altرویش نیوز- سرویس گفتگو: فرهنگ به عنوان زیربنا و بستر همه ی فعالیتهای جامعه، عموما در این سی و چند و سال گذشته از انقلاب اسلامی به واسطه دلایل متعددی مظلوم واقع شده است. در زمانه ای که دشمن سمت و سوی تهاجم خود را به این عرصه معطوف کرده است به نظر می رسد ادامه غفلت از این حوزه مهم، اثرات جبران ناپذیری را بر پیکره ی اجتماع و ادامه حرکت انقلاب اسلامی خواهد گذاشت. در این میان یک مدیریت جامع در همه ی حوزه های فرهنگی بیشتر از هر چیز دیگرضرورت دارد. به نظر رسید پیگیری و بحث در مورد مدیریت جامع فرهنگی در سطح شهر اصفهان و توجه به لزوم طراحی یک نقشه جامع فرهنگی برای این شهر با توجه به معضلات فرهنگی شهر که ذهن همه دلسوزان را به خود مشغول کرده است کاری لازم و امری ضروری است به همین مناسبت در میزگردی با حضور سه تن از فعالین فرهنگی شهر به این موضوع پرداخته شد. آقایان:

احمد مقیمی: از فعالین فرهنگی شهر، و مشاور رسانه ای سابق استاندار اصفهان

وحید ملتجی: از فعالین فرهنگی شهر و از موسسین مجموعه فرهنگی عاشورائیان

محمدرضا ملکیها: از فعالین فرهنگی شهر و كارشناسي ارشد مديريت فرهنگي و مسئول خیریه فرهنگی بقیه الله

این میزگرد در دو قسمت تنظیم شده است که قسمت دوم و پاياني آن در ذیل می آید:

 

رویش نیوز: سؤال مشخص ما این است که آیا شما معتقد به فرهنگ و مدیریت فرهنگی جامع در سطح کلان، آن هم با یک مدیریت واحد هستید یا نه؟ و اگر معتقد هستید این مدیریت واحد باید به چه شکلی پیاده شود؟ اگر هم معتقد نیستید دلیل آن چیست؟

ملکیها:اجازه دهيد بحث را از همين نقطه كه آقاي ملتجي تمام كردند ادامه دهيم: حالا آقاي ملتجي به بحث مهندسی رسیدند و مقدمات لزوم بحث مهندسی فرهنگی مطرح شد.لازمه ي طرح مدیریت فرهنگی همان مهندسی فرهنگی است؛ یعنی اگر ما اصلاً مهندسی فرهنگی را تعریف نکنیم، به آن نپردازیم، مدلش را طراحی نکنیم و نقشه آن را هم نکشیم اصلاً نمی توانیم مدیریت کنیم.

 ما حتی در این جامعه هم می توانیم مدیریت فرهنگی داشته باشیم.من تشبیه کنم این را به اینکه مثلا یک بحرانی در شهر ایجاد می شود مثلاً یک سیلی می آید و هیچ کدام از دستگاه ها آمادگی این سیل را ندارند. خوب آیا این سیل در استان و شهر مدیریت نمی شود یا مدیریت می شود؟ به هرحال یک عده دور هم جمع می شوند، یک فکری می کنند و یک کارها و اقداماتی را انجام می دهند یا جلوی سیل را می گیرند یا جلوی پیشروی سیل را می گیرند و یا حدأقل جلوی خسارت های بیش تر سیل را می گیرند. روی این کار یک مدیریتی می شود.

البته مي توان هم مديريتي داشت که قبل از اینکه آن بحران به وجود بیاید جلوی آن بحران و آن سیل را بگيرد. حالا این بحثی که ما در مدیریت فرهنگی داریم و من الآن اعتقاد دارم که در جامعه ما هست همین بحث است که بحران هست و ما داریم آن را مدیریت می کنیم.

بالاخره هر کسی هم مثلاً آقای خاتمی یک نوع مدیریت می کند، آقای احمدی نژاد به یک شیوه مدیریت می کند، آقای لاریجانی به يك شيوه ي ديگري مدیریت می کند یا امام جمعه هر شهر یک طور مدیریت می کند و به همین صورت هر اداره کل هم یک طور مدیریت می کند.

 

رویش نیوز: ولی دلچسب نیست. ما می خواهیم یک فکری کنیم و ببینیم حالت درست آن چیست؟

ملکیها:علتش این است که ما الان در بحران هستیم و مهندسی هم نشدیم. نمی شود بگوییم بنشینیم فعلاً مهندسی کنیم تا جلوی سیل را بگیریم، چون سیل در شهر آمده کاری هم نمی توانیم بکنیم. یعنی ما الآن وسط بحران قرار داریم. و به همین خاطر هم ...........

 

رویش نیوز: بحث ما دقیقاً این است که چه کسی کشتی را برساند، چه کسی قایق را برساند، چه کسی برق را قطع کند. این که هر کسی چه کاری را انجام دهد. مدیریت جامع فرهنگی است.

ملکیها: نکته ای که آقای ملتجی شروع کردند خیلی مهم و مؤثر است. اینکه ایشان آمدند و در یک حالت ساده و ایده آل این بحث را مطرح می کنند. بله در حالت ساده و ایده آل ما یک نقشه جامع را می نویسیم، بعد نقشه جامع را ابلاغ می کنیم و شرح وظایف هم برای یک مدیریت خیلی عالی و خوب در آن آماده است.

 ولی ما این نقشه جامع را نداریم . اگر هم داشته باشیم اصلاً در این فضا نمی شود آن را اجرا کرد. حالا نقشه نداریم توقع هم داشته باشیم که رئیس جمهور بیاید در مسند حکومت و بعد بخواهد کار را براساس آن نقشه مدیریت کند. می گویم در شهر سیل آمده الآن هم ما نمی توانیم کاری کنیم.ما ابزارهای لازم برای یک مدیریت خوب را نداریم.

مقيمي:خوب طراحی کنند.

ملكيها:من یک مثال دیگر می زنم. به فرض مثال یک شرکتی دارد ورشکست می شود و آخرهای عمر آن است؛ همان طور که شما می گویید تهران سقوط کرده و این یعنی چه؟ اول کار شما در بعد کلان می گویید تهران سقوط کرده و اصفهان هم بدتر سقوط کرده و همه هم تأیید می کنند. یعنی ما در بحران هستیم.

ملتجي:من تأیید نمی کنم، اصفهان  هنوز سقوط نكرده...

رویش نیوز:حتی به فرض که تهران سقوط کرده؛ نمی شود بگوییم که مدیریت ندارد.

ملكيها: به هر جهت همه با قاطعیت داریم می گوییم که وضعیت فرهنگی ما بحرانی است.

در این فضا نمی شود مدیریت فرهنگی کرد.

مقيمي:یک عده بروند خودشان را ذبح کنند و یک عده هم بروند يك فكري براي آينده بكنند. بنده اعتقاد دارم مهندسی شده  و ما نمی خواهیم به آن تن دهیم.

ملكيها:  وقتی در جنگ حمله می شود و می خواهید مدیریت کنید چکار می کنید؟ نمی توانید که بیایید و فضا را با شیوه مدیریت قبل از جنگ مدیریت کنید. شما آن موقع می گویید بچه ها هر چه دارید بگذارید و فرار کنید. چون کاری نمی شود کرد و نمی شود که بایستید تا کشته شوید.

نگاه کنید این مدیریتی که ما الآن با آن مواجه هستیم یک مدیریت بر بحران است و نمی شود آن را کاری کرد. اگر هم قرار باشد ما یک نقشه جامع بریزیم این نقشه جامع دائم تغییر می کند. چون نقشه جامع باید یک چشم انداز 20 ساله را به ما نشان دهد در موقعی که متغیرها روز به روز دارند تغییر می کند.

بحثی که آقاي ملتجي گفتند که طبق نظر آقای داوری اردکانی امکان مدیریت فرهنگي نیست و نمی شود کار را مهندسی کرد به خاطر این است که یک سری تفکرات دیالکتیکی در فرهنگ ما است. در دین هم این را داریم که یک عده دین را با دیالکتیک تعریف می کنند. در بحث فرهنگ هم همین طور است یک عده می گویند فرهنگ خودش فرهنگ را تولید می کند.

یعنی یک سری تضادها در یک فرهنگ؛ یک فرهنگ دیگر می شود و همان تضادها دوباره به هم برخورد می کنند و یک فرهنگ دیگر را ایجاد می کنند یعنی ما هیچ نقشی نداریم. این مسئله مثل همین برخوردهای اتم ها با همدیگر است که مدام اتم ها با هم برخورد می کنند و تولید انرژی می کنند. این هم همین طور است که فرهنگ ها به هم برخورد می کنند و فرهنگ جدید ایجاد می کنند. یعنی ما نمی توانیم کاری انجام دهیم و باید بنشینیم نگاه کنیم.

 

رویش نیوز: ببینید اصل داستان همین است که با شرایط فعلی ما؛ که این قدر بحران زیاد است که گلوله از اسلحه درآمده و در راه رسیدن به مغز است و من جز چشم بستن نمی توانم هیچ کاری انجام دهم.خوب یک نفر ممکن است هر برداشتی از این وضعیت فعلی ما داشته باشد.

