهد و شهردار و مدیران شهری و بدنه شهرداری باید کاملاً مردمی باشند و هیچ نوع خلق استکباری نباید باشد و مردم و مستضعفین باید احساس کند که شهر از خودشان است و خانه خودشان است و صمیمت باید شناخته شده باشد و اعتماد بین مردم و حوزه های حاکمیتی و عمومی باید به صورت حداکثری باشد که این نیاز به یک خلقی دارد و این فرمایش رهبری مهم است.

شهر انقلابی باید اتفاق بیافتد با مدیران انقلابی و جهادی؛ یعنی مولفه های انقلاب اسلامی باید کاملاً خودش را نشان دهد؛ ما بر اساس مکتب انقلاب پیروز شدیم و با همان مکتب هم می توانیم پیروزی حفظ کنیم و رشد دهیم؛ اگر پیروزی را با مکتب انقلاب بدست بیاوریم و ساخت و ساز را با مکاتب التقاطی انجام دهیم می بینیم که یک زاویه ای بوجود آمده است؛ طبقاتی شدن شهر به لحاظ ثروت، پدید آمدن یک طبقه اشراف و نوکیسه به صلاح هیچ کس نیست؛ مکتب انقلاب و مکتب امام و مکتب فکری سیاسی آیت الله خامنه ای بایستی منطقاً و عقلاً مبنای کار باشد و این مکتب همه بعدی است؛ در حوزه زیست محیطی دارای مؤلفه های متفاوتی است، در حوزه ی رشد اقتصادی و صنعتی دارای مؤلفه هایی است و اقتصاد در فرهنگ انقلابی دارای تعریف است و هیچ ابهامی ندارد و اگر از آن مکتب خارج شویم به اقتصاد پر زرق و برق و سست دچار می شویم که عامل گرانی، تورم و اختلاف طبقاتی می شود؛ سایر الگوهای مدیریت شهری مانند خیلی جوامع پیرشته به این گونه است ظاهراً پیشرفته هستند ولی در زیر پوست شهر هر روز مفاسدش بیشتر می شود.

ترافیک و ... حاصل یک الگوی غلط در شهرسازی است و اگر الگو درست شود هر سال باید این شاخص ها کاهش پیدا کند به نحوی که هیچ مشکل لا ینحلی در شهر نباید باشد؛ الگوی بلند مرتبه سازی، درآمد شهری با نگاه فلسفی و آزاد اندیشی به آن نگاه شود تا بر طرف شود. اگر ما روی روش های موجود دُگم باشیم، و تعصب بی دلیل روی آن ها داشته باشیم؛ چه دگمیت متحجرانه و چه دگمیت روشنفکرمآبانه که هر دو شهر را به نابودی می کشاند؛ حد وسط آن آزاد اندیشی، حریت و نگاه فلسفی و منطقی به دور از عادات رایج شهرداری هاست که این همگرایی و هم افزایی بین مردم و مسئولین باشد می توان ظرف دو سه دهه شهرداری را به سمتی برد که مردم شاهد کاهش مشکلاتشان باشند مشروط بر این که این روش مورد وفاق شورا و شهرداری باشد.

 

در خصوص بحث ارتباطات شهرداری با مردم، در این دوره گام هایی به سمت الکترونیکی شدن خدمات شهرداری و دریافت ها و پرداخت ها انجام شده است ولی هنوز کافی به نظر نمی رسد. اگر سیستم نرم افزاری حاکم شد هم یافتن آن ممکن می شود و هم امکان فاسد کاهش می یابد.

در اداره شهر حتماً باید نوآوری باشد و نوآوری در مدیریت یک مؤلفه جدی و اساسی است و این جزء مکتب انقلاب است؛ انقلاب پایه اش بر نوآوری و تولید علم است، منتهی این همه چیز نیست، و ما سیستم های الکترونیکی هم دیده ایم که دارای مشکل است؛ اگر نیروی انسانی خُلق انقلابی نداشته باشد، و ایمان انقلابی نداشته باشند و قلباً مردم دوست و خدمت گذار نباشند از همان سیستم ها هم بروکراسی جدید، سخت تر و پر ابهام تر ایجاد می کنند؛ به نظرم پایه و اساس می تواند ورود نیروهای انقلابی، مخلص و کاردان و خدمت گزار به عرصه ی شهرداری باشد؛ بدنه شهر باید همان کسانی باشند که زمان جنگ، دفاع مقدس را اداره کردند و پیروز شدند، یعنی افراد فداکار و از خود گذشته، نه افرادی که از شهر و شهرداری دنبال منفعت طلبی باشند، نه افرادی که ساعت کاری شان را جزء طلبکاری های خود از مردم بدانند و این شامل کارمندان جزء و مدیران شهرداری نیز می شود.

