رویش نیوز یکی از مهمترین بخش های پرونده انتخاباتی خود در طول انتخابات های مختلف را به گفتگو با نامزده های انتخاباتی اختصاص می دهد. این امر از انتخابات مجلس نهم آغاز شده و در انتخابات چهارم شورای اسلامی شهر و انتخابات مجلس دهم نیز ادامه یافت. این بار هم در نزدیکی پنجمین دوره انتخابات شورای اسلامی شهر اصفهان رویش نیوز گفتگوهایی تفصیلی و اختصاصی با این نامزده های انتخاباتی انجام داده است که به مرور در سایت منتشر خواهد شد. سیزدهمین گفتگوی انتخاباتی با آقای مهندس وحید توسلی را در ادامه می توانید مطالعه کنید:

-کمی از سوابقتان بگویید.
از دیدگاه های خودم شروع می کنم. ما ظرفیت های زیادی داریم. من جمله قانون اساسی. سرمایه فرهنگی و اجتماعی خوب و در عین حال تهدید های مهمی داریم. قوانین و مقررات که داریم سرمایه و زیر ساخت های حقوقی ماست. در مسئله شهری اگر کسی بخواهد کار کند، می تواند از آن ها استفاده کند.
در اداره شهر اگر کسی می خواهد موفق باشد باید با این داشته ها و ظرفیت ها آشنا باشد. در دوره های قبل می دیدم کسانی که حتی سابقه های زیادی داشتند اما در مسائل شهری آگاهی شون نسبت به قانون و مقررات کم بود. مشکل اینجاست وقتی این افراد وارد اداره شهر می شوند، اینقدر دچار مسائل اجرایی می شوند، ولی چون یک سری از چارچوب های حقوقی و نظری و تجربی را ندارند، در جریان امور روزمره شهر غرق می شوند. لذا شهر دچار روزمرگی میشه. و اگر ابتکاراتی هست موردی و سطحی است. مثلا در یک برهه ای به ظاهر شهر می شود. اما یک فعالیت اساسی که شهر را از تمامی ابعاد رشد دهد مشاهده نمی کنیم. در نتیجه زیر ساخت های قانونی و ظرفیت های فرهنگی اجتماعی شهر مهم است. مهم ترین زیر ساخت حقوقی قانون اساسی است که راجع به زندگی مردم دیدگاه های خوبی دارد. هم راجع به نحوه اداره شهر دیدگاه خوبی دارد. ظرفیت بالایی دارد که آزاد نشده است. بخشی به توانایی شوراها برمی گردد بخشی از آن نیز به اجازه دستگاه های حاکمیتی بر می گردد. باید بگویم نه شورا ها و نماینده ها در برآیند کلی نتوانستند شورا را به جایگاه قانون اساسی برسانند و نه دستگاه ها در بستر سازی در تصمیم سازی تکمیلی توانستند. وقتی می گوییم دستگاه افراد زیادی مد نظر است، من می گویم خواسته یا ناخواسته. به صورت موردی این را باید گفت که آیا اجازه داده پایگاه مردمی اجازه رشد پیدا کرده است. بعضی دستگاه ها ناخواسته به خاطر تز مدیریتی و نوع نگاه شون موجب این اتفاق شده که موجب شده این پایگاه مردمی یعنی شورای شهر در مبانی دینی و قانون موجب متو قف بماند.
افراد وقتی وارد شورا می شوند با این چشم انداز ها و سیاست ها و رویکرد در اسناد بالادستی من جمله قانون اساسی اگر با این ها اشنا نباشند در جریان روزمره شهر غرق می شوند و نمی توانید یک بستر زندگی متناسب با آرمان های مردم ببینیم. 
من در تجربیات اداری و اجرایی که در این 17-18 سال داشتم، اولین کاری که در هر جایگاهی انجام می داد در هر سطحی ملاحظه همین ظرفیت های حقوقی بود. نگاه به گذشتگان و وظایف شان و قانون گذار به آن جایگاه چه وظایفی قائل شده و چه تکالیفی گذاشته است. من در سوابق ام در حوزه های مدیریتی مدیریت های جدیدالتاسیس بود. مثلا معاونت سرمایه گذاری طرح های سازمان میراث فرهنگی و گردشگری بود. بخشی از وظایف اش در حوزه های دیگر بود ولی برای متحول کردن آن را وارد این سازمان کردیم. اولین کاری که در این شرایط انجام می گرفت این بود که می دیدیم باید چه کنیم. مثلا یکی از نکات که باید اشاره کنم بحث تفریح و نشاط در فضای شهری و برای مردم اصفهان است. در وظایف سازمان میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری آمدیم، در شرح وظایف آن که در مجلس اساسنامه آن تصویب شده بود و متناسب با تجربیات جهانی و دانشگاهی است، در یکی از وظایف و اختیارات آن که ایجاد مراکز فرهنگی و تفریحی است آمدیم برای اولین بار در استان اصفهان، اولین مرکز فرهنگ و تفریح را مجوزش را صادر کردیم ولو افرادی در این جایگاه قرار گرفتند ولی چون توجه به این سرمایه ها و قوانین نمی کردند درگیر مسائل روزمره می شدند. البته شناخت اولیه به معنای متوقف ماندن در آن ها نیست. این ابتکارات خلق الساعه نبود بلکه ظرفیت های معطل مانده بود. کسانی که اینگونه صحبت می کنند را من کاملا درک می کنم. کسانی که می گویند می شود از ظرفیت ها استفاده کرد و کسانی که می گویند نمی شود.
در بحث سفر ها داشتن مکان مناسب برای استقرار مسافران و تفریح مردم در سفر های بین شهری با ایجاد کمپین که در قوانین گردشگری معطل مانده بود و از ظرفیت آن استفاده نشده بود که شهرداری اصفهان به خاطر نیاز به آن روی آورد و ساختار آن را فراهم کردیم تا با ایجاد کمپین متناسب با استاندارد ها این قانون را احیا کردیم.
در سوابق افراد باید جستجو کرد که آیا هوشمندانه با جایگاهی که می خواهند قرار بگیرند روبرو می شوند یا عوامانه ولو اینکه دکتر و مهندس باشند. یکی از هوشمندانه بودن این ها آگاهی با ساختار ها و دستگاه ها و قوانین است.
بنده معاون مدیر کل و رییس ادارات در سطح استانی بودم و در حوزه های پژوهشی و آموزشی در دانشگاه ها فعالیت هایی داشتم و مجموع اینها یعنی اقدامات مدیریتی، اجرایی و آموزشی سرمایه ای برای بنده است که امیدوارم بتوانم در اختیار عموم قرار دهم.


