لبنان از استعمار فرانسه به اسلام انقلابی امام خمینی پناه برد
دوشنبه 05 آذر 1397, 13:58

 

او در ابتدای صحبت‌های خود ضمن اشاره به تاریخچه حزب‌الله لبنان گفت: برای پاسخ به این سوال، در ابتدا باید به صورت مختصر درباره نقش امام موسی صدر صحبت کنم چرا که نقش ایشان با جریان مقاومت در لبنان بسیار مرتبط و نزدیک است. اگر بخواهیم به عقب برگردیم باید به امام عبدالحسین شرف‌الدین اشاره کنیم. ایشان اساس و پایه انتخاب امام موسی صدر برای آمدن به لبنان بودند. زمانی که امام موسی صدر به لبنان آمدند، مرحله‌ای بود که چپ‌گراها در قدرت حضور داشتند و شرایط لبنان در آن زمان، بسیار سخت و پیچیده‌ بود. مارونی‌های سیاسی‌، حکومت را در دست داشتند و در نتیجه رئیس جمهور دارای اختیارات مطلق بود. همراه با او، مجموعه‌ای از وزیران بودند که او را یاری می‌کردند. در حقیقت، به جز رئیس جمهور هیچ کس دیگری وجود نداشت.
شب گذشته اولین قسمت از برنامه تلویزیونی نقطه رهایی روی آنتن شبکه 5 رفت. هدف این برنامه تببین شکل گیری بسیج جهانی مستضعفین در کشورهای لبنان، عراق، سوریه، فلسطین و یمن است. نجوا رعد نویسنده لبنانی همراه با شیخ حسن عزالدین مسئول روابط عربی حزب الله لبنان مهمان این برنامه بودند تا درباره لبنان صحبت کنند.
 
اولین مهمان برنامه، نجوا رعد، نویسنده کتب شهدای مقاومت و فعال اجتماعی اهل لبنان بود. او که برای شرکت در کنفرانس بین‌المللی وحدت اسلامی در ایران حضور یافته است، در ابتدای صحبت‌های خود گفت: خیلی خوش‌حال هستم که مهمان جمهوری اسلامی ایران هستم و در کنفرانس وحدت اسلامی حضور دارم. 
 
وی در ادامه صحبت‌های خود ضمن اشاره به تنوع فرهنگی در لبنان گفت: همان‌طور که می‌دانید، لبنان از جمله کشورهایی است که روزگاری عثمانی‌ها در آن حمکرانی می‌کردند و پس از آن نیز فرانسوی‌ها در آن حاکم بودند. از این منظر، استعمار فرانسوی‌ها در فرهنگ لبنان تاثیر گذاشته است و مردم آن زبان فرانسوی را به عنوان یک زبان اصلی در کنار عربی و انگلیسی یاد می‌گیرند. با این حال باید بگویم که ایجاد فرهنگ اسلامی در لبنان به انقلاب اسلامی که امام خمینی آن را پایه‌گذاری کرد، برمی‌گردد. ایشان در نهضت دینی که در لبنان شکل گرفت، نقش مهمی داشتند. ایشان در ابتدا امام موسی صدر را به لبنان فرستادند و پس از آن نیز با پیروزی انقلاب مبارک اسلامی در ایران، نهضت دینی کامل‌تر شد. باید اشاره کنم که زمانی که اسرائیل لبنان را اشغال کرد، ایشان یک مقاله مشهوری داشتند که در آن گفته بودند «الخیر فی ما وقع». در آن زمان همه از این گفته ایشان تعجب کردند اما باید بگویم که این اتفاق واقعا «الخیر فی ما وقع» بود چرا که از جهاد اصغر تبدیل به جهاد اکبر شد. ایده امام خمینی و فرهنگ ایشان، اثر زیادی بر فرهنگ و جامعه لبنانی و به ویژه شیعیان داشت و این جامعه را رشد داد و به دین محمدی اصیل برگرداند. 
 
