یادداشت - امیرحسین پرورش:
تقلیل مراکز فرهنگی شهر به متصدیان برگزاری جلسات مذهبی
پنجشنبه 16 آذر 1396, 08:21

 

سرویس فرهنگی رویش نیوز-امیرحسین پرورش: مراکز فرهنگی را می توان از دیرپاترین نهادهای تاسیسی متاثر از انقلاب اسلامی دانست که منبعث از ملزومات و نیازهای زمانه ی تازه ای که انقلاب اسلامی رقم زده بود پدید آمدند. پس از دهه ی پرحادثه ی 60، فصل تازه ای از عمر جمهوری اسلامی آغاز شد که نیازهایی متفاوت از دهه ابتدایی عمر خود را طلب می کرد. میدان پیش برد اهداف انقلاب 57 این بار فراتر از نبرد در مرزهای جنوبی و غربی کشور به فرد فرد جوانان و وجب به وجب خاک کشور گسترش یافته بود. جهاد این بار تلاشی بود برای تحقق آرمان های انقلابی که چون نفحه ای ربانی برگی از تاریخ ایرانیان را به ملکوت پیوند زده بود. تحقق نظام و دولت اسلامی و پایه گذاری کشوری که بتواند بار سنگین احیای تمدن اسلامی را بر دوش کشد، نیازمند تلاشی بس مجاهدانه تر از حماسه ی 8 سال دفاع پیروزمندانه بود.

تاسیس نهادهای غیر دولتی، مردم نهاد و داوطلبانه ای چون مراکز فرهنگی گامی برای پیشبرد اهداف متعالی انقلاب 57 بود. مردمی بودن، مستقل بودن و داوطلبانه بودن این نهاد نوپا به آن این فرصت را می داد تا بتواند فارغ از مناسبات قدرت سیاسی راسا اهداف خود را تصویر و به سمت آن حرکت کند.

اگر نگاهی گذرا به اساس نامه ها، مرام نامه ها و اصول اولیه ی شکل گیری این مراکز بیندازیم، احتمالا با اهداف و ماموریت هایی چون زمینه سازی شکل گیری حکومت مهدوی، پایه گذاری تمدن نوین اسلامی، تربیت کادر مدیریتی برای نظام اسلامی و مدعاهایی از این دست به کرات مواجه خواهیم شد. مواردی که هنوز هم ورد زبان مدیران مراکز فرهنگی شهر در سخنرانی ها و مراسمات متعدد است. بررسی میزان تحقق این اهداف بی شک نیازمند انجام پژوهشی مستقل است. اما قصد نگارنده ی این سطور زدن تلنگری به حباب مشهورات و مقبولاتی است که غفلت ما از زمانه مان را سبب شده است.

هیئات مذهبی را می توان از موثرترین ساختارهایی دانست که از ابتدای شکل گیری نهضت امام خمینی زمینه ساز پیشبرد اهداف نهضت بودند. این ساز و کار پیشرو با استفاده از توان شبکه سازی و ارتباطی گسترده خود در موارد متعدد و بارزی چون هیئت موتلفه موفق شدند در دهه 40 و 50 شمسی پیام انقلابی که در راه بود را در سطح گسترده مخابره کنند. همین سیر تحول هیئات مذهبی از یک نهاد سنتی به یک نهاد انقلابی بود که به نوعی در ادامه ی مسیر خود، بعدها سنگ بنای شکل گیری مجموعه های فرهنگی ای شد که این بار می خواستند اهداف انقلاب را در زمانه ای جدید و در زمینه ای تازه به پیش برند.

اما به نظر می رسد آن چه امروز گریبان مراکز فرهنگی شهر ما را گرفته است، گردش مرتجعانه ای به چند دهه قبل است! مراکز فرهنگی که خود نوعی ساختار متعالی تر نشات یافته از هیئات مذهبی هستند، حال خود کارکردهای وسیع تر خود را رها کرده و به نوعی هیئت محوری صرف بازگشته اند. به نظر می رسد ناتوانی در محقق کردن اهداف بلندی که در شکل گیری این مراکز تصویر شده بود به نوعی باعث بسندگی این مراکز به برگزاری جلسات مذهبی شده است. جلساتی که بسته به توان مالی و تجهیزاتی این مراکز از جلسات چندهزار نفره تا جلسات کوچکتر متغیر است و به نوعی می توان نقش مراکز فرهنگی در فرهنگ عمومی را تنها به عنوان متصدیان برگزاری جشن و روضه تقلیل یافته دید.

