یادداشت میهمان-عماد طیبی:
بزرگ‌ترین جنایت بشری
شنبه 08 دی 1397, 10:53

 

یادداشت میهمان-عماد طیبی: هرچقدر که از تاریخ بشری می‌گذردجنایت‌هایی هم که توسط بشر صورت می‌گیرد بزرگ‌تر، پیچیده‌تر و مرموزانه‌تر می‌شود. زندانیان یا برده‌هایی را تصور کنید که ده‌ها سال زندانی هستند و به زور به کار گرفته می‌شوند و اندک غذایی به آن‌ها داده می‌شود تا نمیرند و بتوانند بیشتر کار کنند و سود بیشتری عاید مالکین خود کنند و زندانبان‌هایی زورگو که مداوم آن‌ها را مورد تهاجم شلاق و طعنه‌هایشان قرار می‌دهند. این‌قدر از آن‌ها کار می‌کشند که موقع رهاشدن فقط فرصت خوابیدن پیدا می‌کنند و لحظه‌ای برای خود و به حال خود ندارند.

می‌خواهم از زندان‌های مدرنی برای شما بگویم که در آن کودکان به شیوه‌ای فجیعانه‌تر از آنچه گفته شد در آن به کار گرفته می‌شوند و متأسفانه از دوران رنسانس به بعد در بسیاری از کشورهای دنیا این زندان‌هاراه‌اندازی شد. در کشور خود ما حدود 80 سال قبل در زمان رضاخان این زندان‌ها به تقلید از غرب دوران صنعتی تأسیس و راه‌اندازی شد. در واقع هدف از تأسیس این زندان‌هاتأمین نیروی کار برای سیستم اقتصادی کشورها بود. کودکان را قبل از ورود به این زندان‌هااین گونه تهدید و شست و شوی مغزی می‌کردند که تنها راه زنده ماندن شما کارکردن در این زندان‌هاست و اگر این کار را نکنید در آینده از گشنگی می‌میرید و یا آبروی شما خواهد رفت. به همین دلیل بسیاری از کودکان به امید آینده‌ای موفق در این زندان‌ها حضور پیدا می‌کنند. در این زندان‌ها، کودکان از 7 سالگی به بردگی گرفته می‌شوند؛ در اکثر جوامع این کودکان حدود 16 سال یعنی تا 22 سالگی یعنی اوج دوران نوجوانی و جوانی خود به کار در این زندان‌ها مشغول‌ند.

کودکان هر روز صبح باید در سر موعد مشخص با لباس‌های همسان سرکار حاضر شوند. از زمان ورود به این زندان‌ها حق بازی کردن را ندارند، سرکار حق صحبت کردن با دیگر کودکان را ندارند. در بسیاری از این زندان‌ها به کودکان اجازه دستشویی رفتن و آب خوردن هنگام کار را نمی‌دهند.آن‌ها حتی ساعاتی که در زندان حضور فیزیکی ندارند باید کارهای بسیاری را که به آن‌ها محول شده است را در منزل انجام دهند. افرادی که فعالیت محوله را انجام ندهند از سوی مسئولین زندان با طعنه و خوردکردن شخصیت شکنجه روحی می‌شوند.در این سیستم پیشرفته، یک نظام ارزشیابی بین خود کودکان ونوجوانان قرار داده شده است که بسته به نتیجه کارکرد افراد رتبه‌بندیمی‌شوند و افراد دارای کارکرد پایین‌تر همیشه مورد توبیخ واقع می‌شوند. در این نظام ارزشیابی هیچ تفاوتی بین توانایی‌های اولیه کودکان قائل نمی‌شوند، کودکی که نتیجه عملکرد بدی داشته باشد ولو اینکه خیلی هم کاروتلاش کند هم توسط مسئولین زندان و حتی پدر و مادر به صورت مداوم توبیخ و تنبیه می‌شود. از دوران صنعتی که این زندان‌ها به این شکل رو به گسترش گذاشت، در ابتدا جوانانی که در این زندان‌ها کار کرده بودند را به زندان‌های صنعتی منتقل می‌کردند و در آنجا به ازای کار انجام شده به آن‌ها آب و غذا می‌دادند؛ اما با گذشت زمان و کمبود زندان‌های صنعتی، پس از گذشت دوران اوج جوانی، افراد را به حال خود رها کرده و حتی او را در زندان‌های صنعتی هم استخدام نمی‌کنند.