حالا با توجه به اتفاقاتی که در شرایط فعلی ما دارد می افتد؛ آیا به اینکه یک مدیریت بالادستی جامع ایجاد شود که هر کسی تقسیم کار خاص خودش را داشته باشد نیاز هست؟ به فرض در آن سیل یک نفر به بستن سیل اقدام کند، یک نفر اورژانس بزند، یک نفر کشتی ها را سامان دهد و یک نفر نفر برق یا گاز را قطع کند یک نفر هم...
به این اعتقاد دارید؟

ملكيها:  روی اینکه بحثی نیست.

 

رویش نیوز:  شما می گویید این کار در این شرایط شدنی است؟

ملكيها:  شدنی است. البته اگر کاری هم انجام نداده بودیم که الآن سیل شهر را برده بود.

 

رویش نیوز:  خوب من می گویم اقدامی صورت نگرفته است.

ملكيها:  اقدامات صورت گرفته است. بحث ما این است که ما 2 نوع مدیریت فرهنگی داریم. یک نوع مدیریتی که بر شرایط عادی حاکم است؛ یعنی فضا برای کار هست، استانداردها تعریف شده و براساس نقشه می شود عمل کرد.

یک موقع هم نه، اصلاً نقشه ای در کار نیست و نقشه هم باشد نمی شود کاری کرد. یعنی مدیریت بحران است. ببینید به هرحال همیشه هم که سیل نمی آید. حالا مثالمان هم مثال خیلی درست و کاملی برای این قضیه نیست.

ولی نگاه کنید به هرحال یک مدیریت لحظه ای، مدیریت روزمره یا مدیریت بحران هست که باید یک کارهایی را انجام دهیم که حدأقل ظاهر کار حفظ شود.

 

ملكيها: الآن موقعی که دو نفر مسئول کنار هم می نشینند؛ در آمار طلاق با هم اختلاف دارند یا آمار اعتیاد. مسئولین روی یک تعریف، یک آمار و یک رفتار اتفاق نظر ندارند و این نشان می دهد که کاری انجام نشده است. مي خواهم بگويم مدیریت بحران دارد صورت می گیرد ولی مدیریت غیربحران؛خير! هر كدام از مسئولين را که دور هم جمع کنیم در خصوص فرهنگ یک نظری می دهد.

 

ولی یک عده هم باید بیایند و عقبه کار را داشته باشند و حدأقل برای آینده یک نقشه ای طراحی کنند که موقعی که سیل به آنجا رسید یا مثلاً 4 سال دیگر که ما با یک اتفاقاتی مواجه شدیم چکار کنیم. یعنی ما باید آمادگی داشته باشیم که 5 سال دیگر که مثلاً هیچ کسی در تهران چادر سرش نکرد و کسی هم هیچ چیزی نتوانست بگوید آن موقع چکار کنیم.

آن موقع را بیاییم بررسی کنیم. بنشینیم از آن لحظه یک نقطه ای را برای خود تصور کنیم و یک نقشه بکشیم که حدأقل موقعی که به آن نقطه رسیدیم یک نقشه داشته باشیم.

 

رویش نیوز:  یک حالت سوم هم ممکن است وجود داشته باشد. ما الآن به قول شما وسط جنگ هستیم. سي و اندی سال هم هست که از این انقلاب گذشته است. ما الآن باید با استفاده از آن تئوری هایی که به آن معتقد هستیم و می خواهیم جامعه مان را براساس آن بنا کنیم که قدر مسلم همان اسلام است باید به یک نقشه جامع فرهنگی رسیده باشیم.

الآن یک سری ها وسط جنگ هستند و یک سری قرار است بعداً وارد این جامعه شوند که یا هنوز به دنیا نیامده اند یا الآن در گهواره ها هستند. باید برای آن ها یک فکری کنیم.

من معتقدم که نسبت قانون پذیری در امور راهنمايي و رانندگي نسل اول انقلاب قابل مقایسه با بچه های دبستانی الآن نیست. چرا؟ چون توسط راهنمايي و رانندگي کار شده است.تبلیغ و فرهنگسازی شده است. برای همین الآن ممکن است یک بچه دبستانی بیش تر از یک فرد 40 ساله نسبت به مقررات راهنمایی و رانندگی قانون پذیر باشد. پس این نقشه جامع باید همین سازماندهی را انجام دهد. باید یک فکری به حال آن هایی که می خواهند بعد از ما بیایند، كرد و یک فکری هم برای این وضعیت موجود داشته باشد. نه اینکه بیاییم بگوییم 10 سال بعد قرار است اصفهان چطور شود بعد حالا برای 10 سال بعد را مهندسی کنیم.

ملكيها:ببینید شما الآن حرف من را تأیید کردید. شما می گویید ما نسل حالا را رها کردیم و به نسل بعدی مان می پردازیم. یعنی نیروی انتظامی آمده می گوید که این ها را رها کنید و بگذارید این ها هر چه می خواهند انجام دهند البته یک اقداماتی هم انجام می دهد ولی همان مدیریت بحران است و می گوید که از این ها گذشته است. من باید از بچه های پیش دبستانی و  دبستانی شروع کنم. الآن شروع می کند و 10 سال دیگر به نتیجه می رسد. به خاطر اینکه آن ها مهندسی کردند و آمدند برای نسل بعد نقشه ریختند. الآن را هم دارند مدیریت بحران می کنند. می گویند نقشه ما برای 10 سال دیگر این است.

چون آنجا مختصات کار تعریف شده است ، مصداقی و مشخص است بنابراین می توانند این کار را انجام دهند و اتفاقاً دارند همین کار را هم انجام می دهند.

ما اگر این نگاهی که نیروی انتظامی مثلاً برای بحث کمربند ایمنی، پلیس همیار و غیره دارد را می توانستیم در فرهنگمان انجام دهیم موفق بودیم. حدأقل تا یک بخشی را موفق بودیم.

 

رویش نیوز: پس شما معتقدید که موفق نبوده ایم؟

ملكيها:  ما اصلاً کاري انجام نداده ایم.

 

رویش نیوز: خوب باید چکار کنیم؟

ملكيها:در بحث فرهنگ تمام قوای کشور به صورت 100 درصد فقط دارد اين بحران وضعيت موجود را مدیریت می کنند. هیچ کس برای آینده فکر نکرده است چون متغیرها زیاد است.

 چه اتفاقی می خواهد بیفتد؟ خودمان داریم همه را فریب می دهیم و واقعیت ها را از خودمان پنهان می کنیم. الآن موقعی که دو نفر مسئول کنار هم می نشینند و در آمار طلاق با هم اختلاف دارند یا آمار اعتیاد یا در مورد آمار ارتباط دختر و پسر در جامعه با هم اختلاف دارند خوب این نشان می دهد که ما اصلاً کاری انجام نداده ایم. مسئولین روی یک تعریف، یک آمار و یک رفتار اتفاق نظر ندارند و این نشان می دهد که کاری انجام نشده است. مي خواهم بگويم مدیریت بحران دارد صورت می گیرد ولی مدیریت غیربحران انجام نمی شود. هر كدام از مسئولين را که دور هم جمع کنیم در خصوص فرهنگ یک نظری می دهد. درست است؟

 

رویش نیوز:  به نظرم فحوای کلامتان این است که یکی از خصوصیات خیلی خاص و بارز بحث مدیریت جامعه فرهنگی این است که آینده پژوهی را رها نکند و تنها به حال نپردازد.

ولی من یک نکته ای را بگویم؛ به فرض اگر می بینیم که نیروی انتظامی در قانون پذیر کردن راننده ها و عابرین و کلاً فرهنگ شهروندی مردم توانسته موفق باشد شاید یکی از دلایل این است که در این حوزه کمربند ایمنی بستن یا بالاتر از سرعت 50 کیلومتر نرفتن فقط يك مسئول داریم و آن خود نیروی انتظامی است و هیچ ارگان دیگری به فرض دفتر تبلیغات یا سازمان تبلیغات در این حوزه وارد نمی شوند. اگر هم وارد شوند تحت سیطره نیروی انتظامی هستند. مثلاً صدا و سیما می داند که آن کاری که نیروی انتظامی می گوید را باید انجام دهد نه اینکه یک کار جداگانه از آن.

بعد هم جنس کار فرهنگی با جنس این کار که الآن نیروی انتظامی انجام می دهد( که شما اگر این کار را انجام ندهی جریمه می شوی) یک مقدار متفاوت است. پس اتفاقاً سختی کار آنجایی است که من می خواهم کار فرهنگی کنم.

 به فرض که تعریف، خصوصیات، گذشته، حال و آینده اش به هم مربوط باشد و در یک بستر فراهم شود؛ یعنی پارادایم ذهنی یکی باشد ولی آخرش سر اینکه چه جنس کار فرهنگی برای دبستان و راهنمایی و دبیرستان بهتر است و الآن در اولویت است باز دعوایمان می شود.