حرفی بر سر اهمیت تعظیم شعائر مذهبی به بهترین وجه ممکن نیست. اما سوال این جاست،هنگامی که از سویی روش های تربیتی مراکز فرهنگی که از سه دهه پیش به حیات خود ادامه می دهند در تعامل و تربیت دانش آموز زمانه ما دچار بحران شده است؛ و از سویی تقریبا هیچ روش محصلی برای فعالیت دانشجویی موثر و کنش گر در قالب مراکز فرهنگی وجود ندارد، اولویت مراکز فرهنگی چه باید باشد؟ آیا تنها راه استفاده از نیروی انسانی در اختیار مراکز فرهنگی برگزاری جلسات مذهبی در تعداد و وسعت بسیار است؟ بی شک راحت ترین گزینه برای ندیدن مسئله و مشغول کردن خودمان برگزاری پرتعداد این جلسات است. طبیعتا تامین هزینه ی این جلسات به سبب عقاید مذهبی مردم از مشکلات کمتری برخوردار است و دعوت از یک سخنران و مداح قابل بسته به اعتبار دعوت کنندگان کار چندان دشواری نخواهد بود.

اما به نظر می رسد علاوه بر مشکلات مذکور مشکل تازه دیگر که پیامد همین غفلت از مناسبات زمانه است، آن است که هیئات مذهبی حتی کارکردهای پیشین خود را نیز تا حدی از دست داده اند. نگاهی به رخدادهای سیاسی سال های اخیر به خوبی نشان می دهد که از توان بسیج گری و شبکه سازی نهادی که روزگاری می توانست مناسبات بین المللی را در جزیره ثبات خاورمیانه به چالش بکشد چه باقی مانده است. هیئت به عنوان فرمی که وظیفه ی انتقال پیام در سطح گسترده و با استفاده از شور مذهبی مردم را بر عهده داشت، به علت عدم تولید پیام مناسب توسط برگزار کنندگان آن دچار اختلال کارکردی شده و در آینده ای نه چندان دور آن نهاد انقلابی می تواند تا مناسکی خالی از پیام تنزل یابد.

احتمالا اگر پای صحبت مسئولین فعلی اغلب مراکز فرهنگی شهر که به نوعی متصدیان برگزاری بزرگترین و پرمخاطب ترین هیئات شهر هم هستند بنشینید، با آرمان هایی بسیار تعدیل شده در نسبت با اساس نامه های مجموعه شان مواجه خواهید شد. اگر تعارف را کنار بگذاریم و مسئله را با سینه ای گشاده بنگریم، باید از خودمان بپرسیم سهم مراکز فرهنگی از تربیت مدیران فعلی و ِآینده کشور چه مقدار است؟ نقش مراکز فرهنگی در گام برداشتن به سوی پایه گذاری یک تمدن تازه چیست؟ و اگر تعصبات رفاقتی و تشکیلاتی خود را کنار گذاشته باشیم، احتمالا مقایسه ی عملکرد و جایگاهمان با اهداف مذکور باعث خنده ی خودمان شود!

شاید در دهه ی گذشته تسکین دهنده ی این اختلال کارکردی مراکز فرهنگی، تصدی گری بخشی از نیروهای این مراکز در پست های فرهنگی حکومتی مختلف بود. اما این نهادها حداقل تا مدتی معین و متاثر از تغییرات سیاسی به سمت دیگر قدرت غلطیده اند و معدود رویش های مدیریتی و اثرگذار مراکز فرهنگی (اگر بر سر اصول خود ثابت بمانند!) باید به دنبال شغل تازه ای بگردند. و این نتیجه ی طبیعی اتکای نهادی مستقل، مردم نهاد و مطالبه گر به نهادهای حکومتی است. نهادهایی که بنا بود پیش رو باشند نه اینکه معطل نهادهای حاکمیتی بمانند.

اما پرسش هنوز باقی است. آیا وظیفه پاسخ گویی به بحران های فرهنگی، هویتی و سیاسی ای که نوجوان و جوان این نسل بنابر مقتضیات  زمانه و زمینه خود به درون آن پرتاب شده است، همچنان بر عهده ی یک نهاد مردمی و انقلابی چابک و هوشمند است؟ آیا مراکز فرهنگی همچنان می خواهند برای تبدیل شدن به این نهاد و پاسخ گویی به این بحران تلاش کنند؟ اگر پاسخ مثبت است، آیا راهکار مراکز فرهنگی بازگشتی مرتجعانه به 4دهه قبل و مشغول بودن به مشهورات و مقبولاتی است که تبلور آن را می توان در برگزاری مراسمات چند هزار نفره ی بی آزاری دید که هیچ پیام مشخصی برای انتقال ندارند؟

 

