ژوسپن و لوپن
تحلیلی بر نحوه حضور نامزدهای اصولگرا در انتخابات
سه شنبه 10 اسفند 1395, 14:45

 

یادداشت- محمود فروزبخش: برخی می گویند که برای پیروزی بر حسن روحانی در انتخابات 96 باید تنها بر روی یک نامزد تاکید کنیم و از تکثر نامزدها بپرهیزیم. در حال حاضر علمداری این جمع را جبهه انقلاب اسلامی بر عهده گرفته است و بنا دارد از میان تمامی گزینه های مطرح انقلابی، به یک نفر واحد برسد.

نهایت این ماجرا چیزی شبیه ماجرای خاتمی – ناطق نوری است، چیزی که نتیجه اش قطعا برای اصولگرایان دلچسب نخواهد بود.

به عقیده نویسنده این سطور، این مسیر، مسیر خوبی است و از کثرت نامزدها جلوگیری می کند اما به تنهایی کافی نیست بلکه صحیح آن است که یک نفر دیگر هم به عنوان رقیبی دیگر در میدان انتخابات حاضر شود. برای اثبات این مدعا لازم است مقداری تاریخ را مرور کنیم.

من چندان تاریخ ملل دیگر نمی دانم اما تا جایی که در خاطرم هست در قرن بیست و یکم تنها یک بار رئیس جمهور یک کشور در انتخابات پایش به دور دو کشیده است. در سال 2002 و در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه، ژیراک که رئیس جمهور وقت بود یک رقیب جدی داشت و آن هم ژوسپن بود. ژوسپن از حزب سوسیالیسم، نمایندگی احزاب مخالف دولت را بر عهده داشت. اما در پایان دور اول نتیجه ای عجیب رقم خورد. لوپن با شیراک به دورم دوم رفتند!

لوپن رهبر ملی گرایان افراطی بود و تنها نمایندگی یک جریان را برعهده داشت و کسی نمی توانست اقبال مردم را به او پیش بینی کند. او با جذب آرا دو کار کرد هم با برهم زدن دوقطبی انتخاباتی راست و چپ، سبب شد تا مقداری از آرا به سبد او ریخته شود و رای شیراک کمتر از پنجاه درصد شود و هم توانست بیشتر از ژوسپن رای بیاورد.

به ایران بر گردیم. تجربه تکثر نامزدها در ایران برای اصولگرایان، چندان بد نبوده است. در سال 84 که از این تکثر، موفق بیرون آمدند و در سال 92 نیز رای روحانی در حوالی 50 درصد متوقف شد. پر واضح است که الان شخصیت روحانی آن نشاط سال 92 را ندارد و با تکرار حالتی مانند سال 92 می توان امید غلبه بر روحانی را داشت.

حتی مخالفان احمدی نژاد هم برای غلبه بر دولت او به یک نامزد اکتفا نکردند و نیروهای خود را در ستادهای کروبی و موسوی پخش کردند با این که همه یقین داشتند، کروبی رئیس جمهور نمی شود اما باز هم برای آن ها مهم بود که کروبی بتواند بخشی از سبد آرا را به خود جلب کند. پس این روش عاقلانه به نظر می رسد.

البته اصولگرایان در تجربه نامزدهای متکثر علیه رئیس جمهور وقت، باید دو نکته را در نظر بگیرند:

از تکثر (3 به بالا) نامزد بپرهیزند. مانند سال 80. زیرا در این صورت دیگر هیچ کاندیدی در چشم مردم جلوه نخواهد کرد و نگاه ها تنها متوجه همان رئیس جمهور می شود.

از تقابل با هم بپرهیزند. نظیر آن چه در سال 92 میان طرفداران مردمی قالیباف و جلیلی رخ می داد که در نزد عموم مردم یکدیگر را از وجاهت می انداختند و راه را برای روحانی باز می کردند. بدیهی است با وجود رئیس جمهور حاکم در انتحابات، نگاه ها باید تنها و تنها متوجه او باشد و نامزدهای نزدیک به جریان اصولگرایی، یکدیگر را تضعیف نکنند.

