بازخوانی خاطرات روحانی از مذاکرات با اروپا
یکشنبه 30 مهر 1396, 15:58

 

تجربه همکاری با اروپا در سال های 1382-1384 روشن ساخته است که اروپا اولا: ضعیف است و با تشر آمریکا عقب نشینی خواهد کرد، ثانیا: قابل اعتماد نیست، و ثالثا: در اهداف، با آمریکا متحد است، و رابعا: پیشنهادات تحقیر آمیز نسبت به ملت ایران ارائه کرده است، از این رو، نمی توان با اروپا همکاری قابل اعتماد داشت.
حجت الاسلام و المسلمین سید محمود نبویان دبیرسابق کمیسیون ویژه برجام در یادداشت اختصاصی که در اختیار رجانیوز قرار داده به بررسی رفتار سه کشور اروپایی در قبال ایران طی سال های 82 تا 84 پرداخته است. 
 
به گزارش رویش نیوز متن کامل این یادداشت تحت عنوان "پیکان اروپایی" به شرح زیر است:
 
پس از مذاکرات طولانی با آمریکا و سایر کشورهای غربی در زمینه هسته ای و رسیدن به توافق برجام، دولت آقای روحانی با اعتماد به آمریکا و بدون توجه به تذکرات دلسوزان نظام، اولا: علیرغم اینکه آژانس بین المللی به عنوان ناظر بر اجرای تعهدات ایران در برجام (و در حقیقت، ضامن تعهدات ایران) پیش بینی شده است، نسبت به تعهدات آمریکا و غرب در رفع تحریم ها، هیچ ناظر و ضامنی پیش بینی نشده است، ثانیا: به جای اینکه در انجام تعهدات دو طرف توافق، شیوه گام به گام، اتخاذ گردد، مذاکره کنندگان ایرانی با اعتماد کامل به آمریکا، پذیرفتند که ابتدا ایران تمام تعهدات خود را انجام دهد و با توجه به اصل عدم اعتماد به ایران، آژانس نیز انجام تعهدات از سوی ایران را تایید کند، و پس از آن است که نوبت به آمریکا و سایر کشورهای مستکبر غربی می رسد که به تعهدات اندکی که در برجام نسبت به رفع تحریم ها داده بودند، عمل کنند. 
 
از این رو، دولت آقای روحانی به سرعت شروع به انجام تعهدات ایران کرد و کمتر از چندماه فردو را به لحاظ غنی سازی و دانش غنی سازی تعطیل کرد، تمام ماشین های سانتریفیوژ نسل های بالاتر از نسل یک را جمع آوری و انبار کرد، سانتریفیوژهای نسل یک را از حدود 16هزار نصب شده در نطنز، به 5060 عدد، کاهش داد، غنی سازی 20% را تعطیل و مواد غنی شده را نابود کرد، درصد غنی سازی به 67/3 درصد کاهش یافت، قلب راکتور اراک را بتُن ریزی کرد، 11تن مواد غنی شده 5/3 تا 5% درصد را به 300 کیلو کاهش داد، تولید تمام نسل های سانتریفیوژ تا سال ها ممنوع گردید، 6نوع نظارت منحصر به فرد را پذیرفت، بیش از 10 مورد محدودیت های دائمی را قبول کرد، نظارت آن لاین بر صنایع هسته ای را پذیرفت، و ... . 
 
دولت آقای روحانی همه این موارد را به این امید به سرعت پذیرفت و آنها را انجام داد که با اعتمادی که به آمریکا کرده بود و امضای جان کری را تضمین می دانست، گشایشی در رفع تحریم ها حاصل کند. 
 
اما برخلاف اعتماد دولت آقای روحانی به آمریکا و سایر کشورهای زورگوی غربی مانند آلمان، فرانسه و انگلستان، بعد از توافق ژنو و به ویژه بعد از توافق برجام و اجرای تعهدات ایران و در حقیقت، بعد از خالی شدن دست ایران از ابزار اقتدار هسته ای، نه تنها تحریم های وعده داده شده مانند روابط بانکی برداشته نشد، بلکه روز به روز به بهانه های گوناگون، از سوی دولت اوباما و ترامپ بر تحریم ها علیه ملت ایران افزوده شد. تحریم ویزایی در مورد ایران، تحریم های موشکی، تحریم بسیار خطرناک کاتسا و ... به سرعت علیه ملت ایران وضع و عملیاتی می شود.
 