فکر می کنم هر دو این ها با هم و اولی یعنی منابع انسانی و غلبه فضای ایمان و اخلاق کار واجب تری است و اگر سختی هم بود مورد اعتماد واقع می شود، ولی عکس آن ممکن است همه ی سیستم ها حسب ظاهر مرتب باشد اما برای فساد درست کردن، به کسر ثانیه آدم مفسد می تواند فساد ایجاد کند و راه سوءاستفاده از مجوزها و منابع را برای خود باز کند؛ ما همواره در فضای دینی و تجربی و عقلی مان به این نتیجه رسیده ایم که نیروی کار باید صالح، درستکار، امین و شایسته ای به لحاظ تخصص و کارایی باشد و برای این نیرو باید بهترین و نوآورانه ترین ابزار را هم فراهم کرد.

این همه ی موضوع نیست و خیلی از مأموریت ها در شهرداری باید کاهش پیدا کند؛ اینکه شهرداری ها و دیگر دستگاه ها خیلی متورم می شوند و همه چیز به این ها گره می خورد فسادخیز است و باید مأموریت ها بازبینی شود که چقدر ضرورت دارد که متمرکز باشد در یک نهادی؛ تراکم شهری و ترافیک، بخشی از آن ناشی از تورم قدرت و ثروت است؛ پول هنگفت در شهرداری انباشت می شود و قدرت و اختیارات متراکم می شود در این مجموعه که این تمرکز علاوه بر مشلاتی چون ترافیک و ... برای شهر نیز گرفتاری به همراه دارد. کمتر سازمانی را سراغ دارم که مامورت خود را درست شناخته باشد، علت آن هم این است که هم دانش دینی میان متولیان ضعیف است و هم جنبه های مدیریت استراتژیک و کشف مأموریت هم میان مدیران ضعیف است و در حد چند کلاس درسی است. در نتیجه سازمان ها خیلی از مأموریت هایی تولید می کنند به دلیل منافع ان ها است و الزاماً آن ماموریت وظیفه آن ها نیست. مأموریت های قابل واگذاری، واگذار نمی شود و برای مأموریت رقابت می کنند و به زور آن را با خود حمل می کنند چون آن مأموریت درونش مجوز و رانت هست، البته نمی خواهم بگویم همه مأموریت ها این گونه است ولی خیلی از مأموریت ها قابل واگذاری است.

 

برای این مأموریت ها مثال هم می توانید بزنید؟

نسبت دولت و مردم است، نسبت دولت و نهادی عمومی است؛ هر چقدر کارها مردمی تر بشود کارها روان تر می شود؛ مانند همین پلیس+10؛ قبلاً برای گرفتن یک گواهینامه همه چیز متمرکز بود در یک سرهنگ نیروی انتظامی؛ محدود چند نفر برای کل جمعیت استان و این فساد و پارتی بازی و معطلی و ... داشت، پس از گسترش پلیس+10، اداره این کار گواهینامه شد محله به محله و در حال حاضر کم ترین حاشیه را دارد و در عین حالی که در دست حاکمیت هست با یک تدبیر منطقی به مردم واگذار شد و ان گره کور قبلی باز شد؛ خیلی از مجوزها و مأموریت هایی که شهرداری ها و دستگاه های اجتماعی دارند، قابل تأمل است؛ آن بخشی باید بر عهده نهادهای حاکمتی و دولتی گذاشته شود –هر چند خود شهرداری هم نهاد مردمی محسوب می شود- که تبدیل به قدرت و قطب شود که فسادخیز و رانت خیز باشد؛ به نحوی باید بازنگری شود تا مردم با کم ترین مواجه با تمرکز قدرت بتوانند کارهای خود را انجام بدهند.

با نیروهای موجود در بدنه شهرداری که نزدیک به 12,000 نفر هستند، می توان این روحیه انقلابی را منتقل کرد؟

این مسئله چند بعدی است و یک بخش جدی این است که مدیران خود سانسوری دارند و اگر مدیران ارشد روحیه انقلابی به معنی واقعی کلمه داشته باشند و مخلصانه و با سخت کوشی توجه به مناطق محروم داشته باشند و دنبال سهل کردن کار مردم باشند، اهل توهین نکردن به مردم در مراحل اداری و زشت های مستکبرانه در برخورد با مردم نداشته باشند حتماً به بدنه هم منتقل می شود؛ ضضمن این که مدیر ارشد موظف کارمند خطاکار خود را دریابد و اگر مدیر ارشد معتقد به آبروی نظام و حق مردم باشد به کارمندان خود این هشدار را می دهد که رفتارهایی که بخواهد کرامت و حق مردم در آن تضییع شود، تعطیل است.

