سرویس سیاسی رویش نیوز - هجرت ایزدی: سالگرد انقلابها معمولاً با گرد پیری بر آنها همراه است. انقلاب ها به خاطر ناهماهنگی و دوگانگی میان آرمان هایشان فاسد میشوند و ملت ها امیدشان را برای نفوذ در عالم و جاری شدن در تاریخ از دست میدهند. لکن انقلاب اسلامی از آن جایی که استقلال و آزادی را زیر لوای جمهوری اسلامی و ولایت مطلقه ی فقیه معنا کرد علی رغم همهی کاستی ها در هیچ برهه ای نزاعی بین آرمان های انقلاب پدید نیامد بلکه در کوران حوادث این شعارها زنده تر شد و ظرفیت بیشتری از خود نشان داد.

اگر دم به دم زندگی بشر نو نباشد هویتش را، وجودش را و به معنای بهتر خودش را نمی یابد و می میرد. این سرنوشت ملت هایی است که هویت سیاسی و تاریخی خویش را ورای ابزار و زندگی مادی نمیجویند تا این که ابزارهای فانی امکان توسعه و رشد خویش را از دست میدهند و مالکان خویش را بی هویت میسازند.

طواغیت همواره عجله میکنند تا قدرت مادی خویش را افزایش دهند و از قبل آن توانایی های تکنیکی و ابزاری بر عالم و آدم سیطره یابند. لکن این عجله فرصت نو شدن را خلاف میل باطنیشان از آنها میگیرد و آنها را به اضمحلال خواهد کشاند.

امروز بسیاری از روشنفکران معتقدند ترامپ لمپن و بی ادب است و از آن جایی که در سیاست دستی نداشته  مودب به آداب دیپلماتیک نیست. لذا سعی میکنند حساب دولت آمریکا را از ترامپ جدا کنند. ترامپ در حالی راهی کاخ سفید شد که به قول خودش میخواست در واشنگتن سیفون را بکشد و عناصر آلوده را بیرون کند. او به شش تریلیون دلار که در عراق و افغانستان هزینه شده اشاره کرد که مانع توسعه ی زیرساخت های آمریکا گردیده و علی رغم این که وقیحانه زنان و مهاجران را خطاب قرار میداد خلاف نظرسنجی ها این بساز بفروش نیویورکی راهی کاخ سفید شد.

مردم آمریکا از آن چه یکی دو دهه ی اخیر بر آنها گذشته بود به شدت ناراضی بودند و اتوپیای آمریکایی را از دست رفته می دیدند. لذا  با وجود فساد اخلاقی و مالی ترامپ، مجذوب اعترافات او نسبت به اوضاع اقتصادی، اجتماعی و فساد سیاسی در امریکا گردیدند و با انتخاب وی از او خواستند دست لابی های فاسد را از دولت آمریکا کوتاه کند.

آن هایی که ورای تحلیل های روشنفکری به آمریکا نگاه می کنند می دانند که مردم آمریکا هویت خویش را گم کرده اند و نیک می دانند آمریکا با دست اندازی های مستعمرانه در عالم نتوانسته است آنها را مقتدر در تاریخ بگرداند. دولت آمریکا قسط های کمرشکن بر آن ها تحمیل کرده و در ازای وام های پرداختی همه ی وجودشان، خانه و ملک و لوازم زندگیشان همه در رهن بانک ها قرار گرفته اند تا چند وعده بتوانند غذایی بخورند و در یک اتاق کوچک که خوابگاه آن هاست زندگی کنند. آنها تبدیل به ماشینی برای برآوردن آرزوهای یک درصد چپاولگر گردیده اند که بی امان خون مردم را می مکند.

اگر شخص ترامپ در این موقعیت تاریخی ظاهر نم یشد حتماً شخص آشوبگر دیگری می آمد و به این اوضاع بس تلخ اعتراض میکرد. ظهور امثال ترامپ سرنوشت محتوم تمدن های مادی است. وقتی دیگر از قانون و مجری و دادگاه و تکنیک کاری نمی آید و بحران بیکاری و بی هویتی بالا می گیرد تا حدی که نمی توان بر آن سرپوش گذاشت و آبروداری کرد کسانی از درون همان تمدن مادی می آیند که ملت را نجات دهند لکن زهی خیال باطل که با دست های آلوده نمی توان آلودگی ها را زدود. ترامپ ادامه همان روندی است که بنای آن توسط ماکیاولی گذاشته شد و فریاد او نسبت به دولت مردان آمریکا نتیجه عملکرد خودشان بر خودشان است.

