حضرت آیت الله عبدالله جوادی آملی امروز در جمع علما و روحانیان حوزه علمیه در مسجد اعظم قم به ادامه تفسیر سوره مبارکه قصص پرداخت.

به گزارش رویش نیوز به نقل از حوزه، این استاد تفسیر حوزه علمیه گفت: در پی ادعای حضرت موسی سلام الله علیه که فرمود من رسول رب العالمینم و دعوت او که به توحید بود و فرمود مردم مصر هم باید فقط خدای متعال را بپرستند، فرعون می گوید بحث از خدای عالم و اله ادعایی موسی جداست، اما اله مردم مصر فقط من هستم، منظورش از اله هم این بود که کشور را رأی من و قانون من باید اداره کند نه اینکه مردم مرا بپرستند چون خود او هم بت می پرستید، می گفت بدون شک اله مصر من هستم و فقط می ماند الهی که موسی ادعا می کند که باید ببینیم راست می گوید یا نه و باید قصر رفیعی بنا کنید تا درباره آن تفحص کنیم و البته من موسی را (نعوذ بالله) کاذب می دانم.

وی ادامه داد: مشکل فرعون و امثال او و متفرعن های کنونی این است که نازل ترین درجه علم را دارا هستند که از آن پایین تر دانشی نیست و آن معرفت حسی و تجربی است که کف سواد است، کسی که سرمایه شناخت او حس و تجربه حسی است نازل ترین سرمایه معرفتی را دارا است، بعد از این معرفت نیمه تجربی است، بعد ریاضی محض و بالاتر از او تجریدی (که کاری با تجربه و حس ندارد و برهان محض است) و در فلسفه و کلام است، بالاتر از آن تجریدی ناب که در عرفان نظری است و بالاتر از آن معرفت شهودی است که دارای درجاتی است و قله معرفت شهودی برای انبیا علیهم السلام است، بنابراین از معرفت حسی و تجربی پایین تر نداریم و اینها گرفتار این حد از معرفت بودند، فرعون می گفت من اگر بخواهم ببینم موسی سلام الله علیه، الهی دارد یا نه باید برج و رصدخانه درست و فحص کنم ببینم می شود خدای او را پیدا کرد یا نه.

این استاد عالی حوزه علمیه قم گفت: همین گروه وقتی می گویند عقلانیت، مدرن و پست مدرن، عقلی حرف می زنند ولی حسی فکر می کنند، وقتی می گویند این مطلب عقلی و معقول است و باید روی عقلانیت زندگی کرد یعنی روی حس و تجربه، کسی که انسان را تا مرگ خلاصه می داند و بعد از مرگ هیچ چیزی را نمی پذیرد، کسی که خدا، فرشته ها، وحی، نبوت، عصمت و ولایت را قبول ندارد، هر چه را که بگوید عقلی، عقلی حرف می زند و حسی فکر می کند، (حساسٌ متحرکٌ بالارادة) همین، مشکل اکثریت استکبار یا متفکران مستکبرانه جهان این است، این که قرآن کریم جریان موسای کلیم را مکرر ذکر کرده برای این است که موسی و فرعون الان در عصر ما هستند، آنچه که در عصر فعلی هست و در بسیاری از اعصار بود همین جریان تفکر حسی فرعون است.

مفسر برجسته قرآن کریم گفت: تفکیک دین از سیاست از دیرزمان بوده است، یک پرستش عبادتی و زاری و نیایش برای بت ها بود که خود فرعون هم داشت، اما قانونی که کشور را اداره می کند همان دین مردم است، اگر قیام و قعود و معاملات و عقود مردم بر اساس یک اندیشه باشد همین دین خواهد بود، فرعون می گفت کارها و معاملات، روابط خانوادگی، محلی، منطقه ای و بین المللی شما با اندیشه من تنظیم شود، این که گفت «إنی أخاف أن یبدل دینکم أو یظهر فی الأرض الفساد» همین است، فرعون می گفت اله مردم مصر من هستم و این برج سازی برای تفحص درباره اله موسی علیه السلام است، اما اینکه رفت بالای برج و تیر زد و امثال آن افسانه است و اینکه قصر و برجی بسازد که بالای آن برای فحص برود، این همه جبال شاهق هست و کسی که بخواهد به مکان مرتفعی برود نیازی به برج ندارد و می تواند روی قله ها جستجو کند، بنابراین ظاهر قضیه همان رصدخانه سازی است که در سوره مبارکه غافر که همان مؤمن است در آیات 36 و 37 به آن اشاره شده است، می فرماید «و قال فرعون یا هامان ابن لی صرحا لعلّی ابلغ الاسباب اسباب السماوات فاطلع الی إله موسی و إنی لأظنه من الکاذبین».