بدنه هم قابل رشد است و با اموزش، تدوین، تبلیغ و ... می توان این کار کرد؛ هر نوعی تغییر حداقل چهار، پنج مؤلفه دارد؛ تغییر مؤلفه اقتصادی دارد، مؤلفه سیاسی و اجتماعی و جغرافیایی هم دارد و به ندرت می شود که تغییرات مربوط به یک یا دو مؤلفه باشد و تقسیم بندی ما در فضای انتزاعی و کتابخوانی رخ می دهد وگرنه در عالم واقع به شدت با هم مخلوط هستند؛ اگر فضای سیاسی گرایش های منحرف و منفی داشته باشد، حتماً اثر منفی می گذارد؛ اگر دچار معضلات اقتصادی باشد، حتماً اثر منفی می گذارد و اگر رابطه سیاسی و اقتصادی درست باشد ولی مؤلفه های اجتماعی دچار اشکال و ایراد باشد، به هر دلیلی، یا مؤلفه های فرهنگی و علمی کمرنگ باشد، در عالم واقع درمان گری در یک سیتم محتاج به همه جانبه نگری است و شهرداری هم متولیانی دارد که می تواند در استخدام این تحول بگذارد، مثلاً دستگاه فرهنگی شهرداری نخستین مأموریتش ارتقای سلامت فکری کارکنانش باشد و تحول در مناسبات اجتماعی شهرداری ها و دستگاه های وابسته باشد.

این که شهرداری چشم اندازی روشن و مشترکی میان مردم و مسئولین بگشاید و همه بدانند یک مسئله را دارند دنبال می کنند و تبدیل شود به یک گفتمان و یک ادبیات رایج، در نتیجه کارمندانی که مستضعف فکری است رشد پیدا می کند؛ خلاصه این که باید فساد از هر جنسی اعم اجتماعی یا اخلاقی یا کم کاری اداری یا درشت گویی و منفعت سالاری، حتماً باید به صفر برسد و این حتماً شدنی است؛ ما نیامده ایم که تا آخر عمر با فساد کنار بیاییم؛ ما خلق نشده ایم که تا آخر عمر با مشکلات کنار بیاییم؛ خداوند ما را خلق کرده است تا با بالاترین ظرفیت خود بتوانیم مشکلات را به صفر برسانیم. و این کار شدنی است و اراده پروردگار نیز همین است و باید دنبال مطلق صلاح و سداد در دستگاه عمومی باشیم.

 

عملکرد شهردار جدید را چطور ارزیابی می کنید؟

زحمات دوستان خوب است منتها ما منتظر تحول هستیم و باید در طراز انقلاب باشد؛ همه خدمات خوب است و ما شکرگزار هستیم اما تحول و در طراز انقلاب حرکت کردن یک معنای بلندتری دارد و انتظار از مسئولین آیین است که در تراز انقلاب حرکت کنند و چشم و چراغ نظام و آبروی نظام باشند و امین راه شهدا باشند و کارکرد حداقلی نداشته باشند بلکه کارکرد حداکثری داشته باشند و خدمت سطحی و قشری نه، بلکه خدمت عمیق و ماندگار؛ تحول نو به نو و متناسب با جمعیت استان و شهر و متناسب با توقعات مردم، باید عملکرد شهرداری را در رضایت مردم ببینیم و در این صورت رضایت من جایگاهی ندارد؛ باید مردم ای جانم بگوید در قبال عملکرد شهرداری و مردم بدون هیچ مکث و تعللی بگوید خدا برای این شهردار خوب بخواهد و باید طوری عمل شود که مردم بدون کوچک ترین مکثی ابراز رضایت کنند. نباید طبقه مستکبر و مرفه راضی باشند و بگوید ما خیلی بهره می بریم و طبقه مستضعف بگویند ما همچنان محرومیم. اینها برای شب اول قبر مسئولین گرفتاری به همراه دارد. ممکن است اینجا یک آب و نانی به هم برسد ولی در شب اول قبر قرآن کریم می گوید، ذرة مثقال و کوچک ترین عمل ما محاسبه می شود، در همین دنیا هم بدین گونه است و در همین دنیا هم اهل نظر، ریز بین و تیز بین هستند و اصلاً فضا را کیلویی و فله ای حساب نمی کنند و یک ذره هم نارضایتی مردم قابل قبول نیست؛ مگر این که یک جایی بگوییم کسی می خواهد تخلف بکند و ما بگوییم جلوی او را گرفته ایم و ناراضی است.