-مشکلاتی که شما در شهر احصا کردید که بتوانید در دوره پنجم شورا پیگیری بکنید، چیست؟
فرآیند شورای شهر یک فرآیند مستمر است چراکه جریان زندگی مردم مستمر است این فرآیند باید رو به رشد و تعالی باشد. فرآیند مستمر یعنی نیاز هایی که مردم دارند مثلا احتیاج به ساخت و ساز دارند و... . شهر های ما نزدیک به شصت درصد شان گردش مالی آن توسط مردم انجام می شود. یک موقع دیگر سرمایه گذاری مستقیم شهر در حمل و نقل و مراکز خدماتی و... است. یکی از مسائل باید انجام شود ایجاد شفافیت و تسهیل سازی آن در مباحث مالی است. علت مشکلاتی که در پروانه گرفتن وجود دارد به مسائل بین بخشی برمی گردد مثل مسائل املاکی و اسنادی، یا دستگاه های خدمات رسان مثل آب و برق و مخابرات. اگر دستگاه مدیریت شهری به معنای واقعی یک دستگاه تصمیم گیرنده تسهیل کننده شود، این مسائل مردم رفع رجوع می شود. مردم برای انجام کار هایشان بتوانند در یک سامانه واحد بتوانند با گرفتن خدمات نخواهند به صورت موردی درگیر این خدمات شوند، بزرگترین خدمات به ان می شود. الان شرایطی است که مردم باید پرونده دست بگیرند و به این دستگاه و آن دستگاه سرک کشی کنند. این ایده با عنوان پنجره واحد می توانست که یک مدیریت واحد ایجاد کند تا از ایجاد تنوع و سلیقه ها متفاوت و خسته کردن مردم، جلوگیری کند. شهرداری می توانست با ایجاد پنجره واحد که در واقع همان شورای شهر است بتواند با مرکزیت واحد تمام امور مردم را حل نماید. یعنی وظایف و حکمرانی سازمان ها از این کانال ساماندهی شود. 