البته این امر قابل پیش بینی بوده است، چنانکه نخبگان دانشگاهی و حوزوی و نیز دلسوزان نظام قبل از توافق برجام براساس آموزه های قرآن کریم و تجربه های متعدد، به آقای روحانی و ظریف بارها تذکر داده بودند که آمریکا به وعده های خود عمل نمی کند. قرآن کریم می فرماید، هر زمانی که کفار مقتدر شوند و ابزار اقتدار را از شما سلب کنند، هیچگاه به دوستی و نیز توافق و تعهدی که با شما بسته اند، عمل نخواهند کرد: «إن یظهروا علیکم لا یرقبوا فیکم الّا و لا ذمۀ. توبه/8: [مشرکین و کفار] اگر بر شما غلبه پیدا کنند، مراعات دوستی و تعهدی که با شما بسته بودند، را نخواهند کرد.»
 
پس از روشن شدن صدق وعده های قرآنی و سخن دلسوزان نظام نسبت به بدعهدی و غیر قابل اعتماد بودن آمریکا، امروزه از سوی برخی از مسئولین و سیاسیون بزک کننده برجام و دعوت کننده مردم نسبت به اعتماد به آمریکا و سایر دشمنانشان و در حقیقت، از سوی عاملان تحمیل خسارت بزرگ برجام به ملت ایران، شنیده می شود که اگرچه آمریکا قابل اعتماد نیست، اما می توان به اروپا –یعنی آلمان، انگلستان و فرانسه- اعتماد کرد و با حمایت و اعتماد به آنها به برجام پایبند ماند. 
 
اما این ادعا نیز از اساس، باطل است زیرا اروپا اولا: در بسیاری از موارد و به ویژه در مورد مسأله هسته ای ایران، متحد با آمریکاست، و ثانیا: با فشار آمریکا، اروپا نمی تواند به صورت مستقل عمل کند، از این روست که می بینیم بعد از برجام، هیچ بانک مهم در سه کشور اروپایی یادشده با ایران ارتباط برقرار نکرده اند.
 
جالبتر آنکه آقای روحانی به همدستی اروپا با آمریکا در مسأله هسته ای و نیز ضعیف بودن آنها و عدم توان مقابله آنها در برابر آمریکا تصریح می کند.
 
چنانکه می دانیم، آقای روحانی و ظریف دوبار مسئول پرونده هسته ای ایران بوده اند: 1- سالهای 1382-1384 و 2- از سال 1392 تا اکنون. 
 
به تصریح آقای روحانی، در سال های 1382-1384 با شروع مذاکره با اروپایی ها و انجام توافق های گوناگون با آنها و انجام تعهدات گسترده ایران، تقریبا هیچ چیز نصیب ملت ایران نگشته است جز پیشنهاداتی از سوی اروپا که توهین به ملت ایران بوده و شبیه به دستور استعماری کاپیتولاسیون بوده است. 
 
به اعتقاد آقای روحانی:
 
1- اروپا به ویژه سه کشور آلمان، انگلستان و فرانسه در برخورد با مسأله هسته ای ایران با آمریکا هدف نهایی واحدی دارند، اگرچه ممکن است در نحوه عمل با هم اختلاف داشته باشند.
 
آقای روحانی در مورد اشتراک در هدف نهایی آورده است:
 
«اما اینکه آیا نظرات اروپایی ها با آمریکا دقیقا یکی بود یا نه، باید گفت که هرچند در هدف نهایی دارای اشتراک نظر بودند، اما همواره در استراتژی و نحوه عمل اختلافاتی با یکدیگر داشتند. »
 
در موضع دیگر آورده است:
 
«واقعیت این است که در این مسئله که اروپا و امریکا برای دستیابی جمهوری اسلامی ایران به چرخه سوخت ایجاد مانع کنند، اتفاق نظر دارند. در این هدف، اختلاف نظری با هم ندارند و لذا اروپایی ها در پیش نویس اول خود، توقف غنی سازی را مطرح کرده بودند. » 
 
«امریکا و اروپا و بسیاری از کشورهای دیگر، در مسئله غنی سازی کنار یکدیگر هستند. این طور نیست که فقط امریکا مخالف غنی سازی باشد. »
 
2- اروپا ضعیف است و در برابر فشار آمریکا نمی تواندمقاومت کرده و  کاری انجام دهد.
 