شهرداری باید به شدت قانون گرا باشد اما قانون گرایی بر عله مردم؛ نباید قانون بهانه ای باشد برای اذیت کردن مردم؛ باید قانون وسیله باشد تا همه از رعایت ان سهم ببرند؛ گاهی اوقات قانون در دست نهادهای عمومی قرار می گیرد و برای زحمت ایجاد کردن برای مردم به کار می رود؛ گاهی مردم را بی خبر از قانون می گذارد و همه در تله بی قانونی می افتند. مثلاً قانونی را دیر اطلاع دهیم تا بی قانونی کنند و ما با این بی قانونی کسب درآمد کنیم. درآمد شهری باید رشد یابد ولی معقول و مشروع؛ حتماً باید شهر درامد خوبی داشته باشد ولی نه هر درآمدی و به هر روشی؛ به صرف درامد داشتن مدیران نمی توانند شب اول قبر راحت بخواند؛ مثلاً بلندمرتبه سازی چقدر توجیه دارد و چه کسانی بیشترین بهره را از این کار می برند؟ آیا فقط مرفهین شهر سهامداران اصلی شهر هستند؟ نگاه ما به تفریح شهری چیست؟ کدام الگو از تفریح را به مردم القا می کنیم؟ اولویت شهری واقعاً چیست و چه کسی این اولویت را معین می کنند، مردم یا علقه های غربگرایانه ما؟ نظام تصمیم گیری در شهر چگونه است و فرآیند تصمیم گیری در شهر چگونه اتفاق می افتد؟

شما فکری برای درآمد پایدار شهری کرده اید؟

 اصفهان واقعاً نصف جهان است و شعاری نیست که ما مطرح کرده باشیم؛ بلکه توریست ها گفته اند و کسانی که دنیا را گشته اند  و همه جا را دیده اند به این اذعان دارند. این یعنی اصفهان به صورت بالقوه و بالفعل ظرفیت بالایی در حوزه اقتصادی دارد، حتی فضای فرهنگی اصفهان نیز اقتصادی است؛ بعضی از شهرها مانند قاهره ظرفیت علمی خود را تبدیل به ظرفیت اقتصادی کرده اند یعنی رفت و آمد علمی به آن ظرفیت توریست علمی را فراهم آورده است و اینجا را تبدیل می کند به قطب علمی و یعنی گردشگری پر رونق؛ منتها با مفهوم سنتی اقتصاد ممکن است جواب ندهد و بایست در شهر بر اساس منطقی که فعالان اقتصادی می گویند شهر باید دارای قطب های اقتصادی باشد و در چشم انداز شهر، شهرک هایی را تعبیه کنیم که محل ارائه اقتصاد سالم شهری باشند؛ ما صنایع دستی وافری داریم ولی برای عرضه این ها فکر نکرده ایم؛ هنرمند تولید می کند واین متولیان شهر هستند که باید راه هنرمند را هموار کنند تا محصول وی مورد بازدید و فروش قرار بگیرد، این ها در زیرساخت های شهر قابل پیگیری است و کاری هم به من ندارد هنگامی که خود فعالین اقتصادی را دعوت کنند، می توانند الگوهای اقتصادی و شهری را خودشان طراحی و سرمایه گذاری کنند؛ اصفهان این قدر در اطرافش مناطق بکر دارد و در حال حاضر بلا استفاده است، مناطقی که با یک الگوی مترقی می تواند تبدیل به قطب اقتصادی شود و هم برای خود اصفهانی ها فایده داشته باشد و هم برای کسانی که دیگر کشورها به این منطقه سفر می کنند.

باید ظرفیتهای نخبگانی، صنعتی و هنری اصفهان هموار شود، با درخواست خود مردم؛ اگر ما اندکی گوشمان را شنوا کنیم می توانیم طرح ها و ایده های مردم را بشناسیم، مردمی که دارند کار می کنند و با اندکی حمایت خودشان درآمد را افزایش می دهند.

