آیت الله مصباح یزدی در ديدار با جمعي از فعالان فضای مجازی:
تا مباحث زيربنايی فکری حل نشود هرگونه بحث و تحقيق در مورد مشكلات فرعی‌تر به بن بست می‌رسد
یکشنبه 01 بهمن 1396, 23:37

 

به گزارش رویش نیوز، چندی پیش آیت الله مصباح یزدی ديداری صمیمی با جمعي از فعالان عرصه رسانه و فضای مجازی داشتند که متن زیر گزیده ای از بیانات مهم ایشان می باشد:
 
يکي از هزاران برکتي که انقلاب نصيب جامعه ما کرده است، خودباوري جوان‌هاست؛ اين که شما جوانان، خود را باور داريد و به خود اجازه اظهار نظر، نقد و حتي پيشنهاد و ارائه راهکار بدهيد، بسيار مطلوب است؛ هر چند ممكن است در ابتداي راه خامي‌هايي وجود داشته باشد؛ اما هر پخته‌اي يك روز خام بوده است. اين آغاز راهي است که برکات زيادي به دنبال خواهد داشت.
 
شما که همت کرده‌ايد تا کار نويي را در جامعه شروع کنيد و خود را براي نقد شدن و پرداخت هزينه‌ها هم آماده کرده‌ايد، خوب است پيشنهاد بنده را هم بشنويد. به نظر من براي يافتن پاسخ سؤالاتي كه مطرح شد، ابتدا بايد ببينيم هدف از آفرينش و زندگي انسان بر روي زمين چيست؛ آن هم زندگي در کنار موجودي به نام ابليس که قبل از انسان وجود داشته و دائماً در پي فريب دادن انسان بوده است. هدف اصلي از خلقت ما چيست؟ مسئوليت و وظيفه ما در جهت رسيدن به اين هدف چيست؟ آيا مسئوليت ما فردي است، يا اجتماعي است؟ اگر ما اين مسايل را نفهميم، با ابهام‌هايي روبرو مي‌شويم که جواب روشني براي آنها نخواهيم يافت.
 
 به عنوان نمونه همگان اصلاح امور جامعه را كاري خوب و پسنديده مي‌دانند، و تصور مي‌کنند که اگر دولت کارش را خوب انجام دهد، يا روحانيت وظيفه‌اش را به درستي انجام دهد، همه مشکلات حل مي‌شود؛ اما بايد توجه داشت گاهي عده‌اي با علم به بطلان و انحراف خود، نمي‌خواهند به مسير اصلاح بازگردند و براي توجيه رفتار خود همیشه به ديگران دروغ می‌گویند؛ اين مسأله همواره بوده، و در آينده هم خواهد بود. مثلاً فرعون مي‌دانست که خدا نيست، اما مي‌گفت: «انا ربکم الأعلی».
 
در طول تاریخ، همیشه چنین كساني بوده‌اند؛ زمانی فرعون و نمرود، روزي هم هم يزيد، امروز هم، چنین افرادی هستند، كه از بزرگ‌ترین شخصیت‌های سیاسی جهان به شمار می‌روند، اما در پي فريب دادن ديگران هستند. مي‌شود حدس زد در آينده هم، فرعون‌صفتاني با اسم‌هاي مختلف پيدا شوند، و موسی‌هايي در مقابلشان بایستند، و اين جريان تقابل حق و باطل هميشه برقرار خواهد بود.
 
خلأ مباحث بنیادین در حوزه و دانشگاه، نظام و جامعه را آسیب پذیر کرده است
 
در تمام دنیا، مسلمانان در اقلیت قرار دارند، و در ميان مسلمانان هم شیعیان در اقلیت هستند؛ اما همین تعداد كم در عقايدشان با هم اختلافاتي دارند. در مراتب پایین‌تر، اغلب مردم كشور ما، اصول مسلم انقلاب را پذيرفته‌اند؛ اما گاهي مشاهده مي‌شود كه در تعيين مصاديق با هم اختلافاتي دارند.
 
مردم‌سالاري ديني، استقلال، آزادي و نظایر آن از جمله مفاهیم کلی مورد قبول اكثريت جامعه است، اما اگر سؤال شود آزادی يعني چه، آيا آزادی نسبی است یا مطلق، مرز آزادی کجاست، چه کسی باید مرز آن را مشخص کند، و آیا خود ما حق داريم برای آزادیمان مرزي تعيين کنیم، پاسخ روشني نخواهيم شنيد؛ با وجود اين‌كه آزادی یکی از اصلي‌ترين شعارهایی است که از ابتدای انقلاب بر آن تأکید شده است.
 
مثال بالاتر براي ابهام در مسايل بنيادین در باره دين است؛ اصلاً دین یعنی چه؟ کارکرد دین در جامعه چیست؟  اگر دین در جامعه نباشد، چه اتفاقی می‌افتد؟  اگر مردم بدون دين باشند، اما حريم و حقوق يك‌ديگر را رعايت کنند، و با هم زندگی مسالمت‌آمیزي داشته باشند، مشکلي پيش خواهد آمد؟ گمان نکنید که این مسأله براي كسي مطرح نيست؛ در عمق دل اکثر سیاست‌مداران عالم همین تصور وجود دارد؛ هر چند آن را به زبان نياورند.
 