آقای روحانی در این مورد آورده است:
 
« ... البته مخالفت آمریکا در زمینه اعلام فرمول تضمین عینی، اروپا و آژانس را دچار مشکل کرد و متاسفانه هیچ یک از آنها توان کافی برای ایستادگی در برابر فشار امریکا را نداشتند. »
 
«طبق توافق پاریس، ما و اروپا باید مذاکره می کردیم تا به توافقی بلند مدت دست یابیم که متاسفانه به سرانجام نرسید. دلیل اصلی عدم دستیابی به اهداف مورد نظر، فشار آمریکا و عدم توان کافی اروپا برای ایستادگی ... بود. »
 
«متاسفانه امریکا وقتی فشار را زیاد می کند، اروپایی ها قدرت ایستادگی ندارند، این را ما شاهد بودیم. »
 
آقای روحانی در مورد ضعف های اروپا موارد زیادی را بیان می کند، از جمله، تزلزل در تصمیم گیری، وابستگی به آمریکا و ... . ایشان آورده است:
 
«ب- تزلزل در تصمیم گیری
 
دومین مشکل اروپا، تردید و تزلزل آنها بود که این امر ناشی از کم سابقه بودن ورودشان به مسائل مهم بین المللی بدون حضور امریکا بود. به ویژه اروپا به عنوان قدرت دست دوم، در مسیری که امریکا مخالف جدی آن به شمار می رفت، توان لازم را نداشت. سه کشور اروپایی به دلیل فشار امریکا و صهیونیسم به صورتی کُند و دوپهلو حرکت می کردند. »
 
«ج- وابستگی به امریکا
 
سومین مسئله، تاثیر پذیری سه کشور اروپایی از امریکا بود. در دو نوبت در مذاکره با سه وزیر اروپایی [یعنی انگلستان، آلمان و فرانسه] وقتی به آنها گفتم مشکل ما این است که شما اختیار کافی در مذاکرات ندارید و در همه موارد باید از امریکا اجازه بگیرید، به شدت دلگیر شدند و وزیر امور خارجه فرانسه با تاکید بر استقلال کشورهای طرف مذاکره، از طرح این مسئله از سوی من گله مند شد. اما برای ما کاملا روشن بود که آنها در مسائل مهم قادر نیستند مستقلا تصمیم گیری نمایند. »
 
3- اروپا آنقدر ضعیف است که با تشر و اخم امریکا عقب نشینی می کند.
 
آقای روحانی در این مورد تصریح می کند:
 
«نظرات امریکایی ها، فشار و حتی تًشر و اخم آنها در سه کشور[یعنی آلمان، فرانسه و انگلستان] کارگر می افتاد. » 
 
«دیدیم که اروپا در توافق بروکسل با تًشر امریکایی ها عقب نشینی کرد. توافق من با شیراک و شرودر در اسفند 1383 هم به دلیل مخالفت بوش عملی نشد. بعدا در مقطع مذاکرات ژنو (خرداد 1384) هم اروپا به دلیل مخالفت امریکا از اعلام موافقت با راه اندازی مجدد UCF اصفهان، سر باز زد. »
 
«در مجموع اروپایی ها با دو مشکل مواجه بودند: یکی مسئله داخلی ایران و دیگر اینکه اگر می خواستند به سمت راه حل بروند، باید موافقت امریکا را جلب می کردند، زیرا از اینکه از سوی امریکا مورد فشار و یا حتی انتقاد شدید قرار بگیرند، واهمه داشتند. مثلا همان پیشنهادی را که شیراک قبول کرده بود، اگر دو کشور دیگر می پذیرفتند، نگران بودند که مورد انتقاد و بازخواست امریکایی ها قرار گیرند، لذا در نهایت از اجرایی شدن آن احتراز کردند. »
 
4- مذاکره با آمریکا بسیار بهتر از مذاکره با اروپاست چون مطمئن تر و با دردسر کمتر بوده و نیز سریعتر ما را به هدف می رساند و لکن، مسئولین نظام اجازه آن را نمی دهند.
 
به اعتقاد آقای روحانی، علت حل نشدن مشکلات در مذاکرات هسته ای آن است که نظام، به آنها اجازه مذاکره با آمریکا را نداده است، در حالی که توافق با امریکا مانند آن است که شما سوار بنز شوید، اما توافق با اروپا مانند آن است که سوار پیکان شوید، و روشن است که بنز، بهتر، مطمئن تر بوده و سریعتر ما را به هدف می رساند. 
 