انسان هایی که بالفطره می خواستند تعالی پیدا کنند کارشان به جایی رسیده است که برای ملزومات حیاتیشان دستشان را به سوی بانک ها دراز کرده اند و با دریافت وام جدید قسط های افزون شده وام قبلی را تسویه می کنند به طوری که با پرداخت هر قسط وام بدهکارتر می شوند و این ثمره ی اقتصاد نئولیبرالی و رانت حاصل از بورس و بانک و بیمه در دنیای مدرن است.

فساد اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در دولت آمریکا ثمره ی روحیه ی فردگرایی اومانیستی برای تعجیل در اعمال قدرت در همه ی حوزه ها است بدون آن که یک هویت تاریخی برای خویش بشناسند. لذا کهنگی، اضمحلال و نابودی سرنوشت محتوم آنها در عصر حاضر است. فرهنگ حذف و نابودی ذات ساختار طواغیت است. اوباما و ترامپ هر دو در این مسیر اعمال قدرت میکنند یکی با قدرت نرم و دیگری با حذف فیزیکی .

ساختار سیاسی ایالات متحده هیچ گاه بیرون از دو حزب نبوده است. در حوزه ی فرهنگی و اجتماعی اوباما با دفاع از همجنس بازان بنیاد خانواده را هدف میگیرد تا مفسدان فی الارض جایی برای پیوستگی در عالم نگذارند. این ها همه ثمره ی روحیه خودمدارانه در آمریکاست و از آن جا که این روحیه ی گرگ منشی حیاتی برای بشر باقی نمی گذارد ناچارند برای ادامه ی حیات با آزادی حمل سلاح در دست شهروندان  بازدارندگی ایجاد کنند تا مانع درگیر شدن گرگ ها شوند.

از دولتمردانی که به مردم خویش رحم نمی کنند یقیناً انتظار نمی رود که مانع صدور ویزا برای اتباع جمهوری اسلامی که همه ی راه های خویش را اعم از حذف فیزیکی و جنگ  روانی برای آنها اعمال کرده اند نشوند.

در تمدن ماکیاولیستی همه گرگ صفت یکدیگر را می درند و بالاخره نابود میشوند و این ندای خود مردم آمریکاست که در مستندهایی که توسط خودشان ساخته شده به این حقیقت اذعان می کنند. از چنین دولتی که گرگ ها را اداره می کند و هم چنین جیره خوارانش چیزی جز خواری و خذلان در عرصه سیاست خارجی نیز برنمی آید.

پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی اگرچه ساختارهای اقتصادی و فرهنگی متحول نشد و در قالب مدرن و ظواهر اسلامی به کار خویش ادامه دادند  دوگانگی ها و اختلاف سلیقه ها زیر لوای ولایت مطلقه فقیه رنگ باختند و 23 تیرها و 9 دی ها در راستای این وحدت ولایی ظهور نمودند. علی رغم آن که رهبری عزیز به تکنوکرات ها تذکر زیادی دادند لکن ایشان رای ملت را محترم شمرده و مانع اقدامات ایشان نشدند.  این مناعت طبع ولی فقیه برخلاف آن ترورهای فیزیکی و روانی دنیای مدرن حیاتی درخشان را برای این ملت به ارمغان آورد.

به طور مثال در روز تشییع و تدفین آقای هاشمی جوانان حزب اللهی آمدند و اعلام نمودند نمی گذارند که ضد انقلاب زیر تابوت ایشان را بگیرد و این گونه همه نقشه دشمنان را برای ساختن یک عاشورای 88 دیگر نقش بر آب کردند. این وحدت آن چنان پر رنگ شد که کسانی که  شعار مرگ بر آمریکا را باعث فقر ملت ایران می دانستند  با BBC   مصاحبه کردند و آن را به خاطر مواضع ناشایستش نسبت به آقای هاشمی مورد سرزنش قرار دادند.

انقلاب اسلامی هویت تاریخی ای  از غدیر تا مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برای خویش می شناسد و صبورانه شهدای خویش را تقدیم راه حق می کند و از نظرات و اختلاف سلیقه های مختلف ذیل نظام جمهوری اسلامی نمی گریزد و از برای تکلیف قیام می کند تا در موقع مقتضی قدرت خویش را اعمال کند و این راز ماندگاری جمهوری اسلامی است. اگر حلب به سوریه بازمی گردد ثمره ی این صبوری هاست که  بسیاری حتی دوستان اسد آن  را تمام شده قلمداد می کردند لکن انقلاب اسلامی در صورت نویی خود را نشان می دهد تا به سر منزل نهایی خویش که تحقق مدینه الهی در سایه نابودی ابرقدرتهاست برسد ان شا الله.

 

 

نظرات (1)

  1. حسین 1395/11/20 15:15

    خیلی متن خوب و جالبیه

افزودن نظر

captcha