وی افزود: اینها دارای پایین ترین درجه علم هستند و اگر کسی بخواهد اینها را هدایت کند باید اول یک معرفت شناسی و روش متقنی ارائه کند تا بفهمند این معرفتی که دارند کف دانش است و پس از آن نیمه تجربی، بعد تجریدی و عقلی و سپس شهودی است، حال چه به معرفت شهودی برسید یا نه؛ معیار احتجاج باید مسائل عقلی باشد.

آیت الله جوادی آملی خاطر نشان کرد: مشکل همه ما غیر از معصومین و اوحدی از افراد عادل که عالم بی عمل هستیم این است که یک تفرعنی در درون ما هست، یعنی چیزیی را که می دانیم گناه است انجام می دهیم، مثل غیبت، تهمت، نگاه به نامحرم، زیرمیزی و رومیزی، با این که می دانیم پوست انسان را می کَنَد، این که قرآن فرمود مال حرام و رشوه و سُحت است، اگر گوسفندی پوست نهالی را که تازه کاشته اند بکَند خشک می شود، مال حرام سحت است، «فیُسحِتَکُم» یعنی پوست شما را می کَند، خشک و بی آبرویتان می کند، همه ما این را فهمیده و معتقد هستیم ولی وقت زیر میزی و رومیزی دستمان دراز است، کسی نیست که روحانی باشد و این آیه را نشنیده باشد که مال حرام و رشوه پوست آدم را می کَند، مستأصل می کند یعنی اصل تان را می برد، مستأصل یعنی مقطوع الاصل.

وی افزود: اگر هر روز این را بگوییم باز جا دارد چون هم محل ابتلای علمی ما است و هم محل ابتلای عملی ما و هم غده سرطانی همه ما است، سرّش این است که آن کسی که می فهمد یک چیزی است و آن کسی که تصمیم می گیرد و انجام می دهد و اجرا می کند چیز دیگری است، ما در دستگاه بدن مان یک سلسله اموری داریم که متولیان اندیشه اند مثل چشم و گوش و یک سلسله اعضا و جوارحی است که متولی حرکت و کار است مثل دست و پا و از این جهت ما چهار گروهیم، بعضی مبادی ادراکی شان تام است یعنی چشم و گوش و دست و پایشان سالم است، اینها کسانی هستند که وقتی مار و عقرب را دیدند فرار می کنند، یک گروه دیگری هم هستند که چشم و گوششان سالم است و مار و عقرب را می بینند ولی دستشان بسته و پایشان فلج است و نمی توانند فرار کنند، اگر او نیش خورد و کسی به او اعتراض کرد که مگر مار و عقرب را ندیدی، به این اعتراض کننده نقد وارد است که مگر چشم و گوش فرار می کند، فرار با دست و پا است که فلج است، آیه و روایت خواندن که مگر نمیدانستی، مگر ندیدی، فایده ندارد.

* عقل نظری به تنهایی مشکلی را حل نمی کند

مفسر قرآن کریم گفت: عقل نظری و سواد و فهمیدن و جزم مشکل را حل نمی کند، جزم یک متولی دارد به نام عقل نظری اما کار به دست اراده و عزم و نیت است که فلج است، در بیان نورانی حضرت امیر علیه السلام است که فرمود «کَم مِن عَقلٍ اَسیرٍ تَحتَ هویً اَمیرٍ»، در جبهه جهاد، او با سواد ما کاری ندارد، سواد در مملکت ما زیاد است که چه چیزی واجب و چه چیزی حرام است، این را همه می دانیم، آن مشکلات و دقایق است که مربوط به خواص است، آن چیزی که مملکت را آباد می کند یعنی رساله عملیه را همه ما می دانیم، سواد ما کم نیست، بیش از هزار قانون و مسأله است که خدا و پیغمبر فرموده اند و مراجع هم در رساله عملیه بیان فرموده اند، ما مشکل علمی نداریم، اگر به همین رساله عملیه عمل بشود ایران بهشت می شود، مشکل عملی داریم یعنی وقتی می خواهیم تصمیم بگیریم و اراده و نیت کنیم عقل اسیر هوس است، نیرویی که اهل عزم و اراده و نیت است فلج و به بند کشیده شده است و با آیه خواندن مشکل حل نمی شود، اگر دست و پای کسی بسته باشد با تلسکوپ و میکروسکوپ و دوربین و عینک مشکل او حل نمی شود، او در دیدن مار و عقرب مشکلی ندارد، خیلی هم خوب می بیند، آن دست و پا که باید فرار کند فلج است.