ایشان پس از یک سال و چندماه مذاکره با سه کشور اروپایی، در مصاحبه رادیو-تلویزیونی خود در تاریخ 10/9/1383 می گوید:
 
«در اینجا می خواهم نکته ای را بگویم که ممکن است خوشایند اروپا نباشد، ولی چون این مسئله تکرار شده است که چقدر به اروپا اعتماد داریم؟ مثالی می زنم تا نظرم روشن شود. اگر پول و امکانات کافی برای خرید ماشین بنز ندارید و یک ماشین پیکان می خرید، توقع شما باید در حد پیکان باشد، بعد نباید گله کنید و توقع داشته باشید که چرا پیکان سرعت بنز و استحکام بنز را ندارد. به هر حال پیکان است. باید توقع پیکان را داشته باشید و نه بنز. ... ضمن اینکه متاسفانه امریکا وقتی فشار را زیاد می کند، اروپایی ها قدرت ایستادگی ندارند. این را ما شاهد بودیم. به هر حال پیکان است. بعضی انتقاد نکنند که چرا از اول نرفتید بنز بخرید؟ بنز بهتر بود و سریع تر ما را به هدف می رساند و مطمئن تر هم بود و با دردسر کمتر. امکانات ما در حد پیکان بود  اجازه نداشتیم بنز بخریم. »  
 
آقای روحانی در موضع دیگر همین مسأله را مطرح می کند:
 
«البته مذاکره با اروپا بهترین گزینه برای همکاری نبود، ولی انتخاب بهتری هم نداشتیم. من با بیانی در یک مصاحبه مطبوعاتی در سال 1383 گفتم ما بین دوچرخه و پیکان مخیر بودیم. دوچرخه غیر متعهدها و پیکان، همان انگلیس به اضافه فرانسه و آلمان بودند. بنز هم (امریکا) بود، ولی ما اجازه نداشتیم از آن استفاده کنیم. پس ناچار شدیم بین آن دو، پیکان را انتخاب کنیم. در این حالت، دیگر نباید توقع بنز از ما داشته باشید. »    
 
5- متاسفانه نظام اجازه مذاکره با امریکا را به ما نمی دهد و در واقع مشکل مسئولین کشور آن است که باور نمی کنند اروپا بدون آمریکا نمی تواند مشکل را حل کند.
 
آقای روحانی در این مورد می گوید:
 
«یکی دیگر از مشکلات ما این بود که برخی از مسئولین کشور باور نمی کردند که اروپا به تنهایی قادر به حل کامل مسئله نیست ما می گفتیم توان اروپا هم در آژانس و هم در شورای امنیت محدود است و حتی برای تضمین امنیت خودش نیز محتاج امریکا است. اروپایی ها حتی نتوانستند یک هواپیمای ایرباس را بدون هماهنگی با امریکا به ما بفروشند. به عبارتی، اروپایی که قادر نیست هواپیمای ساخت خودش را به ما بفروشد، چگونه می تواند تضمین امنیتی ارائه دهد؟ سیاست نظام هم بر اصل عدم مذاکره با امریکا بود. » 
 
6- راه حل این است که آمریکا باید در مذاکرات حضور داشته باشد.
 
به اعتقاد آقای روحانی، بدون حضور آمریکا در مذاکرات مشکل ما حل نمی شود و اروپا با مخالفت آمریکا نمی تواند کاری از پیش ببرد:
 
«این گونه نبود که اروپایی ها اصلا زیر بار غنی سازی نروند، اما چون امریکایی ها مخالفت می کردند برای اعلام توافق مشکل داشتند. فیشر هم بعدها (در سال 1385 در برلین) به من گفت ما به توافق رسیده بودیم، ولی امریکایی ها نگذاشتند. البته این موضوع که اروپا به تنهایی نمی تواند کار را تمام کند، از روز اول برایمان روشن بود، لذا می گفتیم باید نماینده امریکا، در مقطعی، به جمع سه کشور [انگلستان، فرانسه و آلمان] بپیوندد. دیدیم که اروپا در توافق بروکسل با تًشر امریکایی ها عقب نشینی کرد. توافق من با شیراک و شرودر در اسفند 1383 هم به دلیل مخالفت بوش عملی نشد. بعدا در مقطع مذاکرات ژنو (خرداد 1384) هم اروپا به دلیل مخالفت امریکا از اعلام موافقت با راه اندازی مجدد UCF اصفهان، سر باز زد. »
 