نجوا رعد در بخش دوم صحبت‌های خود ضمن پاسخ به سوال مجری برنامه پیرامون تربیت نیروهای مجاهد و انقلابی در لبنان و نقش مادران در این موضوع گفت: باید دقت داشته باشید که مادران، صرفا شهدا را تربیت نمی‌کنند بلکه او را می‌سازند. من با مادران شهید بسیار زیادی در لبنان دیدار داشتم. باید بگویم که یکی از بزرگترین این فرماندهان، نتیجه ساخت چنین مادری بوده است. در حقیقت، این مادر نقش اول را در تربیت این فرزند برعهده داشته است. توجه داشته باشید که جنبش جهادی در سرشت زنان لبنانی است. برای این ادعا مثال‌های زیادی نیز وجود دارد. برای مثال، من مادر شهیدی را می‌شناسم که در جیب لباس فرزند خود یادداشتی را می‌گذارد که بر روی آن نوشته شده بود «اگر در جنگ بودی و احساس ترس کردی، یاد مادرمان حضرت زینب باش و بدان که من می‌خواهم تو مرا پیش او رو سفید کنی». پسر او تنها 17 سال سن داشت و هنگامی که شهید شد و لباس‌هایش را آوردند، اولین سوالی که پرسید راجع به آن یادداشت بود. این مادر، نمونه یک زن زینبی است. چنین مادری کم‌کم تربیت می‌کند و با گذر زمان، این نقش تبدیل به سازندگی می‌شود. این زن در کنار شهدا و مردان مقاومت است. در حقیقت، می‌بینیم که زن در لبنان، در همه زمینه‌ها فعالیت می‌کنند. 
 
این فعال اجتماعی اهل لبنان بیان داشت: بدون شک کربلا مساله اصلی در این رابطه است. این مساله در ذات انسان‌ها وجود دارد اما هنگامی که این ذات آلوده می‌شود، نیاز به چیزی دارد که مجددا برگردد. من در مورد جنبش امام خمینی و انقلاب او صحبت کردم. ایشان این ذات را برگرداند و استقرار ذات پاک توانست این مادران را حرکت بدهد و آنان را در زمینه فرهنگی پرورش بدهد. خاطرم هست که وقتی با مادر شهیدی دیدار کردم، می‌دانست که سر فرزندش بریده خواهد شد اما خیلی راحت با این مساله کنار آمد. هنگامی که با او خداحافظی کرد، با اعتقاد کامل از او خداحافظی کرد. وقتی آن پسر 16 ساله شهید شد و سرش بریده شده بود، مادر او بیش از آن که راجع به فرزند خود صحبت کند، راجع به امام حسین علیه السلام صحبت می‌کرد. به نظرم، انقلاب کربلا و امتداد آن توسط حضرت زینب سلام الله علیها، نقش بسیار گسترده‌ای در این فرهنگ‌سازی داشته است. من در این زمینه 2 تجربه دارم. تجربه اول در رابطه به شهید سمیر است و تجربه دوم نیز مربوط به کتاب «من تو را انتخاب کردم» است که به شهید احمد شاهین برمی‌گردد. در این تجربه، خاطرات خاصی را دارم. مردم فقط به دستاوردها نگاه می‌کنند اما رنج‌هایی که این افراد می‌کشند را درک نمی‌کنند. در این کتاب، بر روی همین موضوع تمرکز کردم. در این کتاب دو زن وجود دارد؛ یکی همسر شهید است که درس خوانده است و با علم و مال خود در کنار همسرش ایستاد. زن دوم نیز خواهر این شهید است که امانتدار راز او بوده است. این خواهر، همیشه در کنار برادر خود حضور داشته است و در بسیاری از فعالیت‌های مجاهدانه او نقش داشته است. 
 
او در بخش پایانی صحبت‌های خود گفت: پیامی که می‌خواهم به بینندگان برسانم این است که با توجه به این که در سالروز تولد پیامبر مهربانی و رحمت هستیم، باید با هم همکاری داشته باشیم و با یک قلب و روح واحد به سمت تحقق عدالت و ظهور امام مهدی و تشکیل دولت عدل او حرکت کنیم. هدف اصلی ما باید فلسطین و از بین بردن رژیم صهیونیستی باشد. 
 
مهمان دوم این قسمت از برنامه «نقطه رهایی»، شیخ حسن عزالدین، مسئول روابط عربی در حزب الله لبنان بود. او در ابتدای صحبت‌های خود ضمن اشاره به تاریخچه حزب‌الله لبنان گفت: برای پاسخ به این سوال، در ابتدا باید به صورت مختصر درباره نقش امام موسی صدر صحبت کنم چرا که نقش ایشان با جریان مقاومت در لبنان بسیار مرتبط و نزدیک است. اگر بخواهیم به عقب برگردیم باید به امام عبدالحسین شرف‌الدین اشاره کنیم. ایشان اساس و پایه انتخاب امام موسی صدر برای آمدن به لبنان بودند. زمانی که امام موسی صدر به لبنان آمدند، مرحله‌ای بود که چپ‌گراها در قدرت حضور داشتند و شرایط لبنان در آن زمان، بسیار سخت و پیچیده‌ بود. مارونی‌های سیاسی‌، حکومت را در دست داشتند و در نتیجه رئیس جمهور دارای اختیارات مطلق بود. همراه با او، مجموعه‌ای از وزیران بودند که او را یاری می‌کردند. در حقیقت، به جز رئیس جمهور هیچ کس دیگری وجود نداشت. 
 
