رویش نیوز- حجت‌الاسلام محمد داستان‌پور: مهمترین اصل در زندگی هر بشر کشف هویت خویشتن است و این اکتشافات بزرگ و ارزشمند، از یک سوال شروع می شود و اگر به جوابی محکم برسد دست مریزاد جدی لازم دارد؛ و آن سوال که عمومی ترین سوال بشر بوده و هست این است که "من کیستم؟!؟"

مدتهاست ذهنم درگیر است تا اینکه با القائات اطرافیان، به این نتیجه رسیدم که من یک دیوانه فرهنگی هستم.

شاید تعجب کنید ولی چند ماهی است که دائم از اطراف، این جمله به بنده القاء می شود که واقعأ دیوانه ای!!!

گویندگان این جمله آدمهای معمولی و کم اهمیتی نیستند که به راحتی بتوانم حرفشان را نشنیده بگیرم، بلکه عمدتاً فعالان فرهنگی شهر هستند. عمدتاً افرادی هستند که در این آشفته بازار فرهنگی و ناتوی عظیم، بناست فرماندهی کنند و دل شیر به صحنه بیاورند که صحنه ی رزم بسیار نامرد و پرتلاطم است و اگر دل شیر نداشته باشی، پاهایت به اندازه لانه عنکبوت سست خواهد شد.

بناست جگر پرسوز به صحنه بیاورند که سوز جگرشان تمام سازهای خوابهای شیرین دشمن را بسوزاند و بی اثر کند. بناست ابوذروار ندای غربت امام خویش را فریاد کشند و به گوش هم برسانند. بناست با همت بلندشان، پیش همت ها روسفید باشند. بناست با عزم راسخشان، کوهها را شرمنده کنند و طوفانها را سر جایشان بنشانند. بناست که نگذارند بانگ « أین العمار» ولی زمانشان به عنوان سند ننگ این قبیله در تاریخ ثبت شود. و بناست که ...

حال نمی دانم چه شده وقتی سوال می کنند که اردوی کربلایتان چند نفره است؟ یا اردوی مشهدتان چند اتوبوس است؟ هنوز جواب را کامل نشنیده ، بدون درنگ فقط یک جمله به تو می گویند: "واقعاً دیوانه ای!!"

از جهت احترامی که برای این بزرگواران قائل هستم، از کنار حرفشان ساده نمی گذرم و در تعریف هویتم آن را جای می دهم که "من یک دیوانه فرهنگی هستم." ولی سوال جدیدی تمام وجودم را فرا می گیرد که چرا باید حرکتهای چریکی فرهنگی، دیوانگی  نامیده شود؟ چه اتفاقی افتاده است که یک اردوی 500 نفره دخترانه به مقصد کربلا و یا اردوی 900 نفره مشهد این اندازه غیرعادی جلوه می کند؟!

مگر جنگِ فرهنگی نیست؟! مگر جنگ، عِده و عُده نمی خواهد؟! مگر جنگ لشکرکشی و گردان بندی و چینش دسته و گروه ندارد؟! فرماندهی قبول مسئولیت همراه با ریسک سنگین است در راستای تقویت جبهه حق. پس چرا عملیات های پارتی زِنی فرهنگی، ریسک پذیری های تربیتی، خود زنی های تشکیلاتی تا این اندازه غیرعادی و دیوانگی جلوه می کند؟!؟

هر چه به این برنامه ها نزدیک تر می شویم، بیشتر می شنوم که "واقعاً دیوانه ای" نکند روزی بیاید که ریسک کردن برای جبهه حق، سختی کشیدن برای لبیک به حکم جهاد فرهنگی و در یک کلمه مجاهد بودن، نوعی دیوانگی تلقی شود. نکند آب و هوای راحت طلبی، عافیت طلبی، منفعت طلبی و خودپرستی آنقدر حال و هوای دلمان را عوض کند تا جائیکه همه این حرفها شعار، همه این دغدغه ها مالیخولیا و همه این رفتارها دیوانگی بحساب آید!و نکند که...

شیعه و عافیت وامصیبت؛
دین و اشرافیت وامصیبت.

ای شمایی که در خود خزیدید
شیعه راستین یزیدید

پ.ن.اول: این متن پس از بی خوابی طولانی و خستگی فراوان نوشته شده و احتمال دارد در حالت صحت و سلامت روحی و فکری نبوده باشم، پس خواهشأ آن را جدی نگیرید واصلأ حساس نشوید، خواب به همه دوستان خوش.

پ.ن.دوم: جوانان عزیز شهر امن و امان است، دیده بانها بیدارند، فرماندهان خواب و آسایش را به خود حرام کرده اند، دشمن کاملأ به خواب رفته و برق سکه ها نور اراده هایشان را خاموش نموده و به دنبال یک لقمه نان حلال بی خیال ترویج فساد، فحشا، فقر و انحراف جوانان ما، ایام سپری می کند. اصلأ نگران ابدیت و معصومیت تان نباشید.
والسلام
یاعلی مدد

 

افزودن نظر

captcha
  • پربیننده‌ترین
  • مطلب دیگری نیست