«برخی اعضای تیم هسته ای [یعنی آقایان ناصری، البرزی، موسویان به ریاست آقای ظریف ] از ابتدا معتقد بودند مسئله هسته ای بدون ورود امریکا به حل و فصل نهایی نمی رسد و اروپایی ها نمی توانند به تنهایی آن را حل کنند. »
 
7- نمی توان به تعهد اروپا اعتماد کرد.
 
آقای روحانی آورده است:
 
« از طرفی هم نمی توانستیم به اجرای تعهدات از سوی اروپایی ها اعتماد کافی داشته باشیم، تا مسئولین کشور را نیز نسبت به نتیجه نهایی توافق مطمئن سازیم، چه اینکه اروپا طرف قدرتمندی نبود و معمولا در برابر فشار امریکا عقب نشینی می کرد. »
 
8- اروپا به دنبال بهانه جویی است.
 
آقای روحانی در کتابش آورده است:
 
«در این کتاب در باره ناتوانی اروپایی ها در استفاده از فرصت تفاهم با ایران تا بهانه جویی های مختلف آنان برای عدم اجرای تعهداتشان سخن به میان آمده است. »
 
«بسیاری در آن زمان فکر نمی کردند که روزی غرب در مسائل مشروع و قانونی هم بخواهد با بهانه های واهی به ایران فشار آورد. »
 
9- نتیجه همکاری گسترده با اروپا از دست دادن تقریبا همه چیز و بدست نیاوردن تقریبا هیچ چیز است.
 
در نظر آقای روحانی، علیرغم دوسال همکاری بسیار گسترده با اروپا و عمل به درخواستشان، تقریبا هیچ چیز بدست نیاورده ایم. 
 
آقای روحانی در نامه ای که در انتهای دوره مسئولیت خود در تاریخ۱۰/۵/۱۳۸۴(اول اوت ۲۰۰۵) به عنوان از سرگیری UCF اصفهان نوشته و به آژانس فرستاده شده است، آورده است:
 
    «دکتر محمد البرادعی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی
 
(پس از تعارفات معموله) ...
 
از اوایل دهه ۸۰ میلادی، برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای و حق غیر قابل انکار ایران نسبت به فناوری هسته‌ای، هدف گسترده‌ترین و شدیدترین نقض‌ها، تضییقات، مداخلات و تبلیغات نادرست قرار گرفته است؛ 
 
معاهدات معتبر و الزام‌آور برای ساخت نیروگاه‌های برق هسته‌ای، به صورت یک‌جانبه ملغی شدند؛
 
مواد هسته‌ای که به صورت قانونی خریداری شده بودند و در مالکیت ایران قرار داشتند، به صورتی غیرقانونی بلوکه شدند؛ ... 
 
در اکتبر ۲۰۰۳، ایران با دولت‌های فرانسه، آلمان و انگلستان وارد توافقنامه‌ای شد، با این انتظار صریح که فصل جدیدی را مبتنی بر شفافیت کامل، همکاری و دسترسی به فناوری‌های هسته‌ای و دیگر فناوری‌های پیشرفته باز کند. ایران با برخی اقدامات مهم در زمینه شفافیت و اعتمادسازی توافق کرد و به فوریت و به طور کامل، آنها را اجرا کرد: 
 
- امضاء و آغاز اجرای فوری و کامل پروتکل الحاقی؛
 
- گشودن درهایش به سوی یکی از مداخله‌آمیزترین و گسترده‌ترین بازرسی‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی؛
 
- فراهم آوردن مجموعه‌ای از جزئیات فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای‌اش ... ؛
 
- شروع  و تداوم تعلیق داوطلبانه حق قانونی خود برای غنی‌سازی اورانیوم، به عنوان اقدام اعتمادساز، ظرف ۲۰ ماه گذشته؛
 
- گسترش دامنه تعلیق در فوریه و نوامبر ۲۰۰۴، در پی توافقات با سه کشور اروپایی و اتحادیه اروپا در بروکسل و پاریس، برای تحت پوشش قراردادن فعالیت‌هایی که کاملا فراتر از تعریف اولیه آژانس از «غنی‌سازی» و حتی «فعالیت‌های مرتبط با غنی‌سازی» بود. 
 
