گفتگو با محمدحسن قدیری ابیانه ؛
ماجرای سفر مشترک بنی‌صدر و موسوی خوئینی‌ها به ایتالیا
چهارشنبه 28 تیر 1396, 10:59

 

به گزارش رویش نیوز به نقل از فردا دهه شصت به دلیل تحولات و تنش های بسیاری که در آن وجود داشته از اهمیت بسیاری برخوردار است. رهبر معظم انقلاب نیز در آخرین دیدار با کارگزاران نظام نسبت به تکرار نشدن حوادث آن دهه هشدار دادند. از این رو با محمد حسن قدیری ابیانه از بنیانگذارن انجمن اسلامی دانشجویان در اروپا،مدیر انجمن نخبگان جهان اسلام و سفیر سابق ایران در مکزیک و استرالیا گفتگو کردیم که مشروح آن را در ادامه می خوانید:
 
خواستند رئیسی را تخریب کنند زیرآب نظام را زدند 
 
فردا: دهه شصت به دلیل تحولاتی که در آن اتفاق افتاده مهم ترین دهه جمهوری اسلامی است است، اما در ایام انتخابات مورد کم لطفی برخی قرار گرفت و منجر به تذکر حضرت آقا شد که این دهه را مظلوم خطاب کردند؛ در این باره توضیح دهید؟ 
 
من در ایام ریاست جمهوری بنی صدر رایزن مطبوعاتی در ایتالیا بودم. 7 سال قبل از انقلاب که 18 ساله بودم از 1351 تا 1353 ایتالیا بودم و انجمن اسلامی را در سال 53 آنجا بنا کردم. اما بحث مظلومیتی که در سال 60 مطرح می شود این است که در ایام انتخابات اتفاق افتاد و شخص آقای روحانی هم در تبلیغات انتخاباتی برای جذب عناصر ضد انقلاب صحبت هایی درباره آن دوران کرد. مثلا گفت 37 سال قتل و اعدام چه دستاوردی داشته! البته انقلاب ما مظلوم بود که هم مورد تهاجم نظامی از بیرون و هم تروریست های درونی قرار گرفت که منجر به شهادت بیش از 17 هزار نفر شد. طبیعتا کسانی که در جنایات دست داشتند مستحق اعدام بودند اما رفتار، عملکرد و مواضع اقای روحانی طوری بود که جای جلاد و شهید را جابه جا کرد. کسانی که بیش از 17 هزارنفر از مسئولین، زن و بچه مردم عادی را ترور کردند مظلوم خطاب شدند. اینها ظلمی بود که در ایام انتخابات شد. خواستند اقای رئیسی را که زمانی مسئولیت قضای داشته تخریب کنند؛ اما به قول معروف زیر آب انقلاب و اسلام و نظام و دستاوردهای نظام را زدند و به نوعی از منافقین و جنایتکاران حمایت کردند.
 
دخترش را به عقد رجوی درآورد تا از کار تشکیلاتی آنان بهره مند شود
 
اما دوره اعدام ها همزمان یا بعد از فرار بنی صدر آغاز شد. بنی صدر را از قبل از انقلاب می شناختم. یادم می آید در جلساتی که در اتحادیه انجمن های اسلامی در اروپا داشتیم یکی از دانشجویان بلند شد و راجع به بنی صدر در حضور خود او و درباره کتابی (کیش شخصیت) که بنی صدر نوشته بود گفت: «انگار بنی صدر آینه جلوی خودش گذاشته و این کتاب را نوشته است.» بنی صدر خودش را خیلی بزرگ می دید و دیگران را خیلی کوچک. اعتقادی به روحانیت نداشت و معتقد بود روحانیت نمی تواند خلا حکومت را پرکند. من تابستان سال 57 کمتر از سه ماه در فرانسه بودم چون از ایتالیا به ایران نمی توانستم بیایم هر تابستان به یکی از کشورهایی که ادم های استخوان خرد کرده ای در اسلام یا مبارزات اسلامی حضور دارند می رفتم چیزی یاد بگیریم. در پاریس به منزل بنی صدر رفت و آمد داشتم. دم از اسلام می زد و راجع به اسلام کتاب می نوشت و سخنرانی می کرد؛ اما به آن اعتقاد نداشت. نمونه اش هم اینکه زن و دخترش حجاب نداشتند. بنی صدر معتقد بود باید همه چیز آزاد باشد. مردم هر طور مایل اند رفتار کنند و به زور مردم را نمی توان وادار به کاری کرد. همین آدمی که این طور حرف می زد سرانجام به تروریسم متوسل شد. وی کتابی با عنوان «هزارفامیل» درباره روابط فامیلی در زمان شاه نوشت که افراد چطور از طریق روابط فامیلی به قدرت می رسیدند و روابط را حفظ می کردند در نهایت خودش هم همین کار را کرد؛ یعنی دخترش را به عقد مسعود رجوی در آورد. فکر می کرد رجوی می تواند به نظام پایان دهد و مسئولین کشور را ترور کند از سوی دیگر رجوی هم می خواست از اعتبار بنی صدر به عنوان کسی که رئیس جمهور قانونی بوده استفاده کند. 
 