 

با توجه به توانایی های خودتان، در صورت انتخاب چه کمیسیون‌هایی را در نظر گرفته اید؟

اعتقاد من این است که آدم انقلابی –البته معلوم نیست که من انقلابی باشم یا خیر- باید خودش را برای همه ی عرصه های شهری آماده کرده باشد، یعنی کسی که می خواهد در شورای شهر فعالیت کند باید هم شمه سیاسی قوی ای داشته باشد، چون بدون سیاست هیچ کاری قابل انجام نیست و متأسفانه همه چیز تحت تأثیر سیاست است؛ حتماً باید با الفبای اقتصادی آشنا باشد، هم اطلاعات داشته باشد و هم شبکه اقتصادی در اختیار داشته باشد و هم به لحاظ اجتماعی بتواند جامعه شناس خوبی باشد و هم باید یک شخصیت تمام عیار علمی و فرهنگی باشد، این ها در عالم کاغذ و نوشته قابل تفکیک است؛ کسی که در کمیسیون اقتصادی است اگر آدمی سیاسی و فرهنگی نباشد نمی تواند کاری انجام دهد و حتماً ضرر می زند؛ با نگاه سکولار و سودسالارانه کمیسیون اقتصادی را می برند به سمتی که نباید؛ یا برعکس کسی که در کمیسیون فرهنگی است و اقتصادی نباشد، از فرهنگی صحبت می کند که زیرساخت اقتصادی ندارد، فرهنگی که نسبتش با اقتصاد معلوم نباشد.

ممکن است به لحاظ تقسیم وظایف در کمیسیون ها توزیع بشویم ولی به لحاظ عالم فکری باید یکی باشند؛ ممکن است یک نفری ظهور و بروزش در یک رشته ای بیشتر باشد اما این که کسی بگوید من سیاسی نیستم، یا اقتصادی نیستم یا فرهنگی نیستم، من این گونه نیسیتم. من اگر توفیق خدمت گذاری در شورای شهر پیدا کنم باید بر خود فرض بدانم که الفبای اقتصاد و فرهنگ و سیاست را بدانم تا در هر کمیسیونی که لازم شد قرار بگیرم.

 

حرکت های سیاسی سطح شهر اصفهان مانند مجمع اصولگرایان و نجبا که در انتخابات شوراها انجام شده است را چطور ارزیابی می کنید؟ آیا امکان یکی شدن این ها نبود.

یکی شدن یک فرآیند است و با ابلاغ و بخشنامه و دستور نمی شود؛ فرآیندش هم تعاملی است و من این تعامل را مثبت ارزیابی می کنم، ممکن است سخت و دشوار، چالش برانگیز و مناقشه آمیز باشد، اما می شود به ان مثبت نگاه کرد؛ بالاخره رویش های و جوانان انقلاب، آدم های پر حرارت و پاکار انقلاب می آیند، مجموعه های قدیمی هم که ما ارادت به ان ها داریم، می آیند و حرف ها و عادت های سنتی خود را دارند که ان هم خوب است، اصل این چالش را می توان به آن مثبت نگاه کرد به عنوان یک فرآیند یکی شدن در یک بازه زمانی چند ساله و باید طرفین ماجرا کمک کنند و خودسانسوری نداشته باشند و گوش شنوا داشته باشند تا از هم بتوانند نکات مثبت را بپذیرند.

یکی شدن نیاز به سازو کار و مولفه دارد، آن چه مخل است انحصار طلبی است در هر کسی که باشد، آن چه مخل یکی شدن است خلق استکباری و ارباب سالارانه است هر جایی که باشد، آن چیزی که مخل است عجب و خودشگفتی و خودشیفتگی است؛ همه این گزینه ها در هر رشته و سطحی که هستند، همه باید با نهایت افتادگی و با قصد جامع پذیری خیلی بالا و با قدرت تعامل و به استقبال تغییر رفتن که یک سود است و بار منفی ندارد و نباید از تغییر بهراسیم؛ باید میدان را باز کنیم و نقش خودمان را باز تعریف کنیم. ارزیابی من منفی نیست و این چالش ها را گام بزرگی به سمت جلو می بینم.

 

 در انتخابات ریاست جمهوری به چه کسی رأی می دهید.

 با مطالعاتی که کرده ام و با اظهار نظرهای بزرگان کشور، بر حجت الاسلام رئیسی به جمع بندی رسیده ام و رای خواهم داد و با احترام به همه ی نامزدها و جریان ها به نظرم ایشان جامع شرایط است.

 

و صحبت پایانی.

شهر انقلابی، مدیران انقلابی؛ من این را تنها راه تحول و برون رفت از وضع موجود می دانم، همه چیز قابل حل اگر جهادی و انقلابی عمل شود.

نظرات (1)

  1. اکبر 1396/02/24 11:01

    ضعیفترین فرد در لیست نجبا

افزودن نظر

captcha
  • پربیننده‌ترین
  • مطلب دیگری نیست