تاکنون چنین چیزی اتفاق نیفتاده. شما برای شعار مدیریت واحد شهری در این 18 ساله چه برنامه ای دارید؟ مدیریت هماهنگ شهری و مدیریت واحد شهری دو تئوری است که اولی واقع بینانه تر است چرا که با هماهنگی می توان کار مردم را تسهیل کرد. شما چه قولی در این زمینه میدهید.
دقیقا نقطه عطف همین جاست. یه عده شعار مدیریت واحد شهری را میدهند ولی این افراد نشان دادند که خود مدیریت شهرداری نیازمند به کار کردن دارد یعنی هنوز نتوانستند دستگاه های مرتبط با خودشان را مدریریت کنند. به این معنا که همه دستگاه ها به صف شوند. چیزی که به آن معتقدیم مدیریت یک پارچه شهری یا مدیریت هماهنگ شهر. بدین معنا که شورای شهر با وکالتی که از مردم دارد به دستگاه ها سامانه ای ارائه کند. در بحث اسناد و املاک و خدمات که دو درگیری مردم هستند که نیاز به پنجره واحد دارد. این بدین معنا نیست که خدمات آن ها را شهرداری انجام دهد. برنامه ها را خودشان انجام می دهند ولی ولی سیاست گذاری هاشون وقتی می خواهد جاری شود از طریق شورای شهر صورت می گیرد که در واقع همان اصل قانون اساسی است. یعنی یکپارچه کردن خدمات. مدت زمان این طرح یک ساله نیست ولی مهم این است که با این نگاه این کار شروع می شود. دنبال کردن درست این کار مهم است نشانه ی خرد این است که انسان از کجا شروع می کند و به کجا ختم می کند. بعضی ها چون ورود درست و عالمانه به این قضیه نکردند تا ده سال دیگه نمی توانند کاری کنند. این جدای از توان و انرژی و مدیریت و ایجاد هم افزایی شون چقدر است. اگر به مطلب ورود درست شود با همه ی امکانات می توان انتظار داشت که به نتیجه برسد.

 

-حرکت های سیاسی که در انتخابات افتاد را چگونه ارزیابی می کنید. مثلا در نیرو های انقلابی مجمع اصولگرایان و جوانان. آیا امکان نداشت این دو یکی شود.
دیدگاه من این نیست که جریان های سیاسی با نگاه حزبی و ترجیحات سیاسی و جناحی بخواهند ورود بهب مسائل شورا ها کنند. چیزی که باید پذیرفت این است که این جریان ها باید به خاطر سابقه شان ورود کنند نه به این معنا که دیدگاه های سیاسی شون را به مردم تحمیل کنند. میدانید شورا ها کارکرد سیاسی ندارد که در قانون اساسی وجود دارد. این بدین معنا نیست که افراد نباید دیدگاه ها و شناخت سیاسی نداشته باشند. بلکه شناخت دقیق سیاسی داشته باشند. لذا از دیگر انتخابات جدا می دانیم. نکته ی دوم اینکه قائل نیستم فقط دو تا جریان لیست ارائه کردند. جریان های زیادی در سطح شهر هستند که تمامی اینها به نوعی می خواهند در چارچوب قانونی فعالیت کنند. به غیر از جریانات سیاسی رایج گروه هایی هستند که با نگاه محلی به انتخابات ورود پیدا کردند. همین دعوت مردم به داشتن نگاه تخصصی و رای به تخصص را به فال نیک می گیریم.
تنوع فهرست ها با اینکه انتخاب مردم را دشوار می کند ولی مشارکت حداکثری را زیاد می کند. در خارج از  دو قطبی اصولگرایی و اصلاح طلبی باید نگاه جامع و فراگیر وجود داشته باشد. اما همچنانی که رقیب مجمع اصولگرایان سه فهرست مهم را ارائه کردند، می تواند به مشارکت حداکثری بیانجامد به خصوص برای شورا ها که میزان مشارکتش پایین تر است در حالیکه امورات مردم ارتباط بیشتری با آن دارد. این به این معنا نیست که گروه ها، گروه های صد در صدی و جامع هستند.