آقای مقیمی حالا خدمت شما هستیم که در مورد این فضای مدیریت جامعه فرهنگی که روی آن تأکید دارم بررسی کنید که الآن شرایط آن را چطور می بینید؟ خصوصیات آن چیست؟ باید چگونه باشد و آیا این محقق شده است؟ اصلاً شدنی است؟

مقيمي:ما هم ملاک و هم نرم افزار مهندسی فرهنگ داریم. نوع نگاه من که حاصل ربذه و 24 متری رفتن من تا شامات و مرداویج رفتن است این است که ما آقا آقایمان بلند است ولی دیدگاه های آقا مدنظرمان نیست. هر جایی یک جمله آقا به نفع بحث من است از آن استفاده می کنم. همان صحبتی که آقای ملتجی کردند که می رویم دیدگاه آقا را می خوانیم ولی می بینیم کاملاً ضد آن دارد عمل می کنند. قاب عکس آقا را بالای سرش زده است ولی عکس آقا عمل می کند.

 

مقيمي: ما ملاک داریم نرم افزار مهندسی فرهنگی هم داریم. آقا در جمع خبرگان تکلیف کار را معلوم کردند که چه کسی باید بنشیند این کار را انجام دهد. ایشان فرمودند در حقیقت قوه مجریه و کارگزاران متولی اجرا هستند و باید اجرا کنند. ایشان بعد نرم افزاري را گردن حوزه علمیه انداختند.چرا وقتی فلان مسئول می آید در راس اجرا، در تئوریک هم دخالت می کند؛ چون چیزی نداریم. آن مسئول قبلی هم که کارهایی انجام داده خروجی اش مناسب نبوده است.

 

ما ملاک داریم نرم افزار مهندسی فرهنگی هم داریم. آقا در جمع خبرگان تکلیف کار را معلوم کردند که چه کسی باید بنشیند این کار را انجام دهد. ایشان فرمودند در حقیقت قوه مجریه و کارگزاران متولی اجرا هستند و باید اجرا کنند. ایشان کار را گردن حوزه علمیه انداختند.

چرا؟ چون نگاه آقا همان نگاه پازل اسلام و اسلام شناسی است. اگر اسلام را درست شناختی ، درست معرفی کردی و روش اسلامی عمل کردن را مشخص کردی فرهنگ همین است. این همان بستر است که همه اتفاقات باید در آن بیفتد. یعنی آقا متولی را مشخص کرده اند ولی معلوم نیست دارند چکار می کنند. از آن طرف هم گفته اند که بقیه باید اجرا کنند.

چرا وقتی فلان مسئول می آید در راس اجرا، در تئوریک هم دخالت می کند؛ چون چیزی نداریم. آن مسئول قبلی هم که کارهایی انجام داده خروجی اش مناسب نبوده است. پس این فرد هم مجبور است که یک کار دیگری انجام دهد.

یعنی ما اینجا یک ضعفی داریم. متولی هم کاملاً مشخص است که چه کسی باید در این کار ورود کند؛ که این انجام نشده است.

 

رویش نیوز: متولی کیست؟ به نظر شما شورای عالی انقلاب فرهنگی است؟

مقيمي:نه. آقا حوزه علمیه را ملاک می دانند. این کسی که باید بیاید مهندسی کند حوزه است آن هم در حوزه های دانشی، علمی، فکری و اسلام شناسی.

 

رویش نیوز: یعنی در مقوله فرهنگ حوزه علمیه باید بالادست دفتر تبلیغات، صدا و سیما و ارشاد قرار بگیرد.

مقيمي: بالادست نیست. باید مأموریت تعریف کند.

 

رویش نیوز: حوزه برای این ها مأموریت تعریف کند؟

مقيمي: اصلاً  مشخص کند که اسلام در این زمینه ها چه می گوید. مثلاً در بحث حجاب ما بعد از مدت ها یک تعریف شنیدیم که مثلاً آيت الله مهدوی ارائه کردند که این برای اولین بار تقریباً يك تعريف جامع است، یعنی ما در همان حجاب هم تعریف درستی نداریم. واجب است و حلال است و حرام برای من که می خواهم کار انجام دهم که دردی را دوا نمی کند.

در فرهنگ هم باید به یک تعریفی برسیم. حالا با اختلافات آن بعد به مهندسی فرهنگی برسیم. در ادامه به مدیریت فرهنگی و در نهایت کار فرهنگی. یعنی در تعاریفی هم که از آقا می بینیم این ها جدا است.  وقتی آقا سراغ کار فرهنگی می آیند به مصادیق هم می پردازند.

مجریان وقتی می خواهند مدیریت فرهنگی کنند به یک نقشه جامع نیاز داریم که جزئی از مهندسی فرهنگی است.

می خواهم بگویم در این مأموریتی که آقا تعریف کردند، حوزه به عنوان اسلام شناس باید ماده اولیه را طراحی کنند تا بعد مدیر بتواند مدیریت و طراحی کند. اما ما این را نداریم.

ما الآن در خیلی از این بخش ها لنگی داریم. در همه این جاها هم خود آقا به عنوان رأس هرم و فرماندهی و دیدبانی دارند می آیند و نظریه پردازی می کنند. آقا به عنوان کسی که باید دیدگاه و گرا بدهد دارد این خلأ را پر می کنند؛ در صورتی که ما این همه فضا داریم.

 

رویش نیوز: می گویید یکی از دلایل این ضربه هایی که ما داریم می خوریم بابت همین کم کاری های حوزه است؟

مقيمي:بله. اساساً بعضی ها به این مأموریتی که آقا برای حوزه تعریف کرده اند اعتقادی نداردند. خودشان را هم به ایشان منسوب می دانند اما به این مأموریت اعتقاد ندارند.

 

رویش نیوز: شما این مأموریت را چگونه در راستای بحث مدیریت جامع فرهنگی می دانید. البته من می خواهم این را مشخص کنیم تا بعد که بحث به آقای ملتجی هم رسید در همین فاز باشد.

ببینید قبل از استانداری آقای حسيني یک شورای فرهنگی عمومی را در اصفهان راه انداختند و بزرگان اصفهان از قبیل امام جمعه، فرمانده سپاه و همه دفاتر و سازمان ها را در این شورای فرهنگ عمومی جمع کردند. بعد دیدند این شورای فرهنگ عمومی انگار اجرایی، کاری و کنننده نیست.

زمان آقای حسینی گفتند آقا بیاییم این مرکز هم اندیشی استان را راه بیندازیم. یک چند سالی به شکل یک اتاق فکر کار کرد، بعد هم در زمان آقای بختیاری ادامه يافت. از آن زمان به بعد هم دیگر از کارکرد افتاد.

در زمان استانداری آقای ذاکر باز آمدند و با همین توجیه مدیریت جامع فرهنگی؛ قرارگاه جنگ نرم را راه اندازی کردند. اساس شکل گیری قرارگاه جنگ نرم همین است. اینکه در استان، کننده های فرهنگی زیادند به فرض حوزه علمیه، دفتر تبلیغات، سازمان تبلیغات، سپاه و غیره و بايد اين مسئله را سامان داد

مقيمي:من می خواهم یک مطلب بالاتر را بگویم. ما قرار شد روی 4 قسمت صحبت کنیم. درباره فرهنگ که بحث کردیم. بعد می گوییم که ما به یک مهندسی فرهنگی نیاز داریم تا براساس آن مدیریت فرهنگی شود. در ادامه هم براساس آن مدیریت فرهنگی کارهای فرهنگی صورت بگیرد.

حالا چه کسانی این کار را انجام دهند؟ یک بخش آن مراکز دولتی، یک قسمت مراکز خصوصی، مردم، نهادها و ارگان ها هستند که آن وقت هم اشاره شد. تا پایان کار که خروجی این کار باید یک خروجی به نام "سبک زندگی" شود.

یعنی شما خروجی کار فرهنگی را در تمام عرصه ها در سبک زندگی یک آدم می بینید. سبک زندگی هم یعنی فکر، اخلاق و رفتار. یعنی یک فکر پویا و اسلامی، یک اخلاق اسلامی و یک رفتار اسلامی.الآن من دارم بین مهندسی و مدیریت حرف می زنم.

 

رویش نیوز: من روی آن نقشه جامع اصرار دارم. یعنی بحث من مدیریت جامع فرهنگی است.

مقيمي:جامع یعنی اینکه یک کاری متمرکز انجام شود. جامع که تعریف دیگری ندارد؟ وقتی یک مهندسی درست شود بنا نیست مدیریت جامع شود. مأموریت باید در مدیریت تعریف شود.