متاسفانه در مقابل اگر نگوئیم هیچ، ایران مابه‌ازای بسیار اندکی دریافت کرد و بارها اقدامات اعتمادساز خود را افزایش داد و تنها در عوض آن، با قول‌های انجام نشده و درخواست‌های بیشتر روبه‌رو شد.  قول‌های اکتبر ۲۰۰۳ سه کشور اروپایی در باره همکاری هسته‌ای، امنیت منطقه‌ای و منع گسترش، هنوز حتی بررسی هم نشده‌اند. تعهد فوریه ۲۰۰۴ سه کشور اروپایی که به عنوان مابه‌ازای گسترش تعلیق به مونتاژ و تولید قطعات ارائه شده بود و بر مبنای آن سه کشور متعهد شده بودند که «تلاش‌ فعالانه به عمل آورند تا تلاش‌های ایران در اجلاس ژوئن ۲۰۰۴ شورای حکام شناسایی شده، به شکلی که شورا بعد از آن تنها بر مبنای گزارش مدیرکل، هرگاه و اگر براساس رویه عادی اجرای قرارداد پادمان و پروتکل الحاقی ضروری دانست، عمل کند» تحقق نیافت تا اینکه ایران در نوامبر ۲۰۰۴ موافقت نمود تعلیق داوطلبانه خود را بیشتر گسترش دهد، به نحوی که تاسیسات تبدیل اورانیوم را که به وضوح توسط دبیرخانه آژانس به عنوان خارج از شمول هرگونه تعریف از «فعالیت‌های مربوط به غنی‌سازی» تعیین شده بود، در برگیرد. و سه کشور اروپایی/اتحادیه اروپا هنوز به تعهد خود در موافقتنامه نوامبر ۲۰۰۴ پاریس مبنی بر شناسایی «اجرای بدون تبعیض حقوق ایران براساس معاهده گسترش مطابق با تعهداتش براساس این معاهده» عمل نکرده‌اند.
 
پس از گذشت بیش از سه ماه مذاکره بعد از موافقتنامه پاریس، آشکار شد که سه کشور اروپایی/اتحادیه اروپا خواهان تطویل مذاکرات و احتمالا عدم دستیابی به نتیجه مطلوب هستند و بنابراین، نمی‌خواهند در برابر حق غیرقابل انکار ایران برای از سرگیری فعالیت غنی‌سازی تسلیم شوند و ... ؛  
 
علی‌رغم همه تلاش‌های صادقانه خود و حداکثر انعطاف، ایران تا امروز پیشنهادی از سه کشور اروپایی/اتحادیه اروپا دریافت نکرده و تمامی اطلاعات علنی و دیپلماتیک حکایت از آن دارد که پیشنهاد حتی در زمانی که ارائه شود، کاملا غیرقابل قبول خواهد بود. پیشنهادی که براساس اطلاعات ما برای ارائه آماده شده است، نه تنها حقوق ایران را برای توسعه صلح‌آمیز انرژی هسته‌ای مورد توجه قرار نمی‌دهد، بلکه حتی در حد اصلاح محدودیت‌های غیر قانونی و ناموجهی که بر اقتصاد و توسعه فناوری ایران اعمال شده نیز نیست. حالا این بماند که از بحث ارائه تضمین‌های قطعی برای همکاری اقتصادی، فناوری و هسته‌ای و تعهدات محکم در خصوص مسائل امنیتی هم سخنی به میان نخواهد آمد. در حالی‌که ما به وضوح روشن نموده بودیم، برای مورد مصالحه قراردادن حق غیرقابل انکار ایران در تمامی جنبه‌های فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای، هیچ مشوقی کفایت نخواهد کرد، مشوق‌های تدوین شده برای ارائه به خودی‌خود، سخیف و کاملا نامتناسب با توانمندی‌های و الزامات گسترده ایران هستند.  ...
 