 

-عملکرد دوره چهارم شورا را چگونه ارزیابی می کنید؟

عملکرد شورای شهر در دوره چهارم به چند نکته برمی گردد. یکی اینکه شورای چهارم افزایش بیست و یک نفره داشت. هم تجربه بود و هم بسیاری از فعالیت های شورا را تحت تاثیر قرار می دهد. نکته دوم اینکه شورای چهارم بعد از یک دوره ی شش ساله روی کار آمد. طبیعی بود یک تراکم تحول در ان اتفاق بیفتد. مردم فراخور نیاز ها و مواجهات که با شهرداری داشتند، هر کسی که بیاید، خواستار فضای جدید خواهند بود. و نکته ی دیگر طولانی شدن مدیریت شهر یعنی شهردار بود که بر اریکه شهر تکیه زده بود.

و آن طولانی شدن مدیریت شهر به معنای شهردار بود که سالها بر اریکه شهرداری تکیه زده و مطالبات مردمی به صورت مضاعفی متراکم شده بود و صحبت هایی که درباره تغییر این مدیریت وجود داشت؛ من فکر می کنم بخشی از انرژی شورای دوره چهارم معطوف این مسائل شد؛ به همین خاطر برخی از اقدامات ضروری و اولیه که باید برای شهر صورت می گرفت، اتفاق نیفتاد؛ آن چیزی که خیلی واضح است، الان شهر و شهرداری و شورای شهر اصفهان در جایگاه ملی خود جایگاه مناسبی ندارد و حداقل با نام و نشان اصفهان فاصله دارد؛ من فکر می کنم شورای پنجم این مسائل را نداشته و با انتخاب یک شهردار متناسب با جایگاه شهر اصفهان کمبودهایی که در دوره چهارم وجود داشت را جبران کند و این هم وابسته به این هست که یک گروه حداکثری هم فکری به شورا وارد شوند، به اضافه تنوع دیدگاهی که ناخودآگاه رخ می دهد و از گروه های مختلف می آیند و همه اینها بعد از انتخاب همگرا شوند تا شهر اصفهان را به جایگاه مطلوب خودش برسانند.

-در خصوص عملکرد شهردار جدید چه نظری دارید؟

شهردار فعلی، من شناختی هم دورادور از ایشان دارم و ایشان هم تجربیات خوبی در دوران مدیریتی داشته و یکی از نکات مثبت ایشان روحیه تعاملی است؛ منتها در کنار روحیه تعاملی با دیگران، روحیات تحول خواهی و اقداماتی که باید با تصمیم گیری های فوری مبتنی با نگاه بلند مدت رخ دهد، نیاز است؛ فکر می کنم در اقدامات بلند مدت در مباحث سرمایه گذاری و رساندن اصفهان به جایگاه اصلی خودش نیاز به نقویت داریم تا اصفهان را در نقاطی که وجود داشته و آن ها را از دست داده برگرداند یا حداقل زمینه آن را فراهم کند تا در دوره های بعدی به آن جایگاه دست پیدا کند.

 

-برنامه های شما برای حضور در شورای شهر پنجم چیست؟

یکی از آن ها مباحث گردشگری شهری است که علی رغم صحبت زیاد درباره آن، اما هنوز جایگاه ویژه را با توجه شرایط محیطی اصفهان ندارد؛ همچنین جمع بندی یک سری پرونده های معطل شهری نیز خیلی مهم است؛ احیا جایگاه صنوف حرفه ای به غیر صنوف بازرگانی و کسبه، که در کنار صنوف دیگر بازوان اداره شهر و ارائه خدمات به مردم هستند باید شفاف شود، به علاوه آن که مباحثی که بر می گردد به نیازهای مردم و مراجعات مردم در شهرداری؛ مردم باید پرونده شفافی تا زمانی که پنجره واحد مربوط به دستگاه های دیگر شکل نگرفته، حداقل از خود شهرداری و معاونت ها و بخش های مختلف شهرداری بتوانند یک جواب واحد بگیرند. یعنی اگر مراجعه کردند که پروانه بگیرند، به صورت مکانیزه فارغ از سلایق و اخلاق کارمندی که دست اندرکار صدور پروانه است با یک سامانه ای مواجه شوند که صرفاً مقررات بر آن حاکم است و محاسبات پروانه توسط آن سامانه انجام می شود و در هر سیستم یکپارچه سامانه ای هم که بدهیم همان خروجی را داشته باشد؛ نه این که با مراجعه به هر کارشناسی یک نتیجه خارج شود.این سامانه یکپارچه و شفاف شود و چاپ و به فرد تحویل داده شود و حتی این قضیه قبل از مراجعه فرد قابل محاسبه باشد و ان شاءالله در مراتب متعالی خودش با دستگاه های دیگر نیز تعامل صورت گیرد.