اسلام بنی صدر مَن درآوردی بود
 
در همان پاریس بنی صدر از من دعوت کرد به جمع آنها بپیوندم. تشکیلاتی به نام جبهه ملی راه انداخته بود که جبهه ملی خواست ملت ایران است و می گفت تو به ما بپیوند انقلاب به پیروزی می رسد رژیم سرنگون می شود و من هم اولین رئیس جمهور ایران خواهم بود و بعد می گفت روحانیت نمی تواند حکومت کند باید جوانانی مثل شما این خلا را پر کنند. اما نپیوستم! گفتم مردم در خیابان شعار می دهند حکومت اسلامی خواست ملت ما است (آن موقع شعار جمهوری اسلامی داده نمی شد) اما شما در نشریه نوشتی حکومت ملی خواست ملت ماست. گفت: چون مردم ما مسلمان هستند عملا می شود حکومت اسلامی! گفتم: خوب بزن حکومت اسلامی چون مردم مسلمان هستند عملا حکومت ملی هم خواهد بود. می گفت اگر این کار را بکنم مبارزات مصدق و جبهه ملی را دیگران مصادره می کنند یعنی گروههای دیگر حرف از جبهه ملی می زدند و بحث اسلامگرایی نداشتند می گفت من با این وسیله دستاوردهای نهضت ملی را با دست مسلمانان حفظ می کنم. می گفتم اینطور نمی شود! بالاخره جواب منفی دادم و نپیوستم. اسلام بنی صدر مَن درآوردی بود؛ یعنی ارزش های تئوریک غرب را پذیرفته بود و دم از اسلام هم می زد چون اینها همسانی ندارند سعی می کردند اسلام را رقیق کنند تا مثلا با دموکراسی غربی یا لیبرالیسم غربی یکسان باشد. الان هم می بینیم بعضی از افراد در حقیقت سعی می کنند اسلام را شبیه غرب کنند تا قابل پذیرش باشد در حالی که برای ما اسلام اصل است. بنی صدر قدرت طلب هم بود. فقط بحث رئیس جمهور بودن مطرح نبود؛ نوعی دیکتاتوری در رفتارش وجود داشت؛ یعنی هرکس با نظر او موافق نیست حذف می شد. محور خودش بود.
 
ماجرای سفر مشترک بنی صدر و موسوی خوئینی ها به ایتالیا
 
از روی ساعت بنی صدر فهمیدند که تمایلات مالی دارد
 
از سوی دیگر بنی صدر به عنوان کسی که در مبارزات رژیم شاه مشارکت می کرد نباید خودش را به بیگانگان می فروخت ولی این کار را کرد. در اسناد لانه جاسوسی اسنادی پیدا شد که نشان می داد بنی صدر به استخدام سیا در آمده بود. ظاهرا سازمان سیا روانشناسی را فرستاده بودند که بنی صدر را ارزیابی کند و راه نفوذ در وی را بیابد. آن روانشناس در ملاقات با بنی صدر در گزارش دوم نوشته بود از نظر مالی می توانیم نفوذ کنیم استدلالش هم این بود که در دفعه دوم که با بنی صدر مذاکره کرد ساعت بسیار گرانقیمتی دستش بود. از روی همین ساعت گرانقیمت به تمایلات مالی وی پی برده بود. و قرار شد در ازای مشورت هایی که می دهد ماهانه هزار دلار دریافت کند. بنی صدر به مسائل مالی نیاز داشت منزلش در محله کشن در پاریس بود و همسرش در آنجا زندگی می کرد و دخترانش نیز آنجا تحصیل می کردند و حقوق ریاست جمهوری در ایران کفاف نمی داد که به ارز تبدیل شود. بعدها با روشدن این اسناد بنی صدر گفت مبلغ پیشنهادی سه هزاردلار در ماه بود و من هم نپذیرفتم. 
 