یک وقت در جنگ عملیات است. امشب می نشینیم در این اتاق فکر و روی این نقشه مهندسی می کنیم. مثلاً آقای الف شما از سمت راست حرکت کن، آقای ب شما از سمت چپ حمله کنید، آقای ج با پیشانی جبهه برود، آقای د وسط برود و مثلاً نفر ديگري هم بایستد نگاه کند. معلوم است که هر کسی دارد کار خودش را انجام می دهد. اینجا است که مهندسی می شود و نقشه راه برای حرکت تعیین می شود. در مهندسی فرهنگی هم یعنی مثلاً نیروی انتظامی کارش این است، یک بخش دیگر این کار را انجام دهد و فلان بخش هم این طوری کار را به جلو ببرد.

alt

 

اما اساس کار و اینکه این اتفاقات به چه نحوی رخ دهد چون طبق آن تعریف بنا شد که دین منطبق بر فرهنگ و فرهنگ منطبق با دین باشد قاعدتاً لازمه اش این است که یک سری اسلام شناس بیایند اینجا و این ها را برای ما استخراج کنند. الآن اسلام آن وسط افتاده یعنی نرم افزار و تمام محتوا را داریم. آقا هم همین مطلب را می گویند.

این مأموریت حوزه است.بدون تعارف تا وقتی که محوریت آقا به عنوان فرمانده و سکاندار در بین آن نخبگان سیاسی، فرهنگی و علمی هنوز پذیرفته نشده است ما این مشکل را خواهیم داشت. می گویند خط بده بعد این طرف یکی می گوید: آن آقا مجتهد است من هم مجتهد هستم.

 

رویش نیوز: آقا چطور خط بدهند که بین دفتر تبلیغات و سازمان تبلیغات موازی کاری نشود؟

مقيمي:آقا دارند بالاتر را نگاه می کنند و می گویند اگر صد آمد نود هم پیش ماست. شما بایستید این کار را انجام دهید بقیه هم حل می شود.

چرا؟ چون بالاسر دفتر تبلیغات یا بالاسر سازمان تبلیغات یا حوزه یک جامعه علمی به نام حوزه علمیه است که البته علي رغم همه ي كمبود ها الآن همین دستاوردهای فرهنگي هم که داریم از آن ها است.

 

رویش نیوز: مگر آقا بالاسر صدا و سیما، ارشاد، سپاه و ارگان های فرهنگی دیگر نیستند؟

مقيمي:آقا دقیقاً در خبرگان گفتند که شما باید از متولیان اجرایی فقط اجرا بخواهید. شما تولید کنید و آن ها اجرا کنند. وقتی تولید نمی شود، آن ها هم سرخود تولید می کنند. مشكل ما اينجاست. ما باید این خلأ را داد بزنیم. اين خلأ هم همان داد آقا هست که چرا کم کاری می کنید؟!

کسی هم جرأت ندارد که برود و به این آقایان بگوید. اما آقا می گویند که این ها باید کار کنند و برسند.

شما می خواهید بدانيد که این ها باید چکار کنند؟ سفر 9 روزه آقا و منشور قم ایشان که آدم باید به آن محتوا دقت کند. از آن طرف هم یک سری کارهای فرهنگی در گوشه و کنار دارد انجام می شود. که این ها را هم اگر بشود جمع و جور و ساماندهی کرد. و واقعاً دیدگاه های خود آقا در این موضوع تبیین شود.

از آن طرف چرا مثلاً رئیس جمهور در هر دوره ای متولی فرهنگی می شود یا چرا استاندار می آید و متولی فرهنگی می شود و قرارگاه راه می اندازد؟ چون شما جایی می توانی اعمال نفوذ فرهنگی کنی و تأثیرگذار باشی و فکرت را ببری که 3 عامل را با هم داشته باشید:

هم بتوانید از سرباز و آن كسي که در میدان است حمایت مالی، مادی و اعتباری کنید.

قرارگاه چرا توانست این ها را جمع کند و چند کار را به انجام برساند؟ چون پول دستش بود. بدون حمايت مالي نمي توان جلو رفت.

بعد اگر این حمایت بود برنامه هدایتی و برنامه نظارتی هم باید داشته باشد.

اساساً آن هایی که حمایت دارند یا با نظارت یا بی نظارت و با هدایت و یا بی هدایت کار را به دستشان گرفته اند.شاید آقا هم این نگاه را می کنند که حالا اگر کار را از دست این ها گرفتم به کدام نهاد واگذار کنم. طبق کدام نقشه بگویم فلان نهادها تعطیل و بیایید در اینجا کار کنید. بعد هم این ها باید خودشان بنشینند و بتوانند که به جمع بندی برسند. امثال ما به هيچ وجه نمي توانیم این ها را دور هم جمع کنیم چون مشکل بالادستی داریم. در اصفهان هم كه اصلا نمی توانیم.

شما در همين بحث مدیریت شهری، حالا فرهنگی پیشکش آن؛ که البته جزء آن هم هست. اگر یک آدم را چشم بسته در این اصفهان رها کنید نمی داند در چین است یا در اصفهان. مثلاً در فلان مترو او را رها کنید آن طوری ساخته اند که فکر می کند در چین است. یا در فلان پارک. هر شهردار یا هر فردی که آمده یک جایی را ساخته که اصلاً معلوم نیست ما در اصفهان هستیم یا در ایران. اصلاً چرا معماری شهری ما را به هم ریخته است؟

يه شخصي به من گفت اصفهان بزرگتر ندارد؟ گفتم دارد! بزرگتر دارد اما کوچکتر ندارد! همه بزرگ هستند. همه ادعای بزرگیشان می شود. از من گرفته که اینجا هستم فکر می کنم همه چیز را می فهمم تا آن فردی که واقعا همه چیز را می فهمد فکر می کند که بزرگ است. دعوای ما سر این است.

رویش نیوز: حالا شما یک کلمه بگویید که تکلیف مشخص شود. در حال حاضر ما می توانیم مدیریت جامع فرهنگی داشته باشیم یا نه؟

مقيمي:نه

 

رویش نیوز: شما معتقدید که نمی توانیم داشته باشیم؟

مقيمي:من می گویم نمی توانیم داشته باشیم. اما اینکه چکار کنیم که داشته باشیم حوزه علمیه باید این کرسی های آزاد اندیشی را راه بیندازد.

ملكيها:ما بعد را کاری نداریم. فعلاً می خواهیم نتیجه گیری کنیم که آیا در حال حاضر می توانیم مدیریت جامع فرهنگی داشته باشیم؟

مقيمي:نه.

ملكيها:خوب نظر من هم همین بود.

 

رویش نیوز: اگر می توانستیم داشته باشیم که تا حالا داشتیم. بیاییم یک فکری کنیم که باید چکار کنیم؟

ملكيها:بحث راه حل نبود. بحث این بود که الآن این مدیریت جامع فرهنگی هست یا نیست؟ یا اینکه می توانیم داشته باشیم یا نه؟ وقتی که به راهکارها می رسیم می بینیم که واقعاً در بعضی مواقع نمی توانیم. من برای شما یک مثالی ملموس تر بزنم. شهرداری در بحث خانه سازی یک سری مقرراتی را ابلاغ کرده است. اینکه زمین چند متر باشد یا ساخت چقدر باشد. بعد می آییم می بینیم طرف زینبیه و دارک یا انتهای خیابان امام خمینی همیشه سر این مقررات مشکل دارند. می آیند خانه ها را نصف شب می سازند و بالا می روند و مثلاً می خواهند با 2 یا 3 میلیون خانه را تمام کنند و با بیل و کلنگ می سازند. بعد هم دعوا می شود. اگر یک سری به دفتر شهرداری بروید می بینید سر این اختلافات چقدر دعوا است. چرا؟ به خاطر اینکه در آن منطقه اصلاً امکانپذیر نیست که این مقررات اجرا شود. طرف می خواهد با 5 میلیون یک خانه بسازد. طرف پول ندارد شکم زن و بچه اش را سیر کند اما می خواهد خانه بسازد. مگر می شود به او بگویی تو یک عمر زندگی کن و صاحبخانه نباش. نمی توانی به یک قشری از جامعه در یک منطقه بگویی شما به خاطر اینکه پول نداری حق نداری خانه بسازی. نمی توانی چنین حرفی را بزنی. و بعد هم می خواهی که در شهر مدیریت کنی. باید چکار کنی؟ باید هر جا که ساخت بروی و روی سرش خراب کنی؟

می خواهم بگویم در آن منطقه نمی شود مدیریت مهندسی ساختمان را رعایت کرد و باید یک مقداری آن را رها کنیم.

اگر راهکارهایش را بررسی کنیم می بینیم که این ها باید آرام آرام از لحاظ مالی و فرهنگی قوی شوند و شاید که 30 یا 40 سال باید در آن منطقه کار کنی تا آن اتفاق بیفتد.

یا مثلاً بیایی و شهرک های اطراف آن را بسازی. چرا سپاهان شهر با این زیبایی ساخته می شود. البته من دارم از لحاظ مهندسی می گویم و کاری به مشكلات فرهنگي اش ندارم.

آنجا می توانند این مدیریت را پیاده کنند. چون کار دارد از پايه شروع می شود.

ولی در آن مناطق این امکان نیست. نه اینکه نشود این کار را کرد. راهکار هم دارد ولی اگر این راهکارها را بررسی کنیم می بینیم باید 40 سال یا 50 سال صبر کنیم. به خاطر اینکه آرام آرام توان آن منطقه و فرهنگش بالا برود تا بتوانیم کار انجام بدهیم. حالا ما داریم در همان منطقه که زیربنایش نیست می گوییم آیا می شود در این منطقه کار کرد؟ نه!