* توصیه به تواضع در برابر حق

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بیان داشت: وجود مبارک موسای کلیم به فرعون فرمود مطلب برای تو صد در صد روشن شده است، قرآن فرمود «و جَحَدوا بِها وَاستَیقَنَتها أَنفُسَهُم»، یعنی صد در صد یقین داشتند، بخش اندیشه آنها کاملا می داند ولی بخش انگیزه شان صد در صد فلج است، الان وقتی دو طلبه که مقدمات یا سیوطی را بحث می کنند، اگر یکی فهمیده که حق با رفیق او است ولی با هر حیله ای می خواهد حرف خود را ثابت کند، این یک آفتی است، اگر خدای ناکرده در اول امر خود را معالجه نکند وقتی وارد جامعه شد منشأ فتنه است، وقتی فهمیدی حق با او است خود را درمان کن، مثل سرما خوردگی که می گویند اگر اول معالجه شود سریع العلاج است اما بعد دیگر اُمّ الامراض می شود، شما دو نفر هستید و ثالث اثنین هم خدا است و غیر او هم کسی نیست، بگو حق با تو است یا کوتاه بیا، این یک مشکل جدی دارد که به آسانی حل نمی شود، لذا بهترین راه تواضع در برابر حق است، البته تواضع در برابر افراد عادی در جامعه هم فضیلت است اما مهم ترین تواضع این است که انسان در برابر حق کوتاه بیاید.

* اگر به رساله عملیه عمل کنیم نه بیراهه می رویم و نه راه کسی را می بندیم

آیت الله جوادی آملی گفت: شبانه روز باید در مسائل مراقب باشیم بعد انسان راحت می شود، این طور نیست که سخت باشد، به راحتی انسان به چیزی که عالم شد عمل می کند و آن وقت «جعلنا له نورا یمشی به فی الارض»، انسان بی رغبتی به گناه پیدا می کند، ما مشکل علمی نداریم، اگر به همین رساله عملیه عمل بشود ایران بهشت می شود، نه بیراهه می رویم و نه راه کسی را می بندیم، الان حداقل 78 میلیون پرونده روی میز دستگاه قضایی است که مال همین الفبای دین است؛ فحش، تجاوز، کم فروشی، گران فروشی، چک بی محل و امثال ذالک که همه ما می دانیم اینها حرام است، اگر به همین رساله عملیه عمل شود ما هیچ مشکلی در کشورمان نداریم، آنها خیال می کنند مسأله تحریم راهگشا است، به خدا قسم اشتباه می کنند، مگر روزی به دست اینها است، «له مقالید السماوات و الارض»، «یرزق من یشاء بغیر حساب».

این استاد عالی حوزه علمیه قم با اشاره به تکرار قصه موسی علیه السلام و فرعون در قرآن، خاطرنشان کرد: این قصص قرآنی حرف روز است و اینها منظورشان از عقل حس و تجربه است، اگر می گویند باید گوش به حرف ما باشید یعنی ادعای الوهیت دارند، ممکن است کسی داعیه مسیحیت داشته باشد اما مسیحیتی که فقط در ذهن و بیرون از دین و زندگی است، این را که وجود مبارک حضرت مسیح علیه السلام نیاورده است.

مفسر برجسته قرآن کریم با تأکید بر تمرین عملی عبادت ها، نیایش ها، محاسبه و مراقبه، ابراز داشت: مراقبه یعنی اینکه گردن بکشید ببینید دارید خلاف می کنید یا نه، این که گفته اند هر کاری می کنید بسم الله بگویید، البته گفتن بسم الله ثواب دارد ولی این یک قرنطینه است، یعنی هرکاری که می کنید باید رویتان بشود که بگویید خدایا به نام تو، کار مکروه و حرام را که نمی شود گفت خدایا به نام تو، این کار یا مستحب است یا واجب، کفش که می خواهی بپوشی بسم الله بگو، یعنی ببین پا را در کفش خود می کنی یا دیگری، تفرعنی که در فرعون بود در بسیاری از ما ممکن است خود را نشان دهد.

آیت الله جوادی آملی با اشاره به آیه شریفه «واستکبر هو و جنوده فی الارض بغیر الحق و ظنوا انهم الینا لایرجعون» گفت: «بغیر الحق» یک تأکیدی است مثل «قتل النبیین بغیر الحق» که قتل نبی یقینا به غیر حق است، استکبار هم یقینا به غیر حق است، این اوصاف توضیحی و برای تأکید است، مهم ترین مشکل شان این بود که مرگ را پایان زندگی می دانستند و خدا هم فرمود همه اینها را جمع کردیم و به دریا ریختیم.

افزودن نظر

captcha