نظرات

- احمد
سلام خودشون چرا عترت رها کردن ؟ سالی یکبار انهم بادعوت . بنده بااینکه دوست شون دارم اما درد مراکز جوزدگی وعدم تفکر وسیاست زدگی می دانم
1396-09-17 پاسخ | پاسخ همراه نقل قول | نقل قول
- رامین
بسم الله الرحمن الرحیم امام صادق(ع): خدا را سپاس که در میان مردم ، کسانی را قرار داد که به سوی ما می آیند و مارا مدح و مرثیه میگویند. وقتی اسم خادم هیاُت را تقلیل میدیم به متصدی جلسه معلوم میشه طرفی که داره از هیاُت حرف میزنه اصلا اطلاع از هیاُت های سطح شهر و فلسفه تشکیل هیاُت نداره. بنده خدایی که این مطلب را نوشته به مثابه اشخاصی میمونه که وقتی وارد حیطه خاصی میشوند مثلا کار اقتصادی وارد میشه نعوذ بالله خدا را هم اقتصاد دان میبینه و اگر کسی کاری غیر از اقتصاد انجام بده را مرتجع و عقب افتاده تصور میکنه متاسفانه تقریبا حال اکثر بچه هایی که وارد تشکیلات میشن اینه، برادر گرامی اصل و ریشه و ته کار فرهنگی اینه که دست مردم را بگیری بیاری تو مجلس حضرت زهرا(س) تا نتیجش این بشه جوان را پیوند بدیم با خاندان پیامبر ، معارف اهل بیت را ترویج بدیم ، محبت اهل بیت را در دعوت شده به مراسم اهل بیت زیاد کنیم ، ورود به هیاُت باعث صفای قلبی و زودودن گناهان و آرامش و نشاط و... میشه و همچنین درون هیاُته که باعث صمیمیت همه افراد ورای پست ها و مقام های تشکیلاتی شون میشه، بنده واقعا متاسفم برای شخصی که از برگزاری مراسم اهل بیت به عنوان ارتجاع و عقب ماندگی و تقلیل یافته کار فرهنگی نام برده، باید یاد بگیریم اصل و ریشه هیاُته البته نیروهایی که وارد هیاُت میشن و آن آمادگی بدون عجب و خودپسندی را پیدا میکنن خیلی خوبه بتونن موُسسات فرهنگی بزنن کار تشکیلاتی و... انجام بدهند ولی با این نگرش که اصل و ریشه هیاُته و نباید کوچکترین خدشه ای به اصل این مراسم وارد کنن، البته ایراداتی هم در خادمان برگزاری مراسمات هست که باید رفع بشه و ایرادات بچه هیئتی ها دلیل بر ایراد به اصل هیاُت نباید باشه همانطور که عده ای نفهم اشتباه شخص مسلمان را به پای اسلام و ضعف اسلام میذارن نباید اشتباهات خادمان هیاُت را به پای اصل این مراسم بگذاریم، البته در این بین هیاُت هایی هستن که با مدیریت صحیح مراسم اعم از محتوای سخنرانی و مداحی ‌و کارهای فرهنگی کنار آن توانسته اند نوجوانهای زیادی را جذب و نیرو پروری کنن. مثالی در این رابطه : بعد از بحث و بررسی یکی از پایگاه های فعال بسیج که هم اکنون چند سالی است نیمه فعال سرد و دارای اعضای کمی شده به این نتیجه رسیدیم که اون هیاُت قوی که درون پایگاه چند سال پیش فعالیت میکرد باعث شده بود جوانهای محل ابتدا وارد هیاُت بشن بعد کم کم با بچه هیاُتی ها که بسیجی بودن آشنا بشن و دغدغه مسائل مختلف درونشون شکل بگیره و در قسمتهای مختلف پایگاه اعم از عملیات فرهنگی آموزش و... فعالیت کنن، بعد از رکود هیاُت آن پایگاه به دلایلی، باعث شد کم کم قسمتهای مختلف پایگاه بدون نیرو و دچار رکود بشه که الحمدالله دوباره بچه های جدید اون پایگاه به این نتیجه رسیدن که هیاُت را دوباره به عنوان اصل و محور برقرار کنن کنارش به برکت هیاُت امورات پایگاه هم پیش بره، در ضمن یکی از ویژگیهای هیاُت ها اینه که هر که با هر تیپ و قیافه و تفکر وارد بشه به خاطر اینکه مجلس منتصب به اهل بیت است عزت و احترام به طرف مقابل میگذارن آیا تشکل هایی که خود را برتر میبینن همین گونه رفتار میکنن یا شدیدا گزینشی؟ البته برای فهم دقیقتر هیاُت بچه ها رجوع کنن به احادیث اهل بیت و همچنین بیانی که رهبر معظم در رابطه با هیاُت دارن، یا علی
1396-09-17 پاسخ | پاسخ همراه نقل قول | نقل قول
- جواد
با این فرمایشات و نگاه موافق نیستم. این بازگشت نه تنها مرتجعانه و غلط نیست بلکه کاملا درست است و به صورت طبیعی در حال رخ دادن است. پدید آورندگان انقلاب از دل جلسات چند ده نفره در اومدن. ولی غنی و پربار و پاسخگوی هجمه های بیرون. این درون خزیدگی ناشی از تبل تهی بودن است. آنها که تهی نیستند در وسط میدانند .
1396-09-17 پاسخ | پاسخ همراه نقل قول | نقل قول
- مهدی
کاملاً درست ه
1396-09-17 پاسخ | پاسخ همراه نقل قول | نقل قول
- حسین م

افزودن نظر

captcha
ارسال
انصراف



این سایت با منابع شخصی راه اندازی شده است و حق تکثیر مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.