به نظر من می رسد فعلاً در فضای فرهنگی جامعه ما اصلاً امکان ندارد بتوانیم مدیریت واحد فرهنگی را رعایت کنیم چون زیرساخت های آن نیست. هیچ کاری هم نمی توان کرد.

 

رویش نیوز: آقای ملتجی شما هم صحبتی دارید؟

ملتجي: بله من رسیدم به اینجا که ما نقشه نداریم، اگر هم داشته باشیم اصولاً مجریان و متولیان امر خودشان اجتهاد می کنند و براساس اجتهاد خودشان عمل می کنند و این یک مسأله است که ما با آن مشکل داریم. یعنی آتش به اختیار عمل می کنند. هر کس هر جایی را که می گیرد جلو می رود.

 

ملتجي: به نظرم اگر بخواهیم مدیریت جامع داشته باشیم نمی گویم  شدنی نیست چون بالاخره ما در دینمان یک سری آرمان هایی داریم که اصلاً به همين آرمان ها زنده هستیم. پس این شدنی است.اما اینکه چقدر می توانیم به آن نزدیک شویم؛ به نظرم باید اسم این را مدیریت نسبی بگذاریم. ما می توانیم و اگر هم نتوانیم باید برای مقوله فرهنگ مدیریت نسبی داشته باشیم.

 

به نظرم اگر بخواهیم مدیریت جامع داشته باشیم نمی گویم  شدنی نیست چون بالاخره ما در دینمان یک سری آرمان هایی داریم که اصلاً به همين آرمان ها زنده هستیم. یعنی نگاه ما این است که این اتفاق می افتد. نگاه نهایی ما این است که با آمدن حضرت بقیة الله (عج) این اتفاق خواهد افتاد و با همین آرمان انتظار و با این انگیزه زنده هستیم. پس این شدنی است.

اما اینکه چقدر می توانیم به آن نزدیک شویم؛ به نظرم باید اسم این را مدیریت نسبی بگذاریم. ما می توانیم و اگر هم نتوانیم باید برای مقوله فرهنگ مدیریت نسبی داشته باشیم.

به این دلیل الآن مدیریت جامع شدنی نیست که فقط به فرهنگ اصفهان و اینکه ما بگوییم چند دستگاه و نهاد در این زمینه هستند وابسته نیست. این یک واقعیت است که روز به روز هم بچه ها کم تر به آن توجه می کنند. این یک رودخانه ای است که الآن در کشور راه افتاده است و اصفهان هم یک بخشی از مسئله است.

من فقط یکی از این پارامترها را برای شما مثال بزنم که همان بحث رسانه است.

من مهران رفته بودم. در روستاهای نزدیک مهران در سیاه چادر عشایری که آنجا هستند تلویزیون بود. گفتم مگر شما برق دارید. دیدم موتور برق گذاشته اند و تلویزیون می بینند. حالا این ها عشایری کوچ رو هستند که بعد هم جمع می کنند و جاهای دیگر می روند.

آن ها آن چیزی که از رسانه (حالا تلویزیون خودمان، نه ماهواره) می بینند آن کسی که بالای شهر تهران این برنامه را می بیند و قابل پسند او است این فرد عشایری هم این را می بیند. یعنی می خواهم عرض کنم که تأثیرگذاری فرهنگ الآن این گونه شده است.

به همین دلیل ما نمی شود ادعا کنیم که می توانیم جدا از این ها طراحی داشته باشیم. حتی در فرهنگ بین الملل. به تعبیر شهید آوینی که برای بحث ویدئو این مسئله را طرح می کند. می گوید شکل ویدئو فیزیکی است و شما می توانید با آن برخورد کنید اما وقتی سپهر امواج شد و دشمن از بالا آمد می خواهید چکار کنید؟ این مرزها برداشته می شود؛ و این پیش بینی ایشان اتفاق افتاد.

الآن مرزها برداشته شده است. من می خواهم عرض کنم هم مرزهای کشورها و هم در خود ایران مرزهای شهرها دیگر برداشته شده است یا حدأقل دارد به این سمت می رود.

من نشانه های زیادی هم برای این مسأله دارم. ما هیچ وقت فکر نمی کردیم که در اصفهان به خاطر فرهنگی که در این شهر هست یک پاساژ با آن استانداردهایی که در کشورهای غربی هست رونق بگیرد اما با تأسیس فروشگاه هایپرمارکت آن هم در خیابان مصلی که در جای خودش بحث دارد و آن استقبالی که شد، می بینیم که نه، این اتفاق افتاد. باید راجع به این تحلیل داشته باشیم که چه شد که این اتفاق افتاد. از 8 صبح تا 12 شب که آنجا برویم می بینیم که جمعیت هست و به شدت هم استقبال می کنند. این یک هشدار فرهنگی است.

حالا دیدن ماشین های خاص در شهر یا نوع معماری که گفتند همه و همه این ها نشان می دهد که ما داریم به سرعت تغییر می کنیم. فرهنگ شهر ما دارد تغییر می کند.

می خواهم عرض کنم که طراحی و مدیریت این فرهنگ جامع دشوار است به این دلیل که همه این ها دستشان در دست هم است.

من اعتقادم این است که امروزه تلویزیون واقعاً یک تأثیرگذار بسیار بزرگ است. یعنی 60 تا 70 درصد از تأثیرات فرهنگی از تلویزیون است. و البته با شناختی هم که از مردم داریم چون مردم ما خيلي متأثر از تبليغات اطرافشان هستند

به نظرم مهران مدیری در مرد هزار چهره خیلی خوب این مسأله را نشان داد و این واقعیتی است که ما داریم و خیلی جاها هم که می بینیم پيش بيني ها درست درنمی آید دلیلش همین است.

مثلاً در آمارهای انتخاباتي و لیست های مختلف که یکدفعه می بینیم همه چیز تغییر کرد به خاطر همین مسأله است. مردم ما به شدت تأثیرپذیر هستند.

یعنی اگر شما بیایید روی یک مسأله به درستی کار کنید مطمئین باشید روی مردم تأثیر می گذارد. و امروزه این کلید در دست تلویزیون است.

ببینید در فتنه 88 همه چیز داشت به این سمت می رفت که فضا به نفع فتنه تغییر کند. تلویزیون بعد از 2 روز هوشمندانه عمل کرد؛ یعنی آمد و شروع کرد به ارائه کردن اخبارها، پخش کردن فیلم ها و برای آن برنامه ساخت تا فضا تغییر کرد. یعنی مردم چهره واقعی عوامل فتنه و کسانی که آشوب گر بودند را دیدند. تا قبل از آن همه اخبار را از BBCو جاهای دیگر می گرفتند. اول شروع کردند این ها را یکی یکی پارازیت انداختن و حذف کردن که جواب نداد اما به محض اینکه خودمان ابتکار عمل را در دست گرفتیم اصلاً ماجرا فرق کرد.

پس می خواهم بگویم مدیریت جامع شدنی است اما اینکه برای شهر اصفهان بخواهیم طراحی کنیم به خودی خودش کار بسیار دشواری است به دلیل اینکه فرهنگ یک مسأله سیال است.

و ما نمی توانیم اصفهان را جدا از تلویزیون ملی ببینیم. یا اصفهان را جدا از ماهواره یا اینترنت ببینیم. ولو تمام دستگاه ها هم بیایند و پا به رکاب شوند. به تعبیر شما یک بخشی از هنجار فرست ها این ها هستند. به نظر من شما در سؤالی هم که داشتید هنجارفرست اصلی در شهرمان و اولین آن تلویزیون خودمان است.

اصلاً ربطی به هیچ دستگاه و نهادی هم ندارد و تلویزیون است که دارد تأثیر می گذارد. خوب حالا اگر می خواهیم اصفهان را اصلاح کنیم یکی از موارد این تلویزیون است و باید به سراغ آن برویم. این کلیت بحث بود.

اما به نظر من در مورد مدیریت نسبی 3 اتفاق باید بیفتد. آن تعریفی که من از مهندسی فرهنگی ارائه دادم در مرحله بعد شامل این 3 بخش می شود.

بخش اول این است که باید آرمان، افق و اهدافمان را طراحی کنیم. به نظر من این کار یک سری آدم های کارشناس قدبلند است. حالا اگر بخواهم در این کارشناسان قدبلند یک نمونه مثال بزنم به مقام معظم رهبری اشاره می کنم. یعنی آقا در این زمینه این قدر قدشان بلند است که بعضی ها اصلاً مسئله را درک نمی کنند. حالا چون در اصفهان می خواهیم طراحی کنیم اولین مسئله این است که کارشناسان قدبلند و کاردان فرهنگی باید دور همدیگر جمع شوند و این کار را انجام دهند.