وی ادامه داد: در آن زمان، شیعیان در تمام ابعاد و زمینه‌ها به حاشیه رانده شده بودند و هیچ نقش مدیریتی، اجتماعی، آموزشی و توسعه‌ای نداشتند. دقت داشته باشید که امام موسی صدر، دو اصل داشت؛ اصل اول او این بود که شعار رشد و توسعه، از بین بردن ظلم و گسترش عدالت را مطرح کردند. ایشان نه تنها به شیعیان بلکه به همه قومیت‌هایی که در لبنان وجود داشت، نظیر سنی‌ها، مسیحی‌ها و ... توجه داشتند. هر کسی که در شرایط فقر زندگی می‌کرد و خدماتی از سمت دولت به او ارائه نمی‌شد، مورد حمایت امام موسی صدر قرار داشت. اصل دوم ایشان نیز معرفی مفهوم مقاومت بود. امام موسی صدر، گروه‌های مختلف مقاومت را در لبنان ایجاد کردند. اندیشه امام موسی صدر این‌گونه بود که اعتقاد داشت ایجاد گروه‌های مقاومت می‌تواند لبنان را نجات دهد. به زعم ایشان، رژیم اسرائیل شر مطلق است و بنابراین تا زمانی که خطر این دشمن وجود داشته باشد، لبنان نمی‌تواند موفق باشد. ایشان این گروه‌های مقاومتی را ایجاد کردند تا بتوانند از مردم در برابر اسرائیل حمایت کنند. او برای برداشتن ظلم و محرومیت تلاش زیادی کرد و در این مرحله شورای اسلامی شیعه را ایجاد نمود تا بتواند از حقوق شیعیان دفاع کند. علاوه بر این، جنبش امل را برای مقاومت در برابر اسرائیل به راه انداخت. در نهایت، امام موسی صدر ربوده شد چرا که اعتقاد داشت در لبنان باید وحدت ملی شکل بگیرد و بین گروه‌های مختلف سیاسی هم‌زیستی وجود داشته باشد. ایشان به این دلیل که مقاومت را در لبنان ایجاد کردند، توسط مستکبران ربوده شدند. در همین دوره، انقلاب اسلامی ایران شکل گرفت و یک نوع پیروزی را خارج از معادلات مادی رقم زد. توجه داشته باشید که آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی اصلا دوست نداشتند که در ایران انقلابی ایجاد شود که شعار عدالت، آزادی و عدم وابستگی به دیگران را داشته باشد. چرا که در زمان شاه، ایران، پایگاهی جاسوسی برای آمریکا بود. علاوه بر این، شوروی دوست نداشت که در ایران، انقلاب اسلامی به پیروزی برسد چرا که می‌ترسید مجموعه کشورهای اسلامی در منطقه تشکیل بشود. در کنار نقش امام موسی صدر، رهبری امام خمینی نقش بسیار مهمی در لبنان داشت. مردم ایران برای یک هدف واحد با همدیگر متحد شدند و آن هم سرگونی شاه بود. این مساله در لبنان نیز بازتاب داشت. به نظرم حزب‌الله در زمینه‌های فکری و روحی، نتیجه روحیه امام خمینی است که در انقلاب اسلامی ایران ایجاد شد و به لبنان منتقل شد. مقالبه با رژیم صهونیستی، بزرگترین روحیه ایجاد حزب‌الله در لبنان بود. اگر رژیم صهونیستی می‌دانست که با اخراج سازمان آزادسازی فلسطین از لبنان، حزب‌الله به وجود می‌آید، مطمئنا آن جنبش را نگه می‌داشت. 
 
او در بخش پایانی صحبت‌های خود گفت: همان‌طور که می‌دانید، در سال 1982، امام خمینی یک هیئت نظامی را به سوریه فرستاد تا با رژیم صهونیستی مقابله کنند. هنگامی که سوریه احساس کرد که دشمن دیگر نمی‌تواند به سمت دمشق حرکت کند، به حالت قبلی خود برگشت اما آن هیئت نظامی که مشتکل از سپاه ایران بود، شروع به آموزش دادن در این منطقه کرد و از این جهت نقش بسیار زیادی در ایجاد حزب‌الله در لبنان داشت. این‌گونه بود که سوریه از جریان مقاومت در لبنان حمایت کرد. 
 

افزودن نظر

captcha
ارسال
انصراف



این سایت با منابع شخصی راه اندازی شده است و حق تکثیر مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.