یادداشت - محمدرضا فرزادمهر؛ - قسمت دوم
واکاوی روایت ساختگی قاتل خلیفه و نسبت آن به امیرالمؤمنین(ع)
یکشنبه 12 آذر 1396, 12:39

 

 سرویس دین و اندیشه رویش نیوز-محمدرضا فرزادمهر: هویت قاتل اما سوال بعدی است. طبق تمام نقل های تاریخی در عدم ارتباط فیروز با علی (ع) هیچ شکی نیست. اگر چه در مسلمان یا زردشتی بودن او کمی تردید وارد است اما آنچه از بررسی تاریخ بر می آید، غلامی او برای "مُغَیَرهِ بنِ شُعبَه" که والی کوفه است را تایید می کند! حالا اینکه تصمیم او به قتل خلیفه به دلیل بی توجهی خلیفه به اعتراضات وی و شکایتش از "مغیره" -که با او بد رفتاری می کند- چه دخلی به انتقام حق خلافت امیرالمومنین دارد فعلا بماند!

آخرین کنجکاوی ما پیرامون فرجام ضارب است. در تمامی نقل هایی که کیفیت ترور را تشریح کرده اند اذعان دارند که ضارب پس از وارد کردن چند ضربه به خلیفه در مسجد اقدام به فرار می کند که در این گیرودار بین جمعیت، محصور شده و بنا بر روایت تاریخ تا 13 نفر را مضروب میسازد که 6 نفر آن ها جان میدهند.

به دایره اصلی بحث باز می گردیم. پس از مرور آن روایت سنتی اما سوالات مختلفی در گوشه ذهن هر خواننده ی منصفی بی قراری می کنند!
 چرا در هیچ یک از گزارشات تاریخی و بزنگاه های عمر شریف امیرالمومنین (ع) در میان اصحاب، با نامی تحت عنوان فیروز یا ابولولو برخورد نمی کنیم؟ چرا باید علی (ع) در این عملیات نقش ایفا کرده و سنگ بنای خلیفه کُشی را بنیان نهد ؟ اصلا اگر بنا به ترور و توسل به زور بود چرا آنموقع؟ چرا هنگام سقیفه نه ؟ چرا در زمان خلیفه اول نه؟ اصلا علی(ع) که برای ترور خلیفه ی دوم دسیسه می چیند چرا در برابر انقلابیون که قصد کشتن عثمان کرده بودند تمام قد می ایستد؟ آیا خطبه 240 نهج البلاغه که در آن ایشان میفرمایند: "آنقدر از عثمان دفاع کردم که ترسیدم معصیت کرده باشم"، به خوبی مشی امام را در غلط بودن برخورد فیزیکی با خلیفه نشان نمی دهد؟ از طرفی مگر می شود کمترین نشانی از مشارکت ایشان در قتل خلیفه باشد و امثال معاویه شروع به اتهام پراکنی نکنند؟ مگر نه اینست که معاویه بلافاصله از "کاهِ" قتل عثمان "کوهی" ساخت، بر سر علی(ع) خراب کرد و فریاد "یا لثارات العثمان" سر داد؟ اگر چنین بود نباید ایشان در نهج البلاغه کمی واکنش نشان میدادند؟ این خود دلیلی بر ساختگی بودن این روایت در سال ها بعد از این ماجرا نیست؟

البته دستور امام به دو فرزندش برای رفتن به میان انقلابیون و جلوگیری از قتل عثمان در منزلش که برخی منابع، آن را نقل کرده اند دیگر بماند! حال نکند بین خلیفه ی دوم و سوم تفاوتی است؟ شاید اصلاً بهتر بود که خلیفه دوم ترور نمی شد تا خلافت باز هم به شورا واگذار نشده و احتمالی وجود میداشت که عثمان بر کرسی خلافت تکیه نزند و اسلام پس از انحرافات سابق دیگر به گرداب اشرافیت و تجمل و عیش نوش آلوده نگردد. مگر غیر از این است که عثمان در ظاهر خلیفه ی مسلمین ولی در اصل رابط انتقال خلافت به بنی امیه و آغاز مصائب جدید اسلام بود؟!

از طرف دیگر چرا باید ایشان به کودکانه ترین روش ها دست بزند تا بتواند فیروز را از صحنه ی قتل فراری داده و در پایان هم کسی که هویت مشخصی از او در تاریخ نیست را با چنین کرامتی که بیشتر در شان امثال سلمان و مالک است به هزاران کیلومتر در بلاد دیگری بفرستد؟ مگر در منابع تاریخی نمیخوانیم که حتی 3 قرن پس از قادسیّه نیز برخی ایرانیان ایمان قلبی به اسلام نداشته تا جاییکه نوشته اند بسیاری از آن ها از جمله توابع شهرهای مرکزی کشور تا سال ها پس از لشکرکشی اعراب، با پرداخت جزیه بر آیین خود باقی ماندند!؟ حال چگونه است که امیرالمومنین (ع) فیروز را از بین دو انگشت خود به کاشان طیّ الارض می دهد و می گوید به سرزمینی برو که شیعیانم! آنجا تو را محترم خواهند داشت!؟

 

افزودن نظر

captcha
ارسال
انصراف



این سایت با منابع شخصی راه اندازی شده است و حق تکثیر مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.