قدبلند یعنی چه؟ یعنی افقش باید اینگونه باشد که بتواند 10 سال بعد شهر اصفهان را طراحی کند. اگر ما در 10 سال بعد براساس آن پارامترها و ویژگی هایی که هست و آن نکات مثبت و منفی که داریم حرکت کنیم در هر بخشی به این مراحل چه مثبت و چه منفی خواهیم رسید. این اولین قدم است و نسخه اصلی را باید این تیم تهیه کنند.

نسخه اصلی را نباید مجریان تهیه کنند. مجریان وظیفه اجرا دارند. حالا آقا به حوزه علمیه تعبیر کردند. واقعاً هم همین است و حوزه باید این خوراک اصلی را تهیه کند و نرم افزارها را امروزی کند. بله ما اسلام داریم. اما چه کسی وظیفه دارد این ترجمان روز را استخراج کرده و ارائه کند؟ وظیفه اصلی با حوزه علمیه است که البته آن هم خیلی فاصله دارد تا به اینجا برسد.

من اسم آن ها را کارشناسان فرهنگی گذاشتم. این کارشناسان فرهنگی با آن تعریفی که من ارائه کردم که فرهنگ و دین یکی است منطبق است. یعنی همین تیپ آدم ها باید این نسخه را تهیه کنند. در این نسخه چشم انداز، آرمان، افق و اهداف کلان ما راجع به شهر اصفهان باید مشخص باشد.

مرحله دوم تهیه نقشه راه است که وظیفه کارشناسان و مجریان است.  یعنی کسانی که این نسخه را تهیه کردند به همراه مجریان بیایند کنار هم بنشینند و حالا نقشه عملیاتی بدهند که خوب حالا باید این اتفاقات بیفتد. مثلاً این مسئله را باید موج کنیم یا این موضوع را زیربنایی حل کنیم و یک اینچنین اتفاقی بیفتد.

مرحله سوم وظیفه مجریان و مردم است که آنجا همان مرحله اجرا است. و این ها باید براساس این نقشه ای که تهیه شده جای خودشان را در این نقشه پیدا کنند. هر گروه فرهنگی مردمی یا دولتی باید جای خودش را در این نقشه که توسط کارشناسان طراحی شده و بعد هم توسط کارشناسان و مجریان به نقشه راهش درآمده پیدا کند و درواقع باید وظیفه خودش را عملی کند. آن چیز نسبی که می توانیم به آن برسیم این مسئله است.

 

 

رویش نیوز: نظر شما در مورد این موازی کاری های فرهنگی که صورت می گیرد چیست؟ آیا موازی کاری ها باید حذف شود؟

ملتجي:نه. تعبیر آقا این است که ما در کار فرهنگی موازی کاری هم داریم و درست هم هست. این نقشه است که باید مشخص شود. ببینید اگر نقشه مشخص شد که ما الآن می خواهیم فلان مسئله را در جامعه موج کنیم یا می خواهیم روی آن کار کنیم این موازی کاری ها امکان دارد و درست هم هست.

 

رویش نیوز: منظور من موازی کاری در اجرا نبود. موازی کاری در مدیریت. ما در مدیریت هم داریم موازی کاری می کنیم.

ملتجي:خوب این ضعفی است که داریم. اما کلاً موازی کاری در فرهنگ را نباید رد کنیم. یعنی الآن شما نگاه کنید ما چقدر مرکز فرهنگی در شهر داریم که دارند موازی کاری می کنند.

هرکدام از این ها یک میخی هستند که دارد در جامعه کوبیده شده و فرهنگ را نگه می دارند.

موازی کاری نباید در مدیریت باشد.اما ما در اجرا موازی کاری داریم. مثلاً در آموزش و پرورش می خواهیم روی دانش آموزان کار کنیم که این هم وظیفه آموزش و پرورش و هم مثلاً وظیفه شهرداری است. اما یک جایی باید این را تقسیم کنیم.

 

رویش نیوز: این اتاق فکر مدیریتی قرار است چطور تشکیل شود؟

ملتجي:ببینید من گفتم لایه اول همان لایه کارشناسان است که باید آن نسخه را تهیه کنند.

 

رویش نیوز: چه کسی باید بیاید؟ به نظر شما باید یک سازمان باشد؟

ملتجي:این اتاق جنگ است. این را باید همان کارشناسانی که طراحی کردند به اضافه متولیان شهر ایجاد کنند.

مقيمي:آقا قرارگاه جنگ نرم را گذاشتند اما نشد.

ملتجي:در شهر اصفهان نشد. ایرادی که داشت این بود که ارتباط آن با کارشناسان ضعیف بود. یعنی بیش تر سعی کردند بحث های ساختاری را با همدیگر مرتبط کنند. آن هم به قول ایشان به واسطه قدرت و پولی که دارند.

بنابراین این صحبتی که شما می گویید این اتفاق مربوط به مرحله دوم است که باید اتاق جنگ فرهنگی تشکیل شود. چه کسانی باید در این اتاق باشند؟ همان کارشناسانی که نسخه را تهیه کردند به همراه مجریان که وظیفه دارند آن را اجرا کنند.

 

رویش نیوز: حالا فکر می کنید در اصفهان اگر یک نهادی بخواهد محور بشود و آن اتاق را به وجود بیاورد که بعد آن موازی کارهای اجرایی فرهنگی در عرصه شهر زیر بار این ها بروند کدام نهاد است؟ آیا ارشاد باید این کار را انجام دهد یا وظیفه شورای عالی انقلاب فرهنگی است؟

ملتجي:ما آنجا را مشکل داریم. ما الآن نمی توانیم این را تعیین کنیم.

 

رویش نیوز: چون اگر ما نتوانیم این کار را انجام دهیم همین روند معيوب ادامه خواهد يافت

ملتجي:ما همیشه متکی بر اشخاص هستیم.  اگر یک روز یک استاندار قوي بیاید و توان این کار را داشته باشد همه حول آن جمع می شوند، اگر شهردار این قدرت را داشته باشد دور او جمع می شوند یا اگر مدیر حوزه علمیه قوی باشد حول او جمع می شوند.

این به آن اشخاص بستگی دارد. متأسفانه ما نتوانستیم این را در ساختار تعریف کنیم. یعنی همیشه متکی به اشخاص هستیم. من نمی توانم به این سؤال شما جوابی بدهم چون واقعاً دیده ایم كه این اتفاق نیفتاده است.

 

رویش نیوز: پس نبايد منتظر اصلاح باشيم!

مقيمي: ببنید رویش نیوز به عنوان یک رسانه که دغدغه فرهنگی دارد باید در این بحث مدیریت جامع شهری و مهندسی فرهنگی حدأقل در حوزه نظری چند کار را انجام دهد. من 7 نکته را یادداشت کردم و می گویم تا به قول معروف راه باز شود.

یکی این نگاه بحرانی که آقای ملکی ها گفتند. این برای این جلسات خوب است اما این نگاه بحرانی به هیچ وجه با آن نگاه آرام، آرمانی، امیدوار و نشاطی که آقا دارند جور در نمی آید. یعنی بیان این مطالب در عرصه های بازتر بسیار خطرناک است

نکته دوم تبیین نگاه های آقا است که این ارزش را دارد که یک ستونی باز شود و نگاه های آقا در این موضوعات آورده شود که مثلاً فرهنگ چیست، مهندسی فرهنگی چیست و غیره

حدأقل این هایی که به سایت سر می زنند بدانند آقا چه می گویند.

سوم هم این فشار از بالا است یعنی در بحث حوزه علمیه بروید صحبت های آقا را دربیاورید و مطالبه کنید. مطالبه از بزرگان حوزه؛ چون آقا اسم حوزه را آورده اند و ما هم صریح می گوییم.

آقا در منشورشان که انقلاب، نظام، دولت، جامعه و تمدن اسلامی را تعریف می کنند می گویند که الآن درگیری ما بحث تشکیل دولت اسلامی و جامعه اسلامی است. یعنی اینکه شما باید یک فشاری روی مسئولین بگذارید. از این جهت که تعریف ها و دیدگاه های این ها یکی شود و با همان محوریت صحبت های آقا اصلاح شود.

alt

چهارم هم اینکه ما در پایین اين هرم فرهنگ یک سری کانون هایی داریم که واقعاً دارند کار می کنند و باید یک فکری به حال این ها بشود. واقعاً چون خالص است، فرمایشی هم نیست و دلسوزانه کار می کنند می شود یک سری جهت گیری های کلی را با این ها پیگیری کرد. با اینکه این کار در اصفهان بسیار سخت است. اما امکان هماهنگی هست. مثل همین کاری که آقای ملکی ها کرده اند و مثلاً به سیصد _ چهارصد کانون یک جهت گیری های مشترکی داده اند. این کارهای پایینی از این جهت قابل تعمیم است.