 خود ما که حاضريم براي انقلاب اسلامي جان بدهيم، هنوز نقش و کارکرد دين را در جامعه نشناخته‌ايم، از اينجا مي‌توان دريافت كه بزرگ‌ترين ضعف جامعه ما فقر علمي و فرهنگي است. این در حالی است که انسانيت انسان به فرهنگ و شناخت اوست، و از همين رو برخي جامعه‌شناسان انسان را «حيوان فرهنگي» معرفي می‌کنند.نه فقط دانشگاه‌ها، بلكه حوزه‌ها نیز كمتر به این مباحث بنیادین می‌پردازند، تا این مسايل زيربنايي حل نشود نمی‌توان مشكلات فكري فرعی‌تر را حل کرد و هرگونه بحث و تحقيقي در باره آنها در نهایت به بن بست می‌رسد.
 
 به واسطه حل نشدن مسائل کلی و بنيادين است که با وجود آن‌كه ولایت فقیه را قبول داریم، اما چون فهممان از اين موضوع دقيق و كامل نيست، انتقاداتي را در باره برخي امور [نظری در باب موضوع ولایت فقیه]مطرح مي‌كنيم.
 
زندگی بشر در ابتدا بسيار ساده بود؛ در حدي كه مسأله‌اي به عنوان پوشش برايش مطرح نبود و بر اساس آیات قرآن، حتی لباسی هم به تن نداشت. بعد از خوردن ميوه ممنوعه آدم و حوا متوجه برهنگی بدن خود و زشتي آن شدند، و با برگ درختان، خود را پوشانیدند. اما امروز زندگی بشر، بسیار پیچیده شده و روز به روز بر اين پيچيدگي افزوده مي‌شود. به عنوان مثال، آيا ما سي سال پيش تصوري از وضعيت زندگي امروز خود داشتيم؟ آیا باورمان مي‌شد که با وسيله‌اي به اندازه کف دست، بتوان از آن سوي دنيا با خبر شد؟
 
ما در هر وضعيت و شرائطي كه هستيم، بايد وظيفه خود را بشناسيم، و به آن عمل کنيم؛ البته هرگز تکليف شاقي از ما خواسته نشده است؛ چون خداوند در آيات متعددي از قرآن فرموده كه تکليف هر كس در حد وسع و توان اوست، و بيش از آن بر عهده‌اش نيست.
 
تکنولوژی و وسائل ارتباطی امروز از نعمت‌های خداوند است و امکان انتقال اطلاعات از یک گوشه دنیا به گوشه‌اي دیگر در کمترین زمان نعمت بزرگی است و ما باید از این نعمت به درستي استفاده کنیم. بخواهیم يا نخواهیم، این ابزار وجود دارد؛ اين ما هستيم كه باید وظیفه خود را در برابر اين امكان و نحوه استفاده از آن بشناسیم. البته وظیفه افراد مختلف مثل هم نیست و به سختی می‌توان دو نفر را یافت که وظیفه یکسانی داشته باشند؛ قدرت بدني، علم و شناخت، قدرت تشخیص، سلیقه‌ها و عوامل ديگري كه در تعيين وظيفه مؤثر هستند، در افراد، متفاوت است.
 
گاهی وظیفه، فردی است و فقط به خود شخص ارتباط دارد،اما برخی وظیفه‌ها بعد وسیع‌تری دارد و شامل خانواده، منطقه، شهر و حتی تمام دنیا می‌شود. امروز ما حتي نسبت به انسان‌هاي ديگري که در فلان گوشه دنيا حضور دارند، وظيفه داريم؛ البته وظيفه هر كسي متوقف بر قدرت، و در حد توان اوست، و طبيعتاً نخبگان بايد راه‌هاي کم هزينه‌تر و سودمندتري را برای انجام وظیفه بيابند.
 
 در هر دوره‌اي تحولاتي پيدا مي‌شود که موجب تفاوت آن با دوران‌هاي ديگر مي‌شود. ما بايد از تحولات و پيدايش امکانات جديد استفاده کنيم؛ اما نبايد از اين نكته غافل شويم كه اين ابزارها شمشير دو لبه است كه هم مي‌توان از آنها استفاده مطلوب كرد، و هم مي‌توان آنها را در جهت نامطلوب به كار گرفت؛ اين ما هستيم كه بايد از اين ابزار به درستي و در جهت صحيح استفاده كنيم.
 
همه نعمت‌ها قالبي دارند كه چگونگي بهره‌برداري از آنها بستگي به روح تنيده شده در آن دارد؛ روح يك نعمت، انگيزه، نيت و جهت‌گيري موجود هنگام استفاده از آن است. فضاي مجازي يكي از اين نعمت‌ها است كه بايد در جهت نشر محتواي فرهنگي صحيح به كار گرفته شود.
 
اگر وقت ما صرف استفاده از فضاي مجازي شود، بدون آن‌كه محتواي صحيحي از آن حاصل شود، مانند بدن فردي قوي هيكل است كه از عقل بي‌بهره است. ابزار و محتوا بايد هر يك، ديگري را تقويت كند، و جدا كردن آنها از يك‌ديگر موجب لطمه ديدن نتيجه كار مي‌شود.

 

منبع: رجا

 

افزودن نظر

captcha
ارسال
انصراف

پربیننده‌ترین

مطلب دیگری نیست



این سایت با منابع شخصی راه اندازی شده است و حق تکثیر مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.