از آن جایی که من نامزد میان دوره ای مجلس هم شده ام، اما فعلاً در بحث شوراها به صورت مستقیم حضور دارم، چون در بخش تبلیغات قانون فعلی انتخابات مجلس، قانون به نفع اسراف و تبذیر است؛ سیاست های کلی انتخابات که ابلاغ شده است، بحثی دارد تحت عنوان عدالت انتخاباتی که من از آن به عدالت تبلیغاتی یاد می کنم که نامزدها بایستی با استفاده از رسانه های عمومی و فراگیر، بتوانند برنامه و توانایی های خود را به جامعه ارائه کنند تا جامعه با تشخیص خود از بین آن ها انتخاب کند.

الان چه اتفاقی در شهرها می افتد؟ اتفاقی که الان رخ می دهد، عمده تبلیغات غیرقانونی است و چهره های متعدد به مردم نشان داده می شود که هیچ کدام گویای توانایی فرد نیست؛ فارغ از این که غیرقانونی است به یک جور نمایشگاه صورت تبدیل شده است؛ نمایشگاه صورتهایی که با مدد برخی از فنون عکاسی و آرایشگری، انسان ها را می خواهد به صورت دعوت کند، در صورتی که باید به محتوا برسیم و فضا باید به این سمت برود که مردم تا مردم نگاه اگاهانه پیدا کنند؛ اما شهر به نمایشگاه صورت ها تبدیل شده است و چقدر هزینه هایی به واسطه این تبلیغات تلف می شود و یا چقدر هزینه هایی که صرف می شود که ما صورت ها را نمایش دهیم و سیرت ها پشت این بنرها و کاغذها دارد پنهان می شود؛ البته بخشی از آن گریزی ازش نیست؛ این که افراد و گروه هایی بتوانند اعلام حضور بکنند تا مردمی که آن ها را می شناسند در جریان قرار بگیرند؛ من قائل به این هستم که قانون فعلی انتخابات که الان اجرا نمی شود و به افراد به صورت غیرقانونی تبلیغات می کنند و افراد مسئول موضعی نمی گیرند؛ یادم هست در دوره قبلی تبلیغات به مسئول مستقیم انتخابات در شهرستان اصفهان عرض کردم، این بنرهایی که ابعاد و جای مشخصی برای آن تعریف شده است که می تواند نصب شود، در جاهای متعدد به صورت غیرقانونی نصب می شود و توجیه ایشان این بود که یا نمی شود مقابله کرد یا این که به خاطر این است که به انتخابات رونق دهیم؛ یعنی ما از قانون عدول بکنیم با یان توجیه که باعث رونق انتخابات شود؛ حال آن که رونق انتخابات راه های مختلفی دارد و ضمن این که هدف وسیله را توجیه نمی کند.

این نوع تبلیغات یک مادر غربی دارد که متأسفانه همچنان در از قوانین و ساختارهای ما طفل خود را پرورش می دهد و ما را از آرمان هایی که در قانون اساسی داریم، فاصله می دهد؛ شاید شما بگویید که رسانه های عمومی و فراگیر امکان سرویس دهی ندارند؛ بله این حرف درستی است؛ بنده راجع به مجلس عرض می کنم مثلاً برای شهرستان اصفهان در انتخابات مجلس 5 نماینده می خواهد که در شرایط فعلی که میان دوره است یک نفر می خواهد و حدود 30 نفر تأیید شدند؛ آیا واقعاً برای انتخاب یک کرسی 30 نامزد نیاز است، یعنی باید 30 نامزد کاندیدا باشند؟ شما به قانون که مراجعه می کنید یک شرایط حداقلی است؛ من به دوستان پیشنهاد دادم که چه منع قانونی وجود دارد که همچنانی که برای بعضی از انتخابات در سطح کشور آزمون برگزار می کنید و برای بعضی از صلاحیت ها در مجامع تخصصی، اجتماعی و فرهنگی، آزمون برگزار می شود؛ چه ایرادی دارد و چه مانعی وجود دارد که به خاطر این که در راستای عدالت انتخاباتی باشد، افاردی که توانایی و آگاهی بیشتری دارند، قبل از ورود به صحنه پر زرق وبرق با این همه اتلاف هزینه و سرمایه وارد شوند، چه مانعی برای آزمون هست تا به جای 30 نفر، 10 نفر بمانند؛ نه این که با سلایق سیاسی این افراد کم شوند بلکه در کنار آن صلاحیت هایی که احراز می شود، متناسب با وظایفی که ان فرد می خواهد متقبل شود و وکالتی که می خواهد بگیرد، بیاید و از یک آزمونی عبور کند؛ اگر این طوری شد، برای 5 الی 10 نفر برای یک کرسی می توانید از رسانه های عمومی و فراگیر استفاده کنید.