پنجم هم بحث این میزگرد است که مسئولین را هم برای بحث بیاورید؛ البته در مورد آن موازی کاری هایی که مدنظر است و نبايد صورت بگيرد،موازی کاری هایی که آنجا یکی باید متولی کار باشد و بقیه باید تقسیم کنند. مسئولين را بیاورید تا بحث شود. و کارهایی که نباید انجام شود را برای آن ها باز کنید. یعنی کارهایی که باید انجام دهند و کارهایی هم که نباید انجام دهند

ششم هم بحث سبک زندگی است که باید به شدت روی آن کار کرد. خروجی تمام این کارهای  فرهنگی ما این است که سبک زندگی ما مثلاً هایپرمارکت نشود. این سبک زندگی ما دارد از بین می رود. مثلاً من می روم روی مبل آنچنانی می نشینم و بعد هم از اسلام و انقلاب و جهاد فرهنگي حرف می زنم. این سبک زندگی، خود متدینین و  هم حوزه علمیه را دچار مشکل کرده است. و این خروجی همین سبک غیرخودی است.

هفتمین مطلب هم که در صحبت های آقای ملتجی بود این است که صدا و سیما را به چالش بكشید. حالا شاید اصفهان را خیلی نشود کاری کرد و باید یک کار ملی روی آن صورت بگیرد. ولی واقعاً اکثر این فجایع که دارد بر سر ما می آید از رابطه دختر و پسر گرفته تا معضلات بعدی و عمیق دیگر خیلی از این ها دارد از آنجا ريشه می گیرد.

نكته ي آخرم هم اينكه آن قرارگاه فرهنگ ای را که آقا گفتند بايد بوجود بيايد ما در شهر اصفهان احیا كنيم باید برای انجام این کار تلاش کرد.بايد ديد حول محور چه کسی می شود این قرارگاه فرهنگی را تشکیل داد؟ هر چه غیردولتی تر باشد بهتر است. شما اگر یک عالم همراه پیدا کنید که این فضا را درک کند با محوریت او قرارگاه را تشکیل دهید که استاندار بعدی هم که آمد زير بارش برود. امام جمعه هم اگر آمد در مورد آنجا دقت کند، بقیه هم به همین صورت.

این بچه های فرهنگی که دلسوزند یا به قول آقای ملتجی قدبلند های این کار هم جمع شوند و یک کار ویژه ای در این زمینه انجام دهند.

لذا هشتمین کار که شاید به یک تعبیری بشود کنار آن هفت کار گفت همان تقویت قرارگاه فرهنگی است. چون آقا اسمش را هم معلوم کردند و کارکرد آن را هم تعریف کردند. یعنی اینکه هدف و نقشه راه را معلوم کنیم که باید چکار کنیم.

 

ملكيها:آن صحبتی که آقای مقیمی گفتند که بحث بحران را خیلی بزرگ نکنید خود من هم آن را قبول دارم ولی نه به این مضمون که بگویم جامعه خیلی خوبی داریم و آرام هم هست و هیچ اتفاقی هم نمی افتد. خوب این با مطالبه گری و خواستن فرق می کند. چون شما موقعی که می خواهید از صدا و سیما مطالبه کنید باید بگویید آقا این چه وضعیتی است که راه انداختید.

مقيمي:منظور من برد بیرونی و رسانه ای این است.

ملكيها: همان است. تا مدیر صدا و سیما در چهار همایش مورد نقد جدي قرار نگيرد هیچ وقت نمی آید تغییر رویکرد دهد. تا موقعی که استاندار اصفهان در هفت هشت همایش به چالش كشيده نشود هیچ وقت نمی آید پيگير مشكلات فرهنگي شود.

مي خواهم به اين نتيجه برسم كه نهایتاً بحث مطالبه و مطالبه گری باید در جامعه حاکم شود که اصلاً نیست. یعنی ما آخر کار به این نتیجه می رسیم که برای اینکه امید را در جامعه رواج دهیم آمارها را نگوییم، بحران ها را نگوییم و همه مسائل را خوب جلوه دهیم به خاطر اینکه می خواهیم فرهنگ امید در جامعه باشد.

مقيمي:کار کارشناسی مسئولین و خودمان غیر از مردم است. اگر مخاطب سایت رویش خواص است زدن بعضی حرف ها اشکالی ندارد. اما اگر یک رسانه ای دارد عمومی می بیند نه این خلاف بحث آقا است.

ملكيها: من این را نمی گویم و کل این بحث را قبول دارم. ولی نه اینکه نیاییم بگوییم. اگر نگوییم پس مطالبه گری چه می شود؟ مثل بحث کرسی های آزاداندیشی دانشگاه ها که آقا هر چه می گویند بگذارید دانشگاه ها نمی گذارند.

 

ملكيها:تمام مشکلات فرهنگی ما به 4 علت برمی گردد. یکی بحث حوزه بود که اشاره کردند.مشکل دوم ما این است که نگرش ما به فرهنگ یک نگرش سیاسی امنیتی است.کته سوم اینکه فرهنگ ما دولتی است و این هم دارد به فرهنگ لطمه می زندحث چهارم این است که ما در مقوله فرهنگ باید یک مقداری نگاهمان باز باشد. حالا اسم های مختلفی روی آن می شود.به عقیده من این 4 مشکل اساسی در این حوزه وجود دارد که اگر هرکدام باشد ما در فرهنگ، مدیریت فرهنگی و مهندسی فرهنگی به نتیجه نمی رسیم.

 

من یک نکته ای را می خواستم بگویم. تمام مشکلات فرهنگی ما به 4 علت برمی گردد. یکی بحث حوزه بود که اشاره کردند. عدم انطباق حوزه علمیه با نیازهای جامعه ما بزرگترین مشکل ما است؛ یعنی کلاً در بحث حوزه عدم انطباق، عدم کارایی و عدم جدیت یکی از بزرگترین مشکلات ما است. خود همین هم خیلی جای بحث های مفصلی دارد.

مشکل دوم ما این است که نگرش ما به فرهنگ یک نگرش سیاسی امنیتی است. تا موقعی که در کشور ما یک اینچنین نگرشی به بحث فرهنگ است (همان که گفتم فرهنگ به نگرش های ما برمی گردد) به هیچ وجه موفق نمی شویم.

همین الآن مثلاً به فرض می خواهید در یک مقوله ای بروید و از یک مسئولی مطالبه کنید، شما را زیر سؤال می برد.تا موقعی که این نگرش به فرهنگ است ما اصلاً موفق نمی شویم و نباید دنبال چیزی بگردیم.

البته یک دلیل هم دارد که کل نظام ما یک نظام سیاسی است و نمی شود آن را هم کاری کرد. یعنی بعضی مواقع ما به یک بن بست هایی می رسیم.

نکته سوم اینکه فرهنگ ما دولتی است و این هم دارد به فرهنگ لطمه می زند و این هم باید حل شود. فرهنگ دولتی ما را به نتیجه ای نمی رساند و این هم بحث جدا و مفصلی دارد.

بحث چهارم این است که ما در مقوله فرهنگ باید یک مقداری نگاهمان باز باشد. حالا اسم های مختلفی روی آن می شود بگذاریم. یک مقدار در بحث فرهنگ باید یک نگاه باز و به روزی به قضیه داشت. اینکه مثلاً ما بیاییم براساس تفکرات دهه های گذشته یا بعضاً سده های گذشته به فرهنگ نگاه کنیم خیلی موفق نمی شویم.

به عقیده من این 4 مشکل اساسی در این حوزه وجود دارد که اگر هرکدام باشد ما در فرهنگ، مدیریت فرهنگی و مهندسی فرهنگی به نتیجه نمی رسیم. تمام مواردی هم که دوستان گفتند همه از همین مشکلات منبعث می شود. یعنی اگر این 4 مشکل باشد همین اتفاق ها می افتد که همه ساز خودشان را می زنند و همه نگاه های خودشان را به فرهنگ دارند. به خاطر اینکه یک اینچنین فضایی در بحث فرهنگ وجود دارد.

 

ملتجی: یک راه حل در مدیریت نسبی همان بحث اصلاح است که شهید مطهری گفته اند؛ یعنی از پایین به بالا این کار انجام شود. به نظر من برای اینکه این اصلاح انجام شود، نسل جوان انقلاب که حالا اسم آن را نسل سوم یا چهارم بگذاریم این ها باید خودشان براساس آن برداشت ها و نگرش هایی که دارند و دیدی که نسبت به فرهنگ دارند و البته با نگاه به فرمانده کل وارد این عرصه شوند.

یعنی این سیستم حکومتی و ساختارهایی که الآن داریم در این مدت امتحانشان را پس داده اند و به دلایل مختلف خیلی تأثیرگذار نخواهند بود. شاید باید در مورد این هم به صورت کارشناسی حرف بزنیم. اما اینکه بگوییم ناامید هستیم نه این طور نیست. فکر می کنم این راه حل هم شدنی و هم اجرایی تر است و اینکه اول خود ما به هم نزدیکتر شویم. یعنی کسانی که الآن سنگریزه های کف جوی انقلاب هستند که اگر ماها لیاقت آن را داشته باشیم باید به هم نزدیک شوند و از سطح پایین به بالا یک اتفاقی بیفتد. اول کسانی که همدیگر را قبول دارند و سلیقه هایشان به هم نزدیک است و بعد هم کم کم یارگیری کنند و آدم های دیگری هم حول یک محور مشخص که همان محور فرماندهی کل است جمع شوند و برای این مسئله چاره اندیشی و برنامه ریزی داشته باشند.