اسنادی که از خیانت بنی صدر وجود داشته مربوط به قبل ریاست جمهوری است
 
فردا: به سندها اشاره کردید! بحث خیلی مهمی که وجود دارد این است که در اسناد به دست آمده جاسوس بودن بنی صدر قبل از ریاست جمهوری مسجل است و این اسناد به دست نیروهای خط امام می افتد. آقای شیخ الاسلام و یکی دونفر دیگر می گویند که قرار شد آقای موسوی خوئینی ها تصمیم بگیرد که با این اسناد چه کند؟ اگر این اسناد در همان زمان به دست امام می رسید قطعا از کاندیداشدن بنی صدر جلوگیری به عمل می آمد اما این اتفاق نیوفتاد!
 
فکر می کنم آقای موسوی خویینی ها، بنی صدر را از نظر سیاسی همفکر خود می دانست. او با افرادی مثل شهید بهشتی و امثالهم به شدت مخالف بود و جزو کسانی بود که تبلیغات سنگینی علیه شهید بهشتی می کردند. الان آقای شیخ الاسلام مشاور وزیر امور خارجه هستند خانم ابتکار هم که در کتابش این مطالب را نوشته می توانید با او هم مصاحبه کنید! اما در اینجا من به خاطره سفر مشترک بنی صدر و موسوی خوئینی ها به ایتالیا اشاره می کنم. زمانی که امام پاریس بودند، دادگاهی به نام راسل شکل گرفت. دادگاه غیررسمی اما معتبر از نظر افکار عمومی بحث محاکمه شاه مطرح بود. چندبار این دادگاه این کار را کرده بود و در رسانه ها منعکس شده بود. من به بنی صدر اصرار کردم به ایتالیا بیاید و خواستم یکی از روحانیون هم از دوستان و همراهان امام باشد که برویم پیش مسئولین تشکیلاتی که این دادگاه را برگزار کنند. غربی ها حجت الاسلام را نمی فهمیدند؛ ولی آیت الله را می دانستند. وقتی خواستیم موسوی خوئینی ها را معرفی کنیم بنی صدر می گفت آیت الله معرفی کن! اما خود خویینی ها می گفت بگویید من حجت الاسلام ام! بنی صدر می گفت نه تو آیت اللهی. چه چیزی از آیت الله کم داری؟ اخرش که شرایط ایت الله بودن را که گفت دید در خودش هم هست! آنجا بود که من دیدم رابطه صمیمانه دارند. البته بهتر است این سوال از آقای خوئینی ها پرسیده شود که بالاخره اسناد را به امام دادند یا نه و اگر ندادن به چه علتی بوده است. 
 
بنی صدر با اتکا به همراهی با امام از پاریس رئیس جمهور شد
 
بنی صدر با اینکه روحانی زاده بود؛ اما در محیط غربی بزرگ شده و زندگی می کرد و دیگر اسلامش اسلام التقاطی بود آخر سر هم این توقعات و فسادها و مقابله ها با نظام و روحانیت و انقلاب کار دستش داد و از رئیس جمهوری عزل شد! بنی صدر قبل از جنگ رئیس جمهور می شود. او به اتکای اینکه همراه امام آمده بود و دم از اسلام و امام علی میزد و تاکید بر ولایت پذیری و حمایت از امام توانست رییس جمهور شود. اما قدرت کاتالیزور است؛ آدمها را عوض می کند نمی توانم بگویم بنی صدر در قبل از ریاست جمهوری عین بعدش بود! لذا در حکم انتصاب می گویند مراقبت کنید بعد از ریاست جمهوری با قبلش فرقی نکنید. خیلی از آدمها را می بیینم که قبل از قدرت ادمهای خاکی و دلسوز بودند و بعد از قدرت اصلا عوض می شوند و حتی دیدگاههای دینی و اعتقادیشان تغییر می کند. بنی صدر هم به نظر من بسیار آدم متکبر و مغروری بود. زمان جنگ لازم بود تمام امکانات کشور برای دفاع یکپارچه شود لذا حضرت امام حکم فرمانده کل قوا را به بنی صدر می دهند که بتواند امکانات دولتی و توانایی های نظامی را با هم منسجم کند و از کشور دفاع کند چون زمان جنگ اولویت حفظ تمامیت ارضی و امنیت کشور بود. امکانات هم محدود بود از هیمن رو نیاز داشتیم به کمک های مردمی، بسیج و سپاه و... وارد جنگ شوند و دفاع کنند؛ اما بنی صدر تکیه اش فقط روی ارتش بود از نیروهای مردمی دوری می کرد و به آنها امکانات نظامی هم نمی داد در حالی که جانباخته بودند و مثلا خرمشهر را همین جوانها یک هفته در مقابل دشمن مقاومت کردند در حالی که شعار صدام این بود که یک هفته ای به تهران می رسد. زمانی که بنی صدر عزل شد و مانع یکپارچگی بین نیروهای مسلح از بین رفت ما دیدیم پیروزی ها در جبهه جنگ شروع شد؛ به هرحال رئیس جمهور شدن بنی صدر تجربه بدی بود و کشور از این بابت زیان دید. 
 