الان برای شورای شهر اصفهان، حدود 700 نفر هستند یعنی نستبی حدود 60 نفر برای هر کرسی؛ مشخص که کار سخت می شود و تمامی این افراد ناچارند برای عرضه خود اتلاف سرمایه انجام دهند؛ یکی از برنامه های من برای شورا بحث سائل زیست محیطی و آب اصفهان است؛ شما می دانید همین تبلیغات شهری ما چقدر موجب اتلاف آب در کشور و استان و شهر ما میشود؛ می دانید هر برگه کاغذ آ4 چند لیتر آب پنهان یا مجازی مصرف کرده است؟ پشت این کاغذ حدود 80 لیتر آب مصرف شده است؛ مثالش را شاید مردم درباره هندوانه می دانند؛ شاید 50 برابر میزان آب یک هنوانه آب صرف شده است.

توقعی که شهر اصفهان در حوزه شهرداری و شورای شهر هست که در مسائل زیست محیطی به عنوان مدعی العموم مردم ورود پیدا کنند و بنده معتقدم که شورای شهر اصفهان، حقوقی ترین و مردمی ترین و مردم سالارانه ترین مدعی العموم نیازها و خواسته های مردم اصفهان است؛ چرا می گویم مدعی العموم؟ به خاطر این که شرایط مدیریت و ساختار اداری کشور الان به گونه است که خود اصفهان نمی تواند راجع به آب خود تصمیم گیری کند و به واسطه این که در کشور ما مدیریت منطقه ای دچار چالش و خلا های جدی هست، مسائل زیست محیطی ما و مسائل مربوط به آب مان که فراتر از یک استان و شهرستان است؛ مدیرتی یک استان در حال حاضر محدود است به مرزهای سیاسی استان در حالی که سرچشمه ها رودخانه و حوزه نفوذ رودخانه و مسائل طبیعی در چارچوب مسائل سیاسی نیست؛ همین مشکل را در مرزهای کشوری و بین شهرستانی داریم؛ یک خط سیاسی کشیده شده است که مرتبط با شرایطط اقلیمی نیست.

اگر بخواهید آب را مدیریت کنید بیشتر تابع واقعیت های محیطی و طبیعی هستید تا مسائل سیاسی؛ به عبارتی می توان گفت که تصمیم گیری ها و مرزبندی های سیاسی نتوانسته خودش را با مسائل طبیعی انطباق دهد؛ بنابراین نمی توانید مدیریت منطقه ای نمی توانید بکنید به علاوه این که بین دستگاهی هم هست و چون فعالیت های بین بخشیو بین استانی ما دارای خلاهای جدی است، این مسائل حل نمی شود پس بنابراین شورای شهر هم به تنهایی نمی تواندمسئله را حل کند، اما جایگاه مدعی العموم دارد؛ یعنی باید شورای شهر دنبال کند. الان هم در سرچشمه خطرهای جدید داریم هم در تالاب گاوخونی؛ در مبدا به واسطه مدیریت نادرست آب دچار چالش برای آب شرب هستیم و در مقصد به دلیل خشک شدن تالاب و مشکلات زیست محیطی که به زودی به دلیل مسائل ریزگردها و آسیب های زیست محیطی داریم؛ مشکلاتی که تنها ناشی از ریزگردهای متداول نیست، بلکه به گونه است که اگر ریزگردهایش بخواهد تهدید ایجاد کند آلودگی هایی که به واسطه ته نشست در تالاب رخ داده و فاضلاب هایی که در این سمیر رفته خطرات آن به مراتب بیش تر است.