 

حال سوال مطرح می شود که لوپن ایران کیست؟ ژوسپن که مشخص است می توان گفت همان نماینده واحدی است که توسط جبهه اعلام می شود. او نماینده احزاب و گروه های اصولگرایی است مانند ژوسپن که اصلی ترین رقیب شیراک تصور می شد.

اما لوپن کسی است که تک رو است و تنها بر حمایت اطرافیان خود حساب می کند. به نظر می رسد این فرد در حال حاضر، جلیلی باشد. جلیلی چندان زیر بار جبهه نرفته است گویی نه جبهه را قبول دارد و نه روش آن ها را. نزدیکان جلیلی که عزم را برای آمدن او جزم کرده اند و منتظر آن هستند که چهره ای بهتر از او بسازند.

جلیلی، لوپن ایران است. نمی گویم تندرو اما می گویم تک رو. او می تواند جدای از ماجرای جبهه و اصولگرایان، برای خود خطی را در پیش گیرد و بخشی از آرا را نصیب خود کند. در حال حاضر که شدیدا ساز مخالف می زند.

نگارنده معتقد است، حضور جلیلی در انتخابات در کنار کاندیدای واحد اصولگرایان برای رقابت با روحانی، مغتنم است. بعید است کسی از نیروهای انقلابی به تنهایی بتواند بیش از 50 درصد آرا را کسب کند پس تنها راه کنارزدن روحانی، کشاندن انتخابات به دور دوم است. بهترین و تنهاترین الگو برای کشاندن به دور دوم هم همان مدل ژوسپن و لوپن است.

عده ای البته معتقدند وجود دونامزد، باعث گیجی می شود. این گیجی در مجموع چیز بدی نیست. زیرا اگر گیجی نباشد و کاندیدای اصولگرای رقیب روحانی کاملا مشخص شود، انتخابات سریعا رنگ دوقطبی می گیرد و مردم خیلی سریع گزینه خود را انتخاب می کنند. حال آن که وجود ابهام چیز خوبی است و به توان اردوگاه دولت و حامیانشان ضربه وارد می سازد. وجود ابهام تا خود روز رای گیری، این بار چیز بدی نیست. ابهام در انتخاب برای کسی بو است که بر کرسی ریاست جمهوری نشسته و خواهان استمرار و ثبات در قدرت است.

ابهام تا روز رای گیری هم باید باشد. الان هم نشانه گواه آن است که مردم تا حد زیادی نمی دانند که به چه کسی باید رای بدهند. این برای رئیس جمهور وقت خطرناک است و سبب می شود هر لحظه نظرات برگردد. دو انتخابات اخیر هم نشان داده که مردم به اصطلاح بد جوری شب آخری شده اند این بار این حالت به نفع اصولگرایان و به ضرر روحانی است. اجازه ندهید انتخابات دوقطبی و فضا حل شده و شفاف باشد.

تجربه نشان می دهد هر موقع فضا مبهم باشد، مردم بیشتر پای صندوق های رای می آیند. هنگامی که مردم تصور کنند نتایج تا حدودی معلوم است، کمتر رای می دهند. در تمامی انتخابات ها چه مجلس چه ریاست جمهوری این قاعده بوده است. برای مثال هنگامی که قطعیت پیروزی احمدی نژاد به خطر افتاد، تنور انتخابات گرم شد در حالی که معمولا دور دوم ها رونقشان کمتر بوده است.

حالا باید ابهام باشد تا پایه حکومت روحانی بلرزد و مردم این عدم ثبات را حس کنند و بدانند که رایشان کلیشه ای نخواهد بود. پس بدین ترتیب مردم با عدد بالا رای خواهند داد و همه می دانیم که این حضور گسترده به نفع روحانی نیست. زیرا سبد رای دولت ثابت است و هر چه حضور بیشتر، امکان رای برای دو کاندید دیگر را بیشتر می کند.

 

 

افزودن نظر

captcha
ارسال
انصراف



این سایت با منابع شخصی راه اندازی شده است و حق تکثیر مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.