به نظرم این راه در اصفهان شدنی است؛ چون من اصفهان را سقوط کرده نمی بینم. به دلیل اینکه فکر می کنم اصفهان هنوز یک حالتی بین مدل بومی و مدل جهانی دارد.تهران واقعاً از بین رفته است اما این اتفاق هنوز در اصفهان نیفتاده است. بنابراین تا دیر نشده ما بر پایه این مدل می توانیم این کار را انجام دهیم./انتهاي پيام/

 

/ برگزاری و تنظیم میزگرد: محمد سامونی

 

مطالب مرتبط:

لزوم مدیریت جامع فرهنگی با حضور :مقیمی،ملتجی،ملکیها/1؛ مدیریت جامع فرهنگی،ضرورتی مغفول مانده در اصفهان

یادداشت مهمان- مهندس علی ماهرالنقش؛ دوازده چالش فراروی مدیریت فرهنگی استان

 

نظرات (14)

  1. بدون نام 1391/03/24 14:15

    هر كسي در هر حوزه اي هر كاري بكند بدون اشتباه نيست و مهمتر اينكه نمي تواند رضايت همه را حاصل كند .شايد به نظر من در سابقه ي دوستاني كه در اين ميز گرد بودند نقاط مبهمي باشد ولي قرار نيست كه به نظر ديگران هم آن نقطه مبهم باشد و مهم تر اينكه هر انساني حق اشتباه و خطا دارد و اصلا همين اشتباهات است كه باعث ميشود انسان از تجربه هاي مفيدي بهره مند شود تا كار بعديش بهتر شود و مهمتر از اين مهمتر اينكه در پرونده اين افراد كارهاي بسيار درخشاني نيز هست كه بايد ديده شود
    به نظر من كساني كه كوتاه فكري كرده و شان و جايگاه بحث هاي انجام شده را بخاطر سليقه هاي شخصي و گاها بخاطر انتقام گيري ها زير سوال برده اند جايگاهي در فرهنگ شهر و بچه هاي فرهنگي شهر ندارند ،درست است كه عدم مديريت جامع فرهنگي در استان معظلي است و بايد برايش چاره اي داشت ولي شايد بالا بردن افق نگاه و شعور فرهنگي در افراد هم معظلي است كه چاره آن نيز بسيار مهم است

  2. ادامه از بالا 1391/03/24 14:15

    سزاوار نيست بعلت اشتباهاتي كه شايد فقط از منظر ما اشتباه بوده از گردونه خارج شوند و تهمت و غيبت و.... نثارشان شود و چون كاري كرده اند كه به ما خوش نيامده حق اظهار نظر برايشان قائل نباشيم.اگر كمي گذشته را مرور كنيم آسيب اين رفتار حذفي و كوتاه بينانه ي اين افراد را خواهيم ديد ،عناصر بسيار ارزشمندي كه از روي نفهمي عده اي به باد تهمت و انتقاد گرفته شدند و بواسطه عده اي كه به نظر من نفهم تر از اين عده هستند باور شدند و به اشكال مختلف آنها را از ميدان فرهنگي كه ميدان كم سرباز و كم سرداري است جدا كردند .
    وجود چنين افرادي كار دشمن را آسان كرده ، همان دشمني كه با هم بودن بچه هاي فرهنگي شهر برايش ضرر دارد ،قدرتش را كم مي كند و برنامه هايش را بهم ميريزد. با نگاه خوش بينانه اين افراد را غافل مي دانم و كوتاه فكر والا بايد آنها را سربازان جبهه ي مقابل دانست
    (البته بر هر عقل سليمي روشن است كه اين مطالب نافي انتقاد كردن و بحث و گفتگو نيست .هر حركتي با نقد سالم قوي تر ميشود .اما زبان نقد و انگيزه نقد ودور بودن نقد از تخريب و تهمت و ... مسائلي است كه بايد رعايت شود)

  3. مسجدی 1391/03/24 14:32

    قسمت دوم بهتر از قبلی بود والبته یادداشت آقای ماهرالنقش خیلی خوب بود
    ممنون
    استفاده کردم

  4. خودمم 1391/03/24 14:36

    به نظرم جای کار بیشتری داره
    رویش نیوز! خوب بابی رو باز کردین خواهشا ادامه بدین و به یه سرانجام منطقی و علمی و اجرایی برسونینش
    یاعلی

  5. احمد 1391/03/24 16:26

    سلام
    در این بخش گفتگو حرفهای بهتر و قابل استفاده تری عنوان شده اما باید باز هم ادامه میدادید تا بالاخره راه حل هم ارایه شود.البته در بخش پایانی اقای ملتجی نکاتی را ذکر کردند که باز هم باید از ایشان می پرسیدید تا دقیق تر شود.پیشنهاد میکنم با ایشان مصاحبه اختصاصی کنید تا دیدگاههایشان را بگویند و یا در ستونی ثابت دیدگاههایشان را ارایه دهند.

  6. گ.گ 1391/03/24 16:28

    دیدگاه و حرف پخته ای است که اصفهان هنوز سقوط نکرده است...

  7. صبرا 1391/03/26 14:26

    از دیدگاه اقای ملتجی استفاده کردم.حقیقتا تا حالا نمی دانستم که چنین نیروهای فکری و مدیریتی در شهرمان داریم .امیدوارم سایه سنگین سیاسیون اجازه بروز بیشتر به چنین افرادی بدهد.!از رویش هم که چنین فضایی را برای آشنایی ایجاد می کند متشکرم.موفق باشید

  8. دادرس 1391/03/26 14:30

    در ارتباط با پیشنهاد اقای ملتجی باید کار و تلاش و تحقیق بیشتری کرد.موضوع را با ایشان و دیگر چهره های فرهنگی ادامه دهید و پیشنهاد می کنم تاریخچه و سابقه ای از تلاشهایی که برای این کار صورت گرفته را بیاورید.

  9. سردار 1391/03/26 23:46

    سلام بد نیست با آقای مهدی بقایی هم مصاحبه کنید ایشون و گردان فرهنگی سلمان(دارالولایه)در ضمینه های فرهنگی به خصوص در عرصه شعر و مداحی خیلی تاثیر گذار بودند.بد نیست از نظرات استاد طاهر زاده هم استفاده کنید.یعنی قسمت هایی از کتاب آنگاه که فعالیت های فرهنگب پوچ می شوند را در سایت قرار بدید تا مخاطبین به خواندن این کتاب ترغیب شوند.یا علی

    • مهدی 1391/03/28 13:59

      البته دوستان رویش به خاطر مواضع استاد طاهر زاده در حمایت از دکتر احمدی نژاد با ایشون میانه خوبی ندارند.
      من چند بار پیشنهاد کردم مقاله احمدی نژاداولین خاکریز نوشته استاد طاهر زاده درج شود، اما ظاهراً .... هنوز اجازه نداده اند!

  10. سید رسول 1391/03/29 11:33

    از اینکه بعد از سی و سه سال از انقلاب فرهنگی امام تازه به این نقطه رسیدیم که بحث مدیریت فرهنگی در جامعه ما یک بزنگاه اساسی است خوشحالم
    من با نظرات آقای ملتجی موافقم و امیدوارم نسل سوم و چهارم انقلاب افسران توانمند و متفکر و ولایت پذیر رهبری در این جنگ سرنوشت ساز باشند.

  11. حسن کوشکیان 1391/03/31 11:35

    امیدوارم این بحث ادامه پیدا کند و به نتیجه منتج شود

    افق نگاه آقای ملتجی امیدوار کننده است ولی یک نکته

    شاید تنها ملتی باشیم که در معرض حمله انقدر خونسرد عمل میکنیم و تازه میخواهیم فکری باری حمله ی صورت گرفته بکنیم

    کاش دوستانی که در این بحث بودند یک بازدید از دانشگاهها و کلا جمعهای جوانان میکردند تا متوجه عمق خسارت این جنگ میشدند... کاش در فضای سایبری بودند تا بدانند در فیسبوک صفحه ای با 11000 عضو دارد به قول خودشان قرآن را نقد میکنند و روزانه چندین نفر را جذب میکنند و من بچه مسلمان نه علمش را دارم نه قدرتش که مبارزه کنم ... فکر میکنیم فیلتر کنیم درست میشود فکر میکنیم گشت ارشاد بگذاریم درست میشود 30 سال برخورد قهری کردیم و نفهمیدم نتیجه نمیدهد ولی باز جای امیدواری دارد که هنوز کسانی هستند که به کار فرهنگی معتقدند

  12. داوری 1391/04/04 12:00

    سلام
    گفتگوی بسیار خوبی بود و دیدگاه اقا وحید را از نیازهای امروز فرهنگ اصفهان می دانم.

  13. ۶۶ 1396/10/23 22:11

    اگر مدیرت فرهنگ نباشه له می شیم! توی همه کشورهای آگاه از آمریکا گرفته تا... مدیریت فرهنگ می شود.

افزودن نظر

captcha
  • پربیننده‌ترین
  • مطلب دیگری نیست