از شورای شهر اصفهان انتظار بود که نقش مدعی المومی خود را به خوبی ایفا کند و درواقع با اختیاراتی که قانون اساسی و قانون به ان داده است تمام تلاش خود را برای مطالبه حقوق عمومی مردم و حق آب آن ها چه از جنبه روحی و روانی و چه از جنبه توسعه ای و پیشرفتی بتواند حق را ادا بکند.

نکته ای که در خصوص شهر قابل زیست برای مردم مسلمان مطرح است این است که البته خیلی در نقاط ابتدایی این جریان قرار داریم به این معنا که ما هنوز نیازهای اولیه مردم را باستی بتوانیم تأمین کنیم؛ البته این به خاطر عقب ماندگی ماست؛ یک انسان ولو آن که تمدنی هم نداشته باشد، برای ادامه حیات خود احتیاج به بستر زندگی حیاتی دارد که  در آن هوای سالم و آب سالم نیازهای اولیه است. ما با این همه پیرشفت ها و کارهایی که انجام شده است از بزرگ ترین بحران ها و معضلات مان همین مسئله آب و هواست؛ یعنی شهرداری ها و دولت ها به گونه ای عمل کرده اند که نیازهای والیه زندگی بشری مان به خصوص در کلان شهر در گرو بی تدبیری ها و جهت گیری های غلط است؛ وقتی می گوییم شهر اسلامی، بنا نیست که مسجد داشته باشد ولی پشت زمینه گنبد هوای آلوده است؛ این شهر اسلامی نیست. یا فرض بکنید که یک ساختمان بلند مربته می بینید که از قوس و ... استفاده کرده ولی ارتفاع آن حقوق همسایگان را ضایع می کند ، این شهر قطعاً اسلامی نیست؛ این نوع ساختمان ها اسلامی نیست. در نتیجه سبک زندگی دینی درستی نمی توانید داشته باشید، این حقوق اولیه باید تأمین باشد تا بعد برویم سراغ نیازهای بعدی انسان.

چون رشته بنده شهرسازی است –لیسانس عمران و ارشد شهرسازی بوده است- مدت ها روی الگوی اسلامی پیشرفت کار کرده ام و مقالاتی را در ابعاد مختلف ارائه کرده ام. الگوی پیشرفت بومی متناسب محیط خودماننیاز داریم، چه در حوزه برنامه ریزی و چه در حوزه سیاست گذاری؛ به علاوه روی شهر ایرانی اسلامی و نهادهایی که باید در این شهر فعال باشند تا مردم بهترین رشد و آرامش را تجربه کنندف کار کرده ام.

یکی از جایگاه هایی که شورای شهر دارد و وظایفی که شورا دارد، در واقع فراهم آوردن بستری است تا شهرسازی و مدیریت شهری ایرانی اسلامی محقق شود؛ اولن راه آن در شرایط فعلی با توجه به بحران هایی که داریم این است که حقوق اساسی مردم را تأمین و مطالبه بکند. یعنی اگر شورای شهر با ظرفیت جمع 13 نفر خود نه نهاد شورای شهر نتواند این حقوق اولیه مردم را تأمین بکند، اولین گام و بستر زندگی اسلامی ایرانی محقق نشده است و به اولین وظیفه خود نتوانسته عمل کند.

در شهری که پایتخت ام اس کشور باشد و یا آلودگی های زیست محیطی این قدر بالا باشد، اصلاً نمی توانیم به گام های بعدی یک الگو و سبک زندگی الهی فکر کنیم. ابتدا باید نیازهای اولیه برآورده شود و از منفی شروع کنیم و به صفر و کف کار برسیم. حق آب پاک و کافی و نور و هوای سالم.