تعلیق برای مدت نزدیک به ۲۰ماه با تمام عواقب اقتصادی و اجتماعی که آثار آن متوجه هزاران خانواده بوده، حفظ شده است. سه کشور اروپایی/اتحادیه اروپا در رفع هیچ‌یک از ابعاد گوناگون محدودیت‌های مربوط به دستیابی ایران به فناوری پیشرفته موفق نبوده‌اند. با وارونه کردن منطق و هدف، این اتحادیه در تلاش بوده که تعلیق را طولانی نموده و بدین‌وسیله سعی داشته است تا به طور موثری به جای اجرای تعهدات مورخ اکتبر ۲۰۰۳ و نوامبر ۲۰۰۴ خود در مورد برطرف ساختن این محدودیت‌ها، محدودیت‌ها و جلوگیری از دسترسی را گسترش دهد. 
 
10- پیشنهاد توهین آمیز اروپا به ایران
 
اروپا در تاریخ ۱۴/۵/۱۳۸۴(۵ اوت۲۰۰۵) طرح پیشنهادی خود را به ایران ارائه کرده است.  در طرح خود نکات مختلفی برای محدود کردن ایران ارائه می کند که به تبع آن، متخصصین ایرانی از کار خود اخراج می شده اند، از این رو، با تحقیر ملت ایران، مدعی می شود که برای این متخصصان، در مکان دیگر، شغلی در نظر خواهد گرفت:
 
«اتحادیه اروپا/سه کشور اروپایی با ایران برای ایجاد گروهی به منظور شناسایی جایگزین‌هایی برای تسهیلات، تجهیزات و موادی که (فقط) کاربری غیر نظامی داشته باشند، همکاری می‌کند. این گروه می‌تواند حوزه‌های جدیدی را برای استخدام دانشمندان، تکنسین‌ها و کارگرانی که برای چنین تجهیزاتی استخدام شده‌اند، پیدا کند. »
 
11- پاسخ ایران: پیشنهادات اروپا توهین به ملت ایران و شبیه به کاپیتولاسیون است.
 
آقای روحانی در کتاب خود پاسخ ایران را در تاریخ ۱۵/۵/۱۳۸۴(۶ اوت۲۰۰۵) به توهین سه‌کشور اروپایی به صورت زیر نقل می کند:
 
«- پیشنهاد ارائه شده از سوی سه کشور اروپایی/اتحادیه اروپا در تاریخ ۵ اوت ۲۰۰۵، نقض آشکار حقوق بین‌الملل، منشور سازمان ملل متحد، NPT، بیانیه تهران و توافق پاریس است؛ 
 
- این پیشنهاد به نحو حق‌به‌جانبی، حقوق و مجوزهایی را برای سه کشور اروپایی فرض می‌کند که به وضوح فراتر از حقوق بین‌الملل است و حتی با آن در تعارض قرار می‌گیرد و تکالیفی برای ایران فرض می‌کند که هیچ جایگاهی در حقوق و رویه‌ها ندارند؛
 
- این پیشنهاد در بردارنده مجموعه‌ای از تقاضاهای یک‌جانبه و خودخواهانه فراقانونی از ایران است که گستره آن از انکار حق حاکمیت تا واگذار کردن حقوق غیرقابل انکار خودش را دربر می‌گیرد؛
 
- این طرح در صددد مرعوب ساختن ایران برای پذیرش بازرسی‌های مداخله‌جویانه و غیر حقوقی است که فراتر از توافقنامه پادمان یا پروتکل الحاقی می‌باشد و تنها در گذشته توسط شورای امنیت علیه عراق تحمیل شده بود؛
 
- این طرح از ایران می‌خواهد بخش وسیعی از برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای خود را کنار بگذارد؛
 
- این طرح همچنین در صدد ایجاد مجموعه‌ای از معیارهای خودساخته، تبعیض‌آمیز و بی‌اساس برای برنامه هسته‌ای ایران است؛
 
- چنین معیارهایی عملا اکثر زیرساخت‌های برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای ایران را برخواهد چید؛
 
- معیارهایی که اگر در سطح جهانی إعمال شوند،‌ صنعت هسته‌ای را تنها به انحصار کشورهای دارنده سلاح‌های هسته‌ای در خواهند آورد؛
 
- این طرح –با وجود حجم بزرگ آن- مطلقا در بردارنده هیچ‌گونه تضمین یا تعهدات محکمی نیست و حتی شامل پیشنهادهای قابل ملاحظه یا جدی همکاری با ایران نیز نمی‌باشد؛
 
- این طرح چیزی نیست جز نسخه‌ای مطول، اما بسیار کم‌محتوی و بازنگری شده به نحوی خودخواهانه از پیشنهادی که توسط سه کشور اروپایی قبل از توافق پاریس در اکتبر ۲۰۰۴ در وین ارائه شد و ایران آن را رد کرد؛ 
 
- در زمینه امنیت، این طرح از تکرار اصول منشور ملل متحد و تعهدات عام قبلا پذیرفته شده فراتر نرفته است؛
 
- این طرح حتی سعی دارد تا تعهد سه کشور اروپایی به این قواعد آمره حقوق بین‌الملل را برای آنها اختیاری، محدود و مشروط نماید؛ ...
 
- در زمینه همکار اقتصادی، این پیشنهاد تنها در برگیرنده گزارشی مشروط از ترتیبات و تعهداتی است که قبلا نیز وجود داشته است؛
 
- پیشنهاد مذکور نه تنها ناقض توافق پاریس است، بلکه این توافقنامه را به سخره نیز می‌گیرد؛ ...
 
- این پیشنهاد، «تضمین‌های عینی» را معادل پایان بخشیدن به برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای ایران که به زحمت حاصل شده، می‌داند؛
 
- در عین حال، در این پیشنهاد عنصر «تضمین‌های محکم و تعهدات قطعی» با تفسیر دوباره، با تعهدات مبهم، مشروط و ناقض تکالیف موجود معادل شده است.
 
 در مجموع، پیشنهاد مذکور در زمینه تقاضاها از ایران بسیار طولانی، اما در مورد پیشنهادهای ارائه شده به ایران به طور مضحکی کوتاه و نارسا می‌باشد. فقدان هرگونه تلاش برای ایجاد ظاهری متوازن، این پیشنهاد را به دستور استعماری کاپیتولاسیون شبیه می‌سازد. پیشنهاد یادشده توهینی به تمام ملت ایران است که سه کشور اروپایی باید به خاطر آن، از ملت ایران پوزش طلبند. »
 
12- موضع اروپا در شرایط فعلی
 
بعد از موضع اخیر ترامپ علیه برنامه هسته ای و موشکی ایران، سه کشور اروپایی نیز سخن او را تایید کرده اند، برای نمونه، وزیر خارجه فرانسه در مصاحبه خود آورده است:
 
«از نظر ما برجام توافق خوبی است که برنامه غنی سازی ایران را محدود کرده است ... ما هم سوالاتی جدی در مورد رفتارهای ایران از جمله برنامه موشکی این کشور داریم.»
 
ترزامی نخست وزیر انگلستان و آنگلامرکل صدر اعظم آلمان اعلام کرده اند:
 
«لازم است جامعه جهانی برای مقابله با فعالیت های منطقه ای بی ثبات کننده ایران و بررسی روش های رفع نگرانی ها در باره برنامه موشکی ایران همراه شود.»      
 
نتیجه
 
در نظر آقای روحانی، 
 
1- تجربه همکاری با اروپا در سال های 1382-1384 روشن ساخته است که اروپا اولا: ضعیف است و با تشر آمریکا عقب نشینی خواهد کرد، ثانیا: قابل اعتماد نیست، و ثالثا: در اهداف، با آمریکا متحد است، و رابعا: پیشنهادات تحقیر آمیز نسبت به ملت ایران ارائه کرده است، از این رو، نمی توان با اروپا همکاری قابل اعتماد داشت.
 
2- تجربه سال های 1392- 1396 در مذاکرات ژنو، لوزان و به ویژه برجام روشن کرده است که آمریکا نیز به هیچ وجه قابل اعتماد نیست، 
 
بنابراین:
 
تنها مسیر درست، اعتماد به ملت ایران و توان و تخصص نخبگان و جوانان با ایمان ایرانی است. آقای روحانی،  نه بنز آمریکایی مفید بوده و منافع ملت ایران را تامین می کند و نه پیکان اروپایی.
 
امید است که مسئولین سیاست خارجی با بدعهدی آمریکا دوباره در دام اروپایی که بدعهدی آن را تجربه کرده اند، گرفتار نشوند و باردیگر منافع ملت بزرگ ایران را از دست ندهند.  
 

افزودن نظر

captcha
ارسال
انصراف

پربیننده‌ترین

مطلب دیگری نیست



این سایت با منابع شخصی راه اندازی شده است و حق تکثیر مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.