سعی شده است برای این زندان‌ها از اسامی و مفاهیم ارزشمند و موردپسند جامعه مثل علم، درس، تربیت و... استفاده شود. به همین دلیل به آن‌ها اسم مدرسه را داده‌اند و پدر و مادرانی که فرزندان خود را به این مدارس می‌فرستند را با این مفاهیم گول می‌زنند که در این مدارس، کودکان علم می‌آموزند یا تربیت می‌شوند. اما در واقعیت شخصیت و هویت فردی کودکان به صورت کاملاً نظام‌مند تخریب شده و سعی می‌شود تا حدممکن کودک بی‌هویت بار بیاید. به مسئولین این مدارس این گونه دستور داده شده است که اگر کودکی فکر یا خلاقیتی در مورد هر چیزی بروز داد با همکاری دیگر کودکان مورد تمسخر قرار گیرد و احمق جلوه داده شود تا دفعات بعدی این اقدام توسط او یا دیگران تکرار نشود.

این نظام برده‌داری مدرن به شدت در جهان گسترش پیدا کرده است و امروزه جزوی از ساختارهای اصلی همه حکومت‌ها و فرهنگ‌ها تلقی شده است به‌گونه‌ای که هیچ‌کسینمی‌تواند حتی نبود آن را تصور کند. هر ساله میلیون‌ها پدر و مادرهایی که خودشان هم در همین مدارس درس خوانده‌اند با اشتیاق بسیار فرزندان خود را در این مدارس ثبت نام کرده و بعضاًهزینه‌های بسیار کلانی نیز برای نگهداری از فرزندانشان در این زندان‌ها پرداخت می‌کنند و از خود نمی‌پرسند چرا و برای چه! مسئولین این مدارس هم که از ستمی که به زندانیان خود می‌کنند آگاهشده‌اند، نمی‌توانند هیچ ساختاری جز آنچه هست را تصور کنند و هر از چندگاهی شکل و شمایل زندان را تغییر می‌دهند اما حاضر نیستند زندان را خراب کنند و به جای آن باغ و گلستانی بسازند.

شاید در ادبیات این نوشتار اغراق و نوعی بدبینی شدید دیده شود اما در عین حال پرده از واقعیتی از نظام آموزشی تحت حاکمیت اقتصاد و تمدن مادی حاکم بر می‌دارد. نظام آموزشی که در آن انسان‌ها از هرگونه شخصیت و هویتیتهی شده و به آن‌ها همچون رباتی نگاه شده و در ساختارهای مکانیکی آن‌ها را فکر و خلاقیت و اراده فردی تهی می‌کند که به حقیقت بزرگ‌ترین جنایت بشری، از انسانیت انداختن بشریت است. به نظر می‌رسد راهکار اساسی برای رفع این مشکل ایجاد یک نهضت و مطالبه عمومی برای انقلاب آموزشی یا تحول به حقیقت بنیادین در آموزش و پرورش است. اجازه طراحی و مدل‌های تربیتی جایگزین مبتنی بر اندیشه اسلامی که در آن بشر، انسان دیده شود و برهم زدن بنیادهای اساسی نظام آموزشی فعلی می‌تواند از مطالبات این نهضت باشد.

 

نظرات

- سدحمید
بسیار عالی
1397-10-09 پاسخ | پاسخ همراه نقل قول | نقل قول

افزودن نظر

captcha
ارسال
انصراف



این سایت با منابع شخصی راه اندازی شده است و حق تکثیر مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.