ماجرای سفر مشترک بنی صدر و موسوی خوئینی ها به ایتالیا
 
 
آیا کسی مخالف اعدام داعشیان است؟
 
فردا: در دیدار سران نظام در ماه رمضان رهبر انقلاب هشدار دادند که کشور نباید به دو قطبی های سال 59 گرفتار شود و سرنوشت بنی صدر را یادآوری می کنند. به نظر شما روحانی چه کاری کرده است که هنوز دور دوم ریاست جمهوری اش آغاز نشده رهبری به این وضوح هشدار می دهند؟
 
حرکت و رفتار روحانی به ویژه در ایام انتخابات این علامت را می تواند بدهد که ممکن است سرنوشتش به سرنوشت بنی صدر دچار شود. طوری از منافقین دفاع می کند و می گوید 37 سال اعدام و قتل کافی است. چه کسانی به قتل رسیدند؟ منافقینی که در ترور 17 هزار شهید دست داشتند. همین امروز نگاه کنید داعش آمده عملیات انجام داده و 17 نفر شهید و دهها نفر زخمی شدند اگر کسی بخواهد اینها را دستگیر و اعدام کند کسی مخالف است؟ یا موشکی که سپاه به مواضع داعش زد، کسی مخالف است؟ آیا این حق نیست که داعشی هایی که دست به جنایت می زنند و می خواهند این انفجارها را که در سوریه و عراق بوده به ایران بکشانند اعدام کنیم؟ مردم از اعدام ریگی ناراضی هستند که جلو ماشین ها را می گرفتند سر میبریدند و فیلم سربریدن را منتشر می کردند؟ امام حکمی می دهد که آنهایی که همچنان در موضع خودشان هستند حکمشان اعدام است! در موضع خودشان هستند یعنی چه؟ یعنی اگر از آنها بپرسید الان آزاد شوی چه کار می کنی؟ می گوید اسلحه دست می گیرم و همه را به رگبار می بندم! اینها مستحق اعدام هستند. در دنیا کشورهایی هستند که حکم اعدام ندارند اما استثنایی دارد کسانی که در جنگ تجاوزگرانه دشمن به خاک کشورشان با دشمن همکاری کنند حکمشان اعدام است. 
 
وقتی برجام آفتاب تابان شد دستاوردهایش مال روحانی بود
 
از عاشورا درس مذاکره با دشمن می گیرد، صلح امام حسن را یکجور تعریف می کند اصل ولایت فقیه امام معصوم را هم دیدگاهشان متفاوت با علمای اسلام است. شریعتی یک جمله داشت که می گفت آخوند نجف رفته ای را نمی توانید پیدا کنید که پای قرارداد استعماری را امضا کرده باشد امروز ما میبینم آقای روحانی برجامی را امضا کرد که خسارت محض برای ما بود و خطوط قرمز رهبری را رعایت نکرده است؛ البته ایشان آخوند انگلیس رفته است! اقا فرموده بودند که باید برای وعده هایشان ضمانت بدهند اینها نوشتند امضای کری برای ما ضمانت است. تیتر روزنامه هم شده بود. امضای کری که ضمانت نمی شود! اقای روحانی اول اجرای برجام ضمانت نگرفتند و تا زمانیکه فکر می کردند آفتاب تابان است همه دستاوردها و قهرمانی هایش برای او بود اما وقتی معلوم شد که هیچ دستاوردی وجود ندارد تحریم ها که لغو نشده بدتر هم شده در کمال ناجوانمردی سعی کردند پای رهبر را هم بکشانند گفتند ما همه چیز را با رهبر مشورت کردیم مکتوب هم موجود است بله با رهبر مشورت کردید؛ اما خطوط قرمز را عمل نکردید متاسفانه آقای روحانی با همین مواضع و شدت اگر چهارسال پیش رو را در پیش بگیرد احتمال اینکه به سرنوشت بنی صدر دچار شود وجود دارد و به قول اقای رئیسی امام رضا انشالله به او سیلی خواهد زد. 
 