گام های بعدی این است که استعدادهای مردم به خوبی شکوفا شود؛ در شهری که مردم و جوانانش متناسب با استعدادهای خدادادی فرصت پیشرفت نداشته باشند، قطعاً اسلامی نیست؛ امیرالمؤمنین می فرمایند خدا انبیا را فرستاد تا استعدادهای ذاتی مردم شکوفا شود؛ یعنی اگر شهری که استعدادها و ظرفیت های مردم به صورت مشروع و از راه باز کردن مسیرشان شکوفا نشود و جوان ها نتوانند فعالیت متناسب با توانایی هایشان انجام دهند، این شهر قطعاً مبتنی بر ایمان نیست، شهری است که افرادی می توانند با استفاده از قدرت و ثروت و رانت موجب کور شدن استعداد سایرین شوند؛ شورای شهر باید این منافذ را به نفع عموم مردم باز کند؛ شورای شهر بایستی که جریان های اقتصادی و مالی شهر که به سمت یک عده افراد خاص سیاسی و یک سری شرکت ها کانالیزه شده است باید این کانال ها را برای همه کسانی که می خواهند دراین شهر نفس بکشند و همه بتوانند رشد بکنند نه فقط یک عده خاص. این چنین شورای شهری است که می تواند شهر ایرانی اسلامی را رقم بزند. اولویت سرنوشت اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی مردم است و باز کردن مسیر شکوفا شدن استعدادهای مردم است.

در خصوص بحث محرومیت در یک شهر باید عرض کنم که متاسفانه مناطق متعددی در شهر اصفهان داریم که محرومیت در آن ها بالاست؛ این محرومیت بر می گردد به نوع مسکن شان و نوع سرمایه های آن ها که کم بضاعت اند و به سختی گذران زندگی می کنند و خدماتی که نیاز دارند به واسطه زیست در آن شهر که باید برخوردار از آن ها باشند این خدمات را ندارند؛ هر چقدر این مناطق در شهر ما بیشتر باشند ما از آن فاصله داریم و هر چقدر افرادی که از این خدمات برخوردار اند و نتوانند زمنیه ای باشند برای بهره مندی افراد محروم از هر ایده آلی که باید ایثار و رسیدگی به هم نوع هم در آن باشد فاصله داریم.

شهرداری و شورا می توانند سازمان باشند که حلقه وصل طبقات برخوردار و غیربرخوردار باشند؛ طبقه برخوردار را تشویق کنندو زمینه برایشان ایجاد کنند – هم از طریق قانونی و هم کارهای خیرخواهانه اجتماعی- کارهای احترام آمیز نه کارهای ترحم آمیز؛ تا زمینه را برای کمک به هم نوع فراهم کنند؛ این می تواند رد قالب قوانین و مقررات و ضوابط نهادینه بوشد و همچنین از طریق یک سری فعالیت های ویژه ای هم سازماندهی شودو منتها این که بافت های محروم نتوانند از خدمات بهره مندشوند این برای شهر یک درد است و نمی توان گفت شهر انسان هاست و قطعاً از مبانی دینی فاصله دارد. یکی از اشکالا مدیریت های قبلی این بوده است که باید میزان رسیدگی آن خیلی بیش تر از این باشد.

شوراها هم در دوره سوم و هم در دوره چهارم یک جلسه ای می گذارند و یک سری از نخبگان و تاثیرگذاران شهر را دعوت می کنند؛ و نقطه نظرات را می گیرند و افراد هم دفعه اول با انگیزه می آیند و دیدگاه های خود را مطرح می کنند. از این جهت این موضوع را طرح می کنم که نصفی از افرادی که امده بودند با تجربه مأیوسانه قبلی حاضر شدند چرا که این جلسه ادامه نمی یابد؛ که متاسفانه در دوره چهارم هم این موضوع تکرار شد و این جلسه اول و آخر بود؛ بالاخره بایستی از فعالان و دلسوزان شهر برای اداره شهر کمک گرفت که یکی از ضعف های شورای چهارم همین قضیه است؛ از این ظرفیت استفاده نکرد، علی رغم این که در دسترس شان بود و دائم حواله ببه بعد شد؛ که امیدوارم درشورای بعدی هر کس بود بتواند افراد را جذب کند و آن ها را امیدوار کند که جسلات ادامه می یابد تا پشتوانه های مشورت فکری تقویت شود و از ظرفیت آن ها استفاده شود و نباید زمان را از دست بدهند و سرگرم کارهای روزمره نشوند؛ این ها خساراتی است که به راحتی جبران نمی شود.

افزودن نظر

captcha
  • پربیننده‌ترین
  • مطلب دیگری نیست