یادداشت - محمود فروزبخش:
برای انقلاب چه کردیم و در کجا قرار داریم
پنجشنبه 12 بهمن 1396, 09:52

برای چه انقلاب کردیم و در کجا قرار داریم 

در آُستانه ورود به چهلمین سال انقلاب شکوهنمد اسلامی باید از خود بار دیگر بپرسیم که در این مدت چه چیز کسب کرده ایم و از رهگذر این پرسش متوجه شویم که در کجا قرار داریم.
در این مقام ما باید متوجه 3 بحث شویم:
1-  مقدمات 
2-  ابزار 
3-  اهداف 


مقدمات
مقدمات را در دوبخش مادی و معنوی می توان تقسیم کرد. از حیث مادی، مهم ترین مقدمه، برقراری «امنیت» است و از حیث معنوی مهم ترین مقدمه برای ما، «عزت» است. 
به فضل الهی انقلاب اسلامی موفق شد این دو مقدمه را کسب کند و آن دو را تا به امروز نیز به نیکی پاس دارد. امروز امنیت ایران، در میان کشورهای منطقه بی نظیر و مثال زدنی است و در زمینه عزت هم مردم دنیا و مردم ایران همگی درک می کنند که امروز موقعیت ایران و ایرانی در جهان فرق کرده است. 
البته این دو بحث از مقدمات هستند یعنی از حداقل ها هستند هر چند که ما برای این دو بسیار تلفات داده ایم و سختی کشیده ایم اما به هر حال به این دو دستاورد نمی شود دل بست زیرا آن دو را تنها باید در مقام زیربنا دانست و ما باید به فکر ساخت اصل بنا باشیم. 


ابزار 
در مسیر انقلاب اسلامی، ما نیازمند ابزارهای فراوانی هستیم که ذکر آنان متن را طولانی می کند اما بی شک «مردم سالاری»، مهم ترین ابزار در مسیر انقلاب اسلامی است. بدون این ابزار، طی مسیر بی معنا و غیرممکن است. 
این دقیقا چیزی است که نقطه ممیزه حکومت فعلی با حکومت های پیشین در طول تاریخ ایران است. چیزی که ملت های فراوانی به دنبال آن هستند و ما از این حیث از آنان مدت هاست پیشی گرفته ایم. 
ملت های فراوانی امروز در دنیا یا به سبب حکومت های دیکتاتوری و یا به سبب فشارهای خارجی خلاف نظر مردم کشور خود تصمیم می گیرند. نظام جمهوری اسلامی با تدابیری که در قانون اساسی خود اتخاذ نمود، سال هاست از این معضلات عبور کرده است هر چند که جمهوری نیز مقوله ای ثابت نیست و جمهوری در ایران نیز می بایست سیر تکاملی خود را داشته باشد. 


اهداف
هدف هر انسانی در زندگی و هدف هر جامعه ای بدون شک «پیشرفت» است به این معنا که همه می خواهند، همیشه بهتر شوند. هر ساله در دهه فجر مصادیقی را از پیشرفت در ایران بیان می کنند. لذا پس ما از ورود به این وادی صرفنظر می کنیم. واقعیت آن است که نوع بشر به دنبال توسعه مادی و رفاه است. چنانچه حکومت دراین امر به توفیق دست یابد، رضایت در مردمان نمودار می شود و اگر این مهم صورت نگیرد و مردم در امر معیشت و اقتصاد به سختی برسند، آثار نارضایتی از زمانه در آنان پدیدار می شود. 
پیشرفت حد کفایت ندارد. همانطور که آدمی تا لب مرگ در حال پیشرفت است، جامعه و حکومت هم از این تلاش دست برنمی دارد. پس پیشرفت مختص جمهوری اسلامی نیست. حال سوال پیش می آید که اگر رژیم پهلوی همچنان برسرکار بود آیا بسیاری از این پیشرفت ها رخ نمی داد؟
پاسخ این است که ادامه حکومت شاهنشاهی چه بسا بسیاری از مولفه های توسعه در ایران به خوبی جلو می رفت و از آن مهم چه بسا در زمینه هایی موفقیت های آنان شاخص تر هم بود. از طرف دیگر بسیاری از نمودهای توسعه وابسته به پیشرفت های بشری مانند جهش ها در تکنولوژی است و این گونه پیشرفت ها را اصلا نمی توان به تنهای به پای حکومت اسلامی نوشت. برای مثال در زمینه های مخابرات، پیشرفت کلی جهانی موجب این همه پیشرفت شد. 
منظور آن که حکومت پهلوی هم به نوع خود عزم توسعه داشت و از انصاف نگذریم به توفیقاتی هم دست یافته بود. از شاهنشاهی هم بگذریم با نگاهی به حکومت هایی مانند ترکیه و مالزی می توان نتیجه گرفت که بدون درنظرگرفتن انقلاب اسلامی هم می شد گام های بلندی برداشت.
آن چه ذکر شد درست است اما در اینجا باید متوجه هدف دیگری بشویم و متذکر شویم که پیشرفت تنها هدف انقلاب اسلامی نبود بلکه هدف اعلای انقلاب اسلامی، برقراری «عدالت» بود. هدفی که مدنظر تمامی اولیا و انبیا الهی بوده است.
منظور از عدالت، آرمانی است که ما در طی مسیر پیشرفت، تلاش داریم که آن را به قدر توان محقق کنیم. «عدالت» می توان بیان های گوناگونی داشته باشد. این طور نیست که الان بتوان یک تعریف با حدود مشخص برای عدالت گفت و ادعا کنیم که این حد نهایت عدالت است. فهم ما از عدالت در طول مسیر پیشرفت تغییر می کند. برای مثال در حال حاضر تلقی ایرانی ها از عدالت بیشتر در حوزه اقتصاد و توزیع درآمدها و کاهش فقر و برداشتن اختلاف طبقاتی است. حال آن که عدالت می تواند تعابیر و مصادیق عمیق تری هم داشته باشد.
اما در مرسوم ترین تعریف از عدالت می توان گفت، عدالت به معنای قرار گرفتن هر چیز بر سرجایش است و عدالت همچون سلطان بر راس پیشرفت قرار می گیرد و حدود پیشرفت را مشخص می کند و روابط و مناسبات را تنظیم می کند. بدون درنظرگرفتن عدالت، پیشرفت به افراط و تفریط می رود و از منظور نهایی باز می ماند.

پس پیشرفت و عدالت دو هدف همیشگی، انقلاب اسلامی است. پیشرفت مقدم بر عدالت است و عدالت فوق بر پیشرفت است. آن چیز که انقلاب اسلامی را از سایر حکومت ها و نظام های بشری جدا می کند، آن است که انقلاب اسلامی بنا دارد علاوه بر پیشرفت، عدالت را هم به قدر توان خود محقق سازد. 


نتیجه
درست است که در مقام مقدمات (امنیت و عزت) توفیقات حاصل شده و در مقام ابزار هم موفقیت ها فراوان بوده است اما ما همچنان درگیر دو هدف پیشرفت و عدالت هستیم. 
در پیشرفت و به خصوص در سال های بعد از جنگ گام های بلندی برداشته ایم و همچنان نیز برمی داریم لکن در جهت اصلاح آن پیشرفت در راستای عدالت، درگیر هستیم و این ماموریت اصلی پیش روی انقلاب اسلامی است. ماموریتی که با قرار گرفتن دائمی در مسیر پیشرفت از یک سو و مرتب لحاظ کردن حقیقت عدالت از سوی دیگر، محقق می شود.

 

افزودن نظر

captcha
ارسال
انصراف

پربیننده‌ترین

مطلب دیگری نیست



این سایت با منابع شخصی راه اندازی شده است و حق تکثیر مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.