ماجرای سفر مشترک بنی صدر و موسوی خوئینی ها به ایتالیا
 
مسئول باید مگس های دور شیرینی را جمع کند
 
در ایام انتخابات می گفت اگر آقای رئیسی رئیس جمهور بشود تهدید به جنگ می شویم تحریم ها اعمال می شود من اگر بیایم تحریم ها را برمیدارم! خب آمدی هم تهدید جنگ بیشتر شد هم تروریست ها رو پیدا کردند! حالا می گوید به شعارهای من رای دادند شما شعار دادی 950 هزار شغل ایجاد می کنم یک عده برای این رای دادند 4 میلیون نفر را که یارانه شان قطع شده بود فریب دادید و دو روز مانده به انتخابات یارانه دادید بعد از انتخابات زیر این وعده هم زدید و گفتید که باید بررسی کنیم. مردم برای حمایت از منافقین به شما رای ندادند! مردم به شما رای ندادند که تفسیر ضد دینی از دین بکنید. اخیرا در یکی از کشورها وزیری مدرکش سرقتی بوده او را عزل کردند و استعفا داد الان مدرک دکترای ایشان سرقتی است. یک نوع دزدی است سرقت علمی می گویند انگار نه انگار به روی خودش هم نمی آورد این همه اختلاس ها و دزدی ها و... متاسفانه برخورد که نمیکنند هیچ! دفاع می کنند! در قوه مجریه شیرینی فراوان است کارخانجات وزارتخانه ها و... مگس ها جمع می شوند مهم این است مسئول مگس را جمع کند اما دولت ایشان اختلاسگران را ذخیره نظام می نامند! پیش بینی ام این است که آقای روحانی کارش به آخر نرسد. 
 
فردا: اگر نکته پایانی درباره مسائل کشور دارید بفرمایید؟
 
ما در قرآن داریم سرنوشت قومی تغییر نمی کند الا اینکه آن قوم سرنوشتشان را تغییر دهند نمی فرماید که سرنوشت قوم تغییر نمی کند مگر اینکه مسئولانشان تغیر کنند. ما در تاریخ داریم جاهایی مدیران صالحی بودند حتی امام معصوم مثل امام علی(ع) و مردم به وظیفه خودشان عمل نکردند یا آن حاکم ساقط شده یا امام معصوم نتوانسته است حکومت کند. حتی پیامبران خدا که توسط مردمشان به شهادت رسیدند داشتن مدیر یا مدیران صالح جزو ضروریات است به خاطر همین دنبال تشکیل حکومت اسلامی بودیم و تشکیل دادیم و معتقد بودیم اگر کسی در راستای تشکیل حکومت اسلامی کشته شود، شهید است. اما اگر امام معصوم هم در راس امور باشد و مردم به وظیفه خودشان عمل نکنند به نتیجه نخواهیم رسید اینجا اگر مردم نقش خودشان را بفهمند یعنی مردم ما به جای اینکه بگویند دولت مشکل اشتغال را حل کند ضمن اینکه دولت موظف در حل مشکل اشتغال است خودشان هم موظف هستند که در راستای حل مشکل تلاش کنند نه اینکه همه بنشینند یک نفر دستشان را بگیرند و شغل بدهند مردم باید خودشان راه حل بدانند و کمک کنند راههای زیادی برای این نوع مشارکت در امور است لذا اولا باید تلاش کنیم که افراد صالحی در راس امور بیایند. نمی شود مردم جنس خارجی بخرند بعد بگویند تولید چرا پایین آمده دولت اگر وام دهد اشتغال ایجاد کند و حمایت کند اگر بازار مصرف وجود نداشته باشد تعطیل می شود مگر اینکه مردم متعهد شوند جنس ایرانی بخرند و بازار ایرانی را در اختیار دشمنان و بیگانگان قرار ندهند. نمی شود که غربی ها ما را تحریم کنند و دارو و نیازهای دیگر نداشته باشیم بعد ما لباس و کالای مصرفی آنها را بخریم و برای آنها شغل ایجاد کنیم ما باید نقش خودمان را خوب ایفا کنیم.
 امام خمینی بزرگ مردی در تاریخ است اما از ائمه معصوم بالاتر نبود چرا امام حسن و امام حسین نتوانستند حکومت تشکیل دهند و امام علی هم فقط پنج سال توانست؛ اما امام خمینی توانست و 37 38 سال است که دوام دارد اینجا نه به خاطر این است که مسئولین ما از مسئولین آن زمان بالاتر بودند نه! مردم ما از مردم آن زمان بالاتر هستند هرجا مردم مشارکت کردند درست عمل کردند آنجا پیشرفت حاصل می شود. هر ایرانی خودش را برای مشکلات کشور راه حل بداند که من چکار باید بکنم که مشکلات از جلوی پای مردم کشورم  و انقلاب اسلامی برداشته شود. 
 

افزودن نظر

captcha
ارسال
انصراف



این سایت با منابع شخصی راه اندازی شده